سقوط ديكتاتور نامبارك
کد خبر:۱۱۳۰۲۶
يادداشت//

سقوط ديكتاتور نامبارك

مصر در حال حاضر وارد دوره‌ جدیدی از تحولات سیاسی شده است و سقوط حکومت ديكتاتوري 30 ساله‌ مبارک باعث شده جهان عرب و بویژه خاورمیانه شاهد تحولی بی‌سابقه باشد؛ تحولاتي كه بي شك اثرات بسيار فراگيري در پي خواهد داشت.
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»؛ با گسترش نارضایتی‌ها و به دنبال اعتراضات و انقلاب تونس‌، موج جدیدی از تظاهرات‌های خیابانی و نافرمانی مدنی در مصر به راه افتاد؛ این تظاهرات‌ها از ۲۵ ژانویه سال جاری نمود عینی به خود گرفت.
 
طبق گزارش‌ها علت اين تظاهرات ها بیکاری‌، کمبود مسکن، تورم‌، نداشتن آزادي مذهبي، سياست هاي غرب گرايانه و ضد اسلامي دولت، عدم آزادی بیان و اعمال قانون وضعیت فوق‌العاده است كه البته هدف اصلی تظاهرکنندگان از ابتدا براندازی حسنی مبارک و حکومت وی بود.
 
مصر در حال حاضر وارد دوره‌ جدیدی از تحولات سیاسی شده است و سقوط حکومت 30 ساله‌ مبارک باعث شده جهان عرب و بویژه خاورمیانه شاهد تحولی بی‌سابقه باشد.
 
این روزها، جهان عرب شاهد خیزش بی‌سابقه مردمی علیه حکومت‌های استبدادی است؛ در این میان مصر که هم از نظر سابقه تاریخی و هم به لحاظ استراتژیک نقشی موثر در میان کشورهای عربی و خاورمیانه داشته، روزهای حساس و سرنوشت‌سازی را پشت سر گذاشته و مي گذراند، حتی می‌توان گفت شاید مردم دیگر کشورهای عربی، نیم نگاهی به مردم مصر به عنوان رهبر انقلاب‌های آتی خود دوخته‌اند.
 
زندگينامه مبارك
 
محمد حسنی سید مبارک‎ در سال 1928 در کفر المصیلح در استان مونوفیا مصر به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات متوسطه به دانشکده نظامی رفت و در سال 1949 با درجه ستوان دوم فارغ‌التحصیل شد.
 
مبارک در سال 1950به دانشکده نیروی هوایی رفت و تحصیلات تکمیلی خود را در آکادمی نظامی شوروی سابق گذراند.
 
مبارک پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد و در سال ۱۹۷۲ توانست به مقام ریاست کل نیروهای نظامی مصر دست یابد.
 
یک سال بعد وی با طراحی نقشه‌ حمله‌ای غافلگیرانه به نیروهای رژیم صهیونیستی در کانال سوئز در اکتبر سال ۱۹۷۳، منجر به ایجاد جنگ یوم کیپور (جنگ رمضان) شد.
 
انور سادات، رئیس‌جمهور وقت مصر در سال ۱۹۷۵ مبارک را به عنوان معاون اول خود برگزید. از آنجا که توجه سادات بیشتر بر امور بین المللی معطوف بود تا مسائل داخلی، مبارک زمام امور داخلی را در دست گرفت و رهبری نشست‌های کابینه و مسائل مربوط به اوضاع امنیتی را برعهده داشت.
 
در جریان ترور انور سادات در ششم اکتبر سال ۱۹۸۱‌، مبارک در مکان حمله حضور داشت و بدون در نظر گرفتن جراحت جزئی که به دستش وارد‌ شد‌، توانست جان سالم بدر برد.
 
دوران رياست جمهوري
 
حسنی مبارک‌، رئیس‌جمهور کشوری که در ادامه‌ درگیری‌ها و خشم مردمي اينك از رياست جمهوري مصر استعفا داده است، در 1981پس از ترور انور سادات بر مسند ریاست جمهوری نشست و سعی داشت ضمن حفظ روابط با رژیم صهیونیستی، در زمینه گسترش به اصطلاح صلح در خاورمیانه گامی مثبت بردارد و در اين زمينه در جهت خوش خدمتي به رژيم صهيونيستي اقدام به قلع و قمع نيروهاي اسلامي در مصر كند.
 
در آن زمان مصر به دنبال امضای قرارداد با رژیم صهیونیستی، در روابط خود با اغلب کشورهای عرب دچار مشکل شده بود؛ لذا مبارک بر آن شد تا روابطش را با اردن‌، عراق‌، عربستان و فلسطین بهبود بخشد.
 
وقوع جنگ تحميلي از جانب عراق بر عليه كشورمان، سبب شد حكومت مبارك از انزواي ايجاد شده از جانب اعراب خارج شود. مبارك كوشيد با طرح حمايت عربي از عراق در برابر كشورمان، خيانتي را كه ناشي از ايجاد توافق نامه صلح كمپ ديويد بر جهان اسلام تحميل نموده بود، نزد اعراب به فراموشي بسپارد.
 
وی بعدها نقش بسزايي در متقاعد كردن یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف)، مبني بر پذيرش به اصلاح صلح با دشمن صهيونيستي داشت.
 
اقدامات متعدد مبارك در طول 30 سال گذشته باعث شد صدمات زيادي به پيكره جهان اسلام و گروه هاي اسلامي وارد آيد.
 
از طرفي رژيم مبارك با گسترش روابط با غرب در حوزه‌هاى سياسى و اقتصادى به عنوان عامل اجراى سياست‌هاى غرب در منطقه خود را مطرح كرد.
 
از سوى ديگر مبارک با سرکوب مخالفين خود و بويژه بازداشت رهبران قديمى‌ تلاش کرد در طول 30 سال حزب دمکراتيک ملى به عنوان تنها گزينه موجود براى تداوم قدرت در مصر مطرح سازد، بنابراين در سيستم ديکتاتورى و تک حزبى مبارک هيچ يک از احزاب مخالف نمى‌توانستند حزب حاکم را از قدرت ساقط و خود را جايگزين آن سازند.
 
زمينه‌هاى انقلاب و تداوم ناآرامى ‌در دوره 30 ساله حکومت مبارک بويژه در 10 سال اخير پس از انتخابات 2005 هموار بود؛ گرچه در دوره انتخابات 2005 با ايجاد فضاى نيمه باز و اعطاى برخى آزادى‌هاى محدود براى مخالفان، مبارک تلاش كرد که با جذب مخالفان خود بويژه اخوان المسلمين همچنان قدرت خويش را در مصر حفظ كند.
 
با اين وجود نتايج انتخابات 2005 براى شخص مبارک بسيار نگران کننده بود؛ به طوري که اخوان المسلمين به عنوان ريشه دارترين جنبش اجتماعى- دينى در منطقه توانست با کسب 85 کرسى از پارلمان خود را به عنوان قدرتمندترين گروه مخالف حزب حاکم دمکراتيک ملى مطرح سازد.
 
در انتخابات رياست جمهوري نيز مبارك احساس خطر كرد؛ از اين رو مبارک بلافاصله ایمن نور‌، رقیب انتخاباتی خود از حزب الغد را بر پایه اتهاماتی بی‌اساس دستگیر کرد. ایمن نور تا اوایل سال ۲۰۰۹ در زندان به سر می‌برد.
 
تجربه تلخ انتخابات 2005 مبارک را بر آن داشت که در انتخابات پارلمانى 2010 امکان حضور و شرکت مخالفان دولت از جمله به گروه اخوان المسلمين داده نشود و انتخابات در فضاى امنيتى و گسترش خشونت‌هاى خيابانى همراه با دستگيرى گسترده رهبران اخوان المسلمين برگزار شود که در سايه تقلب آشکار حزب حاکم در دو نوبت توانست خود را برنده اين رقابت‌ها معرفى كند.
 
مبارک کار را تمام شده مى‌دانست؛ لذا در پى آماده سازى مقدمات موروثى كردن حکومت در خاندان خويش از طريق مطرح ساختن جمال (فرزند خويش) براى رياست جمهورى 2011 بود و به رغم برخى از اعتراضات نرم غرب نسبت به عدم رعايت آزادى بيان و عدالت اجتماعى خطر آنچنانى را حس نمى‌کرد.
 
با اين اوصاف همگان انتظار خروش خشم ملت ستمديده نيل را داشتند، ملتى که به سرزمين گرسنگان معروف شده و در خود قاهره از 18 ميليون جمعيت 10 ميليون نفر زير خط فقر با متوسط دو دلار در حاشيه‌هاى شهر حتى در قبرستان‌ها زندگى مى‌کنند.
 
با اين وجود با شعله‌ور شدن انقلاب در تونس، مصر در بين کشورهاى منطقه مستعد براى قيام بود؛ لذا بافت جمعيتى و بيکارى گسترده و نبود آزادى بيان و عدالت اجتماعى، در كنار سياست هاب اسلام ستيزانه و نوكر مآبانه مبارك در برابر غرب و رژيم صهيونيستي، جوانان مصرى را بر آن داشت تا با حضور در خيابان‌هاى قاهره و در شهرهاى مهم شعار مرگ بر ديکتاتور سر دهند و سرنگونى وى را طلب کنند.
 
اقدامات مبارک در طول اين سال ها باعث شد مصري ها وی را فردی مستبد بنامند.
 
با انتشار خبرهای مربوط به فسادهای مالی علاء مبارک‌، پسر حسنی مبارک‌ حمایت‌ها از طرح اصلاحات اقتصادی داخلی دولت وي به شدت کاهش یافت.
 
مبارك در طول سال هاي ديكتاتوريش نقش مهمی در پیمان ننگين کمپ دیوید داشت که در سال ۱۹۷۹، بین انور سادات و میناخم بگین، نخست وزیر وقت اسرائیل، امضا شد. این پیمان باعث شد او رابطه خوبی با آمریکا برقرار کند، کشوری که در سال های بعد میلیاردها دلار به او کمک هاي مختلف كرده است.
 
مصر و مبارك برای غرب یک متحد کلیدی و یک  به اصطلاح میانجی در مناقشه بین صهيونيست ها و فلسطینی ها بود، ميانجي كه همواره منافع صهيونيست ها را بر فلسطيني ها و اعراب ترجيح مي داد.
 
مبارك در سال 2006 و 2008 عملا با صهيونيست ها در سركوب جنبش حزب الله و حماس شريك بوده و از هيچگونه كمكي به آنها دريغ نورزيد.
 
بستن گذرگاه نوار غزه بروي فلسطيني ها و ايجاد ديواري آهني در مرز و منع عبور حتي دارو و غذا به باريكه غذا از اندك خدمات مبارك به رژيم صهيونيستي بوده است.
 
سياست هاي رژيم مبارك در طول 30 سال گذشته سبب سرافكندگي ملت مصر شده بود؛ به گونه اي كه سران صهيونيست ها بارها به طور علني اعلام كرده بودند، سران عرب بويژه مصر را در جريان اقداماتشان بر عليه ملت مظلوم فلسطين در جنگ 22 روزه قرار داده بودند.
 
در طول 30 سال ریاست جمهوری مبارک بر مصر، به دلیل وضعیت فوق العاده ای که در این کشور برقرار بود، اجتماع بیش از پنج نفر ممنوع بود، اما مردم در ماه ژانویه سال ۲۰۱۱، با الهام از انقلاب تونس، بی توجه به وضعیت فوق العاده و بعد استقرار حکومت نظامی، به خیابان ها آمدند و خواهان برکناری او شدند.
 
مردم مصر که از فقر، فساد، بیکاری و حکومت استبدادی در این کشور به ستوه آمده بودند، هفته ها دست به اعتراض زدند.
 
مبارک در یک سخنرانی که اول فوریه از تلویزیون پخش شد، اعلام کرد که در انتخابات ماه سپتامبر نامزد نخواهد شد، اما تقاضای معترضان استعفای او بود و آنها اکنون به خواست خود رسیده اند.
 
بى‌شک رفتن وي تغييرات ايجابى در منطقه ايجاد خواهد کرد.
 
مصر تمدن و فرهنگ بزرگى دارد که با رفتن مبارک مجددا نقش تاثيرگذار خود را بر جهان عرب باز خواهد يافت؛ از اين به بعد مى‌توانيم بگوييم که مصر جديد مى‌تواند عاملى براى گسترش دموکراسى، احترام به آراى ديگران، آزادى بيان و مقابله با تحديدهاى منطقه‌اى باشد، اين تغييرات تحولى ايجابى و عميق به وجود خواهد آورد و مصر نقش تاريخى و اقليمى خود را مجددا باز خواهد يافت./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار