مردمی بودن انقلاب اسلامي ايران
کد خبر:۱۱۲۷۲۵

مردمی بودن انقلاب اسلامي ايران

مردمی بودن از ویژگی های انقلاب اسلامی می باشد که اکنون نیز یکی از برگ برنده های این انقلاب در میان نمونه های مشابه است و رمز پیروزی و ماندگاری آن می باشد.
 گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»؛ جمهوری اسلامی از دو کلمه مرکب شده است، کلمه جمهوری و کلمه اسلامي؛ کلمه جمهوری،شکل حکومت پیشنهاد شده را مشخص میکند و کلمه اسلامی محتوای آنرا.میدانیم که حکومتهای دنیا چه در گذشته و چه در حال حاضر،شکلهای مختلفی داشته اند از قبیل حکومت فردی موروثی که نام آن سلطنت و پادشاهی است یا حکومت حکیمان،متخصصان فیلسوفان و نخبگان که اریستوکراسی نامیده میشود و یا حکومت متنفذان،سرمایه داران و قس علیهذا.
 
 یکی از این حکومتها،حکومت عامه مردم است،یعنی حکومتی که در آن حق انتخاب با همه مردم است،قطع نظر از اینکه مرد یا زن سفید یا سیاه،دارای این عقیده یا آن عقیده باشند.در اینجا فقط شرط بلوغ سنی و رشد عقلی معتبر است،و نه چیز دیگر.بعلاوه این حکومت،حکومتی موقت است.یعنی هر چند سال یکبار باید تجدید شود.یعنی اگر مردم بخواهند می توانند حاکم را برای بار دوم یا احیانا بار سوم و چهارم-تا آنجا که قانون اساسیشان اجازه میدهد-انتخاب کنند و در صورت عدم تمایل،شخص دیگری را که از او بهتر میدانند انتخاب کنند.
 
اراده جمعی اسطوره ای سیاسی است که به کمک آن حقوقدانان یا فلاسفه می کوشند تا تشکیلات و سازماندهی آن را تحلیل یا توجیه کنند.
 
و اما کلمه اسلامی همانطور که گفتم محتوای این حکومت را بیان می کند.یعنی پیشنهاد می کند که این حکومت با اصول و مقررات اسلامی اداره شود،و در مدار اصول اسلامی حرکت کند. چون می دانیم که اسلام بعنوان یک دین در عین حال یک مکتب و یک ایدئولوژی است،طرحی است برای زندگی بشر در همه ابعاد و شئون آن.باین ترتیب جمهوری اسلامی یعنی حکومتی که شکل آن،انتخاب رئیس حکومت از سوی عامه مردم ست برای مدت موقت و محتوای آنهم اسلامی است.
 
اما اشتباه آنها که این مفهوم را مبهم دانسته اند ناشی از اینست که حق حاکمیت ملی را مساوی با نداشتن مسلک و ایدئولوژی و عدم التزام به یک سلسله اصول فکری درباره جهان و اصول علمی درباره زندگی دانسته اند.اینان میپندارند که اگر کسی به حزبی،مسلکی،مرامی و دینی ملتزم و متعهد شد و خواهان اجرای اصول و ضوابط آن گردید آزاد و دمکرات نیست.
 
پس اگر کشور اسلامی باشد،یعنی مردم مؤمن و معتقد به اصول اسلامی باشند و این اصول را بی چون و چرا بدانند،دمکراسی به خطر می افتد.

آري، مسئله جمهوری مربوط است به شکل حکومت که مستلزم نوعی دمکراسی است.یعنی اینکه مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگیرند و این ملازم با این نیست که مردم خود را از گرایش به یک مکتب و یک ایدئولوژی و از التزام و تعهد به یک مکتب معاف بشمارند.آیا معنی دمکراسی این است که هر فردی برای خود مکتبی داشته باشد و یا اینکه هیچ فردی مکتبی نداشته باشد و به هیچ مکتبی گرایش پیدا نکند و اصول هیچ مکتبی را نپذیرد؟
 
از این آقایان باید پرسید آیا اعتقاد به یک سلسله اصول علمی یا منطقی یا فلسفی و بی چون و چرا دانستن آن اصول،بر خلاف دمکراسی است و یا آنچه که بر خلاف دمکراسی است این است که آدمی به اصولی که مورد قبول اکثریت جامعه است اعتقاد نداشته باشد و آنها را قابل چون و چرا بداند،ولی بدیگری اجازه چون و چرا در اعتقادات و اندیشه های خود را ندهد؟
 
برای اکثریت قاطع ملت ایران،ایمان و اعتقاد راسخ به اصول اسلام داشتن و بی چون و چرا دانستن آن اصول، نه گناه است و نه عیب.آنچه که می تواند گناه و عیب باشد،اینست که این اکثریت مسلمان،به اقلیت بی اعتقاد،اجازه چون و چرا ندهد.
 
و اما قضاوت در این مورد که آیا آزادی به حد کافی به مخالفین داده شده است یا نه، بر عهده همان هاست که دمکراسی را مترادف با بی اعتقادی به یک مکتب می دانند./انتهاي پيام/            
 
پربازدیدترین آخرین اخبار