توهين به امام (ره)؛ تمسخر يك اسطوره در جشنواره فيلم فجر
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ پس از سال ها انتظار و حواشي فراوان و تمجيدات براي تبليغات كاذب پيرامون فيلم «فرزند صبح» توسط كارگردان و عواملش كه در اين عصر بسيار ماهر و حرفه اي هستند، شامگاه ديروز اين فيلم در ميان بهت و حيرت اهالي رسانه و منتقدان سينما در برج ميلاد، محل كاخ جشنواره به نمايش درآمد.
فيلمي كه بي ترديد بدترين، ضعيف ترين و با كمال تاسف مضحك ترين فيلم جشنواره فيلم فجر و لكه ننگي در كارنامه كارگردان پرحاشيه سينماي ايران، بهروز افخمي به حساب مي آيد؛ البته بر ايشان حرجي نيست؛ چرا كه سينماي ايران اساسا بر اساس حواشي شكل مي گيرد نه متن.
واقعيت اين است كه از سال ها پيش كه حواشي واقعي فيلم «فرزند صبح» آغاز شد، امر بر همگان مشتبه بود، اما منتقدان اصيل و حرفه اي و خوش بين در كمال انصاف و متانت تمام اين مدت را صبوري ورزيد تا فقط و فقط با متن فيلم روبرو شوند و به هيچ وجه اسير تبليغات و پيشداوري ها و پيش فرض هاي اين و آن نشوند.
از همان ابتدا وقتي كارگردان سمج و لجوج «فرزند صبح» اصرار داشت تا نقش دايه امام را با وجود نظر جامعه متدين و انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس بر عهده هديه تهراني بگذارد و منتقدان در مقابل اين لجاجت تا حدودي مشكوك، خوش بينانه و دلسوزانه جانب بهروز افخمي را گرفتند، فيلم در هاله اي از ترديد قرار گرفت.
آن روزها و سال ها گذشت و خاطره بيانيه هاي شديدالحن افخمي كه هنوز در يادها باقي مانده، اما كمرنگ شده، هنوز يادمان است؛ آن جملات تند و گزنده و بعضا توهين آميز وي در مقابل مخالفانش كه گويي نماينده تام و تمام انديشه امام است؛ مي گفت من فيلمي را مي سازم كه فيلم خودم باشد و اجازه نمي دهم مرا مجبور كنيد فيلمي بسازم كه فيلم شما باشد.
بهروز افخمي همان كسي كه مي گفت امامي كه من مي شناسم با امامي كه شما مي شناسيد متفاوت است، امام من اهل عرفان و شعر است و ...
تمام آن سال ها و روزها گذشت به تلخي، اما با صبوري؛ تا شامگاه ديشب كه فيلم «فرزند صبح» رونمايي شد و بهروز افخمي اجازه يافت با بودجه ميلياردي و زمان چندين و چند ساله فيلم مطلوب خود را بسازد.
اگر در طول زمان گذشته حق با افخمي بود و صبر و سكوت و مماشات و خوش بيني منتقدان محلي از اعراب داشت، امروز، اما زمان ديگري است؛ امروز فرزند صبح را ديده ايم و اجازه بدهيد به همان شيوه كه بهروز افخمي با مخالفان و منتقدانش سخن مي گفت با او سخن بگوييم.
فيلم «فرزند صبح» يكي از بدترين و مضحك ترين فيلم هاي تاريخ سينمايي ايران است.
آقاي بهروز افخمي ديشب در ميان حلقه فشار منتقدان آن قدر مستاصل شده بود كه هر چه اصرار شنيد نتوانست يك خلاصه دو خطي از فيلم را بگويد؛ او با زبان بي زباني پذيرفت كه چيزي به نام فيلمنامه در فيلم «فرزند صبح» اساسا وجود خارجي ندارد و اين در سينما يعني فاجعه.
فيلم «فرزند صبح» يكسري نما و سكانس بي ربط، بدون هيچ بهره زيبايي شناسي و كاملا وصله و پينه شده است كه مخاطب را در شدت عصبانيت و كسالت به بهت وا مي دارد؛ فيلمي كه نه فيلمنامه دارد و نه شخصيت پردازي و نه ريتم درستي بر آن حاكم است و فاجعه برانگيزتر از همه اينكه هيچ قصه اي در اين فيلم وجود ندارد.
حالا ديگر به جرات مي توان گفت ساخته شدن پروژه اي به نام «فرزند صبح» يك فاجعه تمام عيار است و سازندگان آن اگر مجرم نباشند حداقل، متهم هستند و بايد محاكمه شوند.
آقاي بهروز افخمي و كساني كه از او پشتيباني كردند آن قدر مست پول و امكانات و تبليغات خودساخته شده بودند كه فراموش كردند در حال بازي كردن، مضحك كردن و تمسخر اسطوره تكرارناپذير مردم ايران و نماد ايمان و آگاهي و قبله پايداري تمام مسلمانان و بلكه آزادگان جهان يعني حضرت امام خميني (ره) هستند.
جاي تعجب و بهت و شگفتي است، بهروز افخمي و عواملش چه طور جرات كردند دست به چنين كاري بزنند؟ چه كساني اين به اصطلاح فيلمنامه را تصويب كردند؟ چه كساني براي آن بودجه ميلياردي در نظر گرفتند؟ چه كساني و به پشتوانه چه عناصر پر نفوذي آن چنان تند و گزنده در مقابل انتقادهاي عمومي متدينان ايستادند و چنين پروژه اي را پيش بردند؟
فيلم «فرزند صبح» از هر جنبه كه به آن نگريسته شود، حيرت آور و تكان دهنده است؛ در سكانسي از فيلم ريل گذاري زير پايه هاي دوربين در صحنه ديده مي شود، ديالوگ هاي خانم هديه تهراني در اكثر لحظات فيلم بيش از آن كه بومي باشد مضحك و خنده دار است، خانم هديه تهراني در فيلم «فرزند صبح» از همان نحوه نگاه ها و حركت ها و عشوه هايي استفاده مي كند كه در ساير فيلم هايش، آيا به نظر شما جمع شدن تمامي اين عوامل و ساخت و پرداخت چنين فيلمي، مشكوك و جرم نيست؟ آيا مقامات كشور وظيفه ندارند در دفاع از حيثيت والاترين نماد ديني و ملي معاصر ايران و جهان اسلام حركت درخوري نشان دهند؟
گفتني ها در مورد فيلم «فرزند صبح» فراوان است و از جمله مهمترين آنها سخني است كه از اثناي ساخت فيلم در افواه منتشر شده بود و آن شايعه حمايت همه جانبه نوه حضرت امام، جناب حجت الاسلام سيد حسن خميني از اين فيلم بود و اين نكته اي است كه عموم مخاطبان، منتقدان و مردم جامعه نياز به روشنگري و شفاف سازي آن را احساس مي كنند.
فيلم «فرزند صبح» ديشب در ميان بهت و حيرت منتقدان به نمايش درآمد و بهروز افخمي، كارگردان آن هيچ حرفي براي گفتن نداشت و تنها به ذكر اين نكته اكتفا كرد كه اين فيلم «فيلم من» نيست.
اما واقعيت آن است كه جامعه منتقدان و عموم مخاطبان با شنيدن چنين جملات مضحك و كوته بينانه اي بعيد است، قانع شوند.
ديشب در پايان نمايش فيلم «فرزند صبح» فيلمي كه به هر حال و البته به نادرستي و جفا خود را منسوب به حضرت روح الله امام خميني مي دانست، در كاخ جشنواره اتفاقي افتاد كه قلب هر ايراني مسلمان و آزاده اي را به درد آورد؛ ديشب در پايان نمايش فيلم و با آغاز تيتراژ پاياني تنها يك صدا در سالن پيچيد، مردمي كه عصبي بودند از توهين به امامشان و شگفت زده و غمگين، فيلم «فرزند صبح» را هو كردند!/انتهاي پيام/