آقاي حاتمي كيا! به آخر خط رسيديد؟
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ نمايش فيلم «گزارش يك جشن» ساخته آخر حاتمي كيا، كارگرداني كه سابقا در حوزه دفاع مقدس فيلم مي ساخت و هم اكنون در مسائل اجتماعي، ادامه اي بود بر روند عقبگرد ايشان به ناكجاآباد.
فيلم «گزارش يك جشن» در ادامه روند فيلم هاي نازل و تا حدودي عجيب و غريب حاتمي كيا با تصويري مغشوش، فيلمنامه اي الكن، روايتي غيرسينمايي به نوعي صدور يك مانيفست از سوي ايشان است.
اين فيلم كه موضوع آن يك آژانس ازدواج در شهر تهران است، بستري مي شود براي پردازش شعارهاي هميشگي آقاي حاتمي كيا، حرف هاي دو پهلو كه معلوم نيست كدام به ميخ و كدام به نعل است و اصلا چرا و چگونه و بر چه اساس؟
فيلم «گزارش يك جشن» از نظر ساختار سينمايي ابدا فيلم درست و قابل دفاعي نيست و جاي دفاعي را براي خود به جا نمي گذارد.
فيلم بيان الكني دارد و ساختار معيوبي، و اين به دليل همان ايراد اساسي است كه فيلم هاي اخير آقاي حاتمي كيا به آن دچار است؛ يعني سينما وسيله اي است براي نمادپردازي هاي توهمي و گروكشي هاي جناحي و حزبي و سياسي.
وقتي سينما براي يك كارگردان اصل نباشد، نتيجه همين مي شود كه فيلم آقاي حاتمي كيا شده است.
در فيلم «گزارش يك جشن» لوكيشن، شخصيت ها و ساير عناصر به ظاهر سينمايي اصلاً در خدمت سينما نيستند و انحراف اصلي از اينجا آغاز مي شود؛ انحرافي كه در ساير آثار اخير آقاي حاتمي كيا ديده شده است.
فيلم «گزارش يك جشن» سنت محافظه كاري چندش آور و دو پهلو سخن گفتن هاي جناب كارگردان باسابقه را بازهم يادآوري مي كند و حقيقت امر آن است كه وقتي موضوعي براي خود كارگردان مشتبه باشد و او در دل ايمان قاطعي به آن نداشته باشد، اتفاق مي افتد و هيچ راه حلي هم ندارد، مگر بدست آوردن ايمان و اعتقاد نسبت به آن موضوع و سپس رفتن به سراغ طرح آن در هر قالبي از جمله سينما.
يكي ديگر از مشكلات فيلم آقاي حاتمي كيا اين است كه ايشان به دليل اينكه هيچ شناخت و معرفتي نسبت به اجتماع پيراموني خود ندارد و در عين حال داعيه طرح اين موضوعات را بشدت و حدت در خود احساس مي كند، دچار يك پارادوكس توهم زا مي شود.
در فيلم «گزارش يك جشن» كماكان كاراكترها همان نمادهاي ابتر مورد علاقه كارگردان هستند كه شعار مي دهند، بيانيه مي خوانند و مانيفست صادر مي كنند.
ظاهرا آقاي حاتمي كيا ميان قبول و رد كردن برخي از اعتقادات خود به طرز وحشتناكي دچار تشويش و تشتت هستند؛ مثلا معلوم نيست جبهه را قبول دارند يا نه و اگر دارند بر چه اساس و چگونه؟ و با كدام پشتوانه فكري؟ و ديدگاه ايشان نسبت به مسائل اجتماعي چيست؟ نكند ايشان گمان مي كنند تا قيام قيامت مي توانند حالتي خنثي به خود گرفته و جانب هيچ چيز را نگيرند؟ نكند ايشان اساسا نسبت به حقيقت دچار يك نسبي گرايي بيمار گونه شده اند؟
به نظر مي رسد كارگران «گزارش يك جشن» بر خلاف ظاهر جسورانه اي كه در فيلم به خود گرفته، عميقا دچار نوعي محافظه كاري بزدلانه است.
شخصيت هاي كه در اين فيلم وجود دارند به مثابه بلندگوهايي هستند براي شعار دادن؛ آدم هايي كه كاملا باسمه اي مي آيند و مي روند و البته براي مخاطب به هيچ وجه باورپذير نيستند.
حقيقت اين است كه فيلم «گزارش يك جشن» مانند ساير كارهاي اخير حاتمي كيا نشان دهنده تناقضات فكري ايشان است و تشويش و تذبذبي كه در فكر و گفتار فيلمسازي يك كارگردان موج مي زند و اينها نشانه يك بيماريند.
فيلم «گزارش يك جشن» بيش از اينكه سينما باشد سخنراني و خطابه است و پيش از آن كه جذاب و باورپذير باشد رقت انگيز و ترحم برانگيز است.
ظاهراً كارگردان سابقا انقلابي به آخر خط رسيده و اجالتا قصد در جا زدن در سينماي بي ارزشي را دارد كه خروجي هايش فيلم هاي حيرت انگيز به نام هاي «به نام پدر»، «دعوت» و «گزارش يك جشن» است.
فيلم «گزارش يك جشن» اثري بشدت مايوس كننده بود تا حدي كه شايد ديگر اين انتظار كه ابراهيم حاتمي كيا به سينما برگردد، انتظاري عبث و بيجا باشد.
فيلمي بشدت دم دستي و بي پشتوانه كه از ارزش هاي اصيل سينماي توهمي است؛ فيلمي كه در آن قصه جاي ندارد، شخصيت پردازي بي معناست و همه چيز در خدمت شعار دادن است و صد البته اي كاش اين شعار دادن اين قدر محافظه كارانه و دو پهلو نبود و اي كاش اين كارگردان قدري شجاعت داشت؛ ديگر حتي نمي توان رنگ و بويي از «مهاجر»، «ديده بان»، «بوي پيراهن يوسف» و «آژانس شيشه اي» را در آن يافت.
معلوم نيست در مقابل فيلم نااميدكننده اي مانند «گزارش يك جشن» بايد چه گفت؟ آيا برگزاري يك مجلس ترحيم كفايت مي كند؟ مجلس ترحيمي كه در آن قرار است گزارش يك جشن قرائت شود./انتهاي پيام/