کد خبر:۱۱۱۷۸۵
نگاهی به فراز و فرودهای سینمای پس از انقلاب - 3
رویشها و ریزشهای سینمای انقلاب
مروی بر سینمای ایران نشانگر حقیقت این مدعاست؛ سینماگرانی همچون مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی کیا، کمال تبریزی، احمدرضا درویش، شهرام اسدی، مجتبی راعی، بهروز افخمی و دیگرانی که در طی نسل های بعدی تولد هنری خود را به نوعی مرهون این سینما هستند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ گفتیم که با وقوع انقلاب اسلامی بساط فیلمفارسی ها برچیده، و عرصه ای نو برای هنرمندان و بویژه سینماگران گشوده شد.
عرصه ای که به تولید و خلق آثاری ماندگار و ارزشمند و سینماگران پرتوان و بزرگ انجامید که غیر قابل انکار است.
اما سوال اساسی اینجاست که این فیلمسازی ها تا چه حد به جریان و موج سالم و اصولی در عرصه فیلمسازی و آموزش بدل شد.
سینمای انقلاب توانست نمونه های موفقی از تولیدات سینمایی و نیز کارگردان های برجسته را به جامعه سینمایی کشور و نیز جامعه جهانی هنر ارائه كند.
مروی بر سینمای ایران نشانگر حقیقت این مدعاست؛ سینماگرانی همچون محسن مخملباف، مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی کیا، کمال تبریزی، احمدرضا درویش، شهرام اسدی، مجتبی راعی، بهروز افخمی و دیگرانی که در طی نسل های بعدی تولد هنری خود را به نوعی مرهون این سینما هستند.
گرچه برخی از این نام آوران بعدها دچار یا مبتلابه استحاله فکری شده و راه خود را از آرمان های اولیه خود جدا کردند که نمونه جدی و اصلی این رویکرد هم کسی نیست جز محسن مخملباف، اما واقعیت این است که سال های پس از پیروزی انقلاب شاهد رویش هایی اصیل و ناب و دلپذیر از همین نسل انقلابی بود.
کارگردان هایی همچون مجید مجیدی و ابراهیم حاتمی کیا که می توان آن دو را سرسلسله سینماگران انقلابی دانست که یکی در حوزه اجتماعی و عاطفی و دیگری در حوزه سینمای دفاع مقدس آثاری درخور و ماندگار را خلق كردند.
حقیقت فیلم هایی مثل «بچه های آسمان» به عنوان شاهکار بی بدیل سینمای پس از انقلاب به هیچ وجه قابل انکار و کتمان نیست و این فیلم بر تارک سینمای محجوب و پاک و تاثیرگذار پس از انقلاب می درخشد.
یا فیلم «مهاجر» که همچنان به عنوان بهترین فیلم دفاع مقدس و شاهکار سینماگر سازنده اش در ذهن ها به ماندگاری مانده است.
سینمای انقلاب در یک دوران طلایی به عنوان سینمایی که هم بازتابنده آلام و آمال مردم ایران بود و هم انعکاس زیبایی شناسی انسانی و اسلامی کارگردان های ایرانی نماد و نمودی زیبا و دلپذیر در جهان یافت؛ سینمایی که در ایران با رویکرد مثبت مردم و استقبال آنعا روبرو بود و به مدد همین شرایط در جهان نیز مخاطبان مردمی بسیاری یافت.
سینمایی که به عنوان پدیده ای نجیب قابل شناسایی بود و دلبستگانی داشت که نگاهی نو و امیدی دیگر را در آن یافته و به استمرار و مداومت و بازتولید آن می اندیشیدند.
سینمایی که رهاوردش «تولد یک پروانه» بود، «مادر» بود، «ناخداخورشید» بود، «آن سوی آتش» بود و «رنگ خدا».
سینمایی که نه حاضر بود به مردمش پشت کند و نه حاضر بود زیر یوغ ابتذال به اهالی سخافت و لودگان معرکه گیر باج دهد.
سینمایی که با تمام وجود انسانی بود و ایمانی.
براستی در کجای دنیا نمونه ای برتر و والاتر از «بچه های آسمان» سراغ دارید؟ بزرگ فیلم معصومی که مثل رسالت وحیانی یک نبی یا شهادت آسمانی یک ولی و یا کودکانگی معصومانه یک دخترک لطیف و نحیف آمد و در باور مخاطب قد کشید و انسانیت و درستی را در اوج فقر و نداری تصویر شد.
«بچه های آسمان» در قاب خاطره های سینمایی ما تابید و ما را دوباره به میهمانی آفتاب رهنمون شد؛ سینمای ایران تلاقی و تداعی این لحظه های شگرف بود در دل و دیده ما.
سینمایی که کاش... .
/انتهاي پيام/
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰