آن عالم رباني
کد خبر:۱۱۵۱۶۳
به مناسبت 23 ربیع الاول؛ سالروز ارتحال آيت الله آقاتهراني؛

آن عالم رباني

جسدم را در قبرستان عمومی خارج شهر یا محل مباحی خارج شهر ـ هرکجا باشد ـ دفن کنند، و به عنوان هفته و چهلم و سال مجلسی بر پا نکنند. هرکسی خواست برای من خودش در هر موقع طلب مغفرت می‏نماید، و من در این صورت راضی و خرسند هستم.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»، علیرضا نوروزی، حوزه علمیه مشهد؛ عالم مجاهد، فقیه پرهیزکار و عبد صالح خدا مرحوم آیت اللّه‏ حاج میرزا جواد آقا تهرانی در سال 1283 شمسی در خانواده‏ای اصیل و مذهبی در تهران به دنیا آمد. پدر بزرگوارش مرحوم حاج محمد تقی و برادرش مرحوم حاج آقا رضا شاهپوری ، هر دو از تاجران پرهیزکار و مورد اعتماد بازاریان بودند.

تحصیلات و هجرت

آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی پس از گذراندن دوره دبستان و سیکل در مدرسه ثروت تهران، برای کسب معارف اسلامی و علوم دینی از تهران راهی قم شد. وی پس از چند سال که مقدمات و بخشی از سطوح را در حوزه علمیه قم فرا گرفت، رهسپار نجف اشرف گردید و در مدت اقامت دو ساله خود در نجف، از محضر استادانی همچون آیت اللّه‏ حاج شیخ مرتضی طالقانی و آیت اللّه‏ حاج شیخ محمد تقی آملی  بهره‏های علمی و اخلاقی فراوانی برد.

او برغم اینکه تصمیم داشت در نجف اشرف بماند و تحصیلاتش را ادامه دهد، با رسیدن نامه‏ای از مادر بزرگوارش که وی را به تهران فراخواند، به تهران بازگشت. ایشان تحصیل را واجب و اطاعت امر مادر را ضروری‏تر می‏دانست.

میرزا جواد آقا تهرانی، بعد از اینکه به درخواست مادرش از نجف به تهران عزیمت کرد، و در حدود سال 1312 شمسی رهسپار مشهد مقدس شد. وی پس از پایان تحصیل سطح در محضر مرحوم آیت اللّه‏ حاج شیخ هاشم قزوینی، در حوزه درس خارج فقه و اصول و معارف مرحوم آیت اللّه حاج میرزا مهدی غروی اصفهانی حاضر شد  و نزدیک ده سال از محضر وی، مبانی اصولی مرحوم میرزای نایینی و فقه و معارف اهل‏بیت (ع) را فرا گرفت.

پیروی از مکتب استاد

آیت اللّه‏ میرزا جواد آقا، از لحاظ مشی علمی و سلوک معنوی، بسیار تحت تأثیر آیت اللّه‏ میرزا مهدی غروی اصفهانی بود و مانند استاد خویش، به «مکتب تفکیک» یعنی تحصیل در دو حوزه معارف عقلی و الهی گرایش داشت. ایشان کاملاً از این مکتب تأثیر پذیرفته بود و بعد از رحلت استاد، مروج و مدرس این مکتب شد و راه استاد را پی گرفت.

این عالم ربانی معتقد بود که انسان برای رسیدن به حقیقت، به ناچار باید به معرفت خالص و ناب وحیانی روی آورد؛ از این رو برای رسیدن بدین مقصود، چاره‏ای جز تفکیک و جداسازی میان معارف نیست تا از این راه از خطر انحراف مصون ماند.

 بر کرسی تدریس
 
مرحوم آیت اللّه‏ میرزا جواد آقا تهرانی، پس از رسیدن به درجات عالیه علوم متعارف حوزه و کسب کمالات معنوی و اخلاقی از محضر اساتید خویش، خود نیز به تدریس پرداخت. وی سعی می‏کرد موضوعاتی را برای تدریس انتخاب کند که مورد نیاز جامعه و به صلاح مسلمانان و طلاب باشد.

او سالیان دراز به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و معارف را بر اساس آموخته‏های مکتب استاد مرحومش، میرزای اصفهانی تدریس می‏کرد. میرزا جواد آقا به درخواست طلاب، چند دوره به تدریس شرح منظومه سبزواری پرداخت و سالیان متمادی به اقتضای مصلحت، به تفسیر قرآن  همت گماشت.

محفل تدريس ايشان غالبا مدرس فوقاني مدرسه ميرزا جعفر بود و پس از بسته شدن مدرسه، در مسجد حاج ملاحيدر برگزار می شد.

این استاد برجسته اخلاق و معارف، در طول عمر بابرکت خود شاگردان بسیاری را تربیت نمود که از جمله آن عبارتند از مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای و آیات و حجج اسلام شیخ مصطفی اشرفی شاهرودی، شیخ علی اصغر معصومی، سید مهدی.

احترام به علما

آیت اللّه‏ میرزا جواد آقا تهرانی، در حین تدریس همیشه مراقب بود که به بزرگان علمی و دینی احترام بگذارد و اهانت به آنان را گناهی بزرگ می‏شمرد.

ایشان همواره در نقد دیدگاه‏های دیگران برای پرهیز از پایین آمدن مقام آنها، نام فردی را به میان نمی‏آورد. هنگامی هم که نام یکی از علما را ناخواسته بر زبان می‏آورد، ابتدا وی را به بزرگی و عظمت علمی می‏ستایید، بعد در نهایت ادب و تواضع به نقد نظر او می‏پرداخت.

وی شاگردانش را از تمسخر و بی‏احترامی به دیدگاه‏های علما باز می‏داشت و در این باره می‏فرمود: «شخصی کتاب وسیلة النجاة مرحوم آیت اللّه العظمی اصفهانی را از روی تمسخر و بی احترامی به کناری پرت کرد و در همان لحظه نعمت زبان از وی گرفته شد».

احترام به شاگردان

آیت اللّه‏ میرزا جواد آقا تهرانی، هم ردیف شاگرانش بر زمین می‏نشست و هیچ‏گاه برای خود جای خاصی را در نظر نمی‏گرفت. او با فروتنی تمام بر روی دو زانو می‏نشست و بدون اینکه به جایی تکیه کند، با تبسّم آمیخته با ادب و احترام درس می‏داد. همین احترام به شاگردان و حفظ شخصیت آنها، موجب رونق درسش می‏شد. هنگامی که یکی از شاگردان پرسشی بی‏جا می‏کرد و موجب خنده دیگران می‏شد، برای اینکه او را از شرمندگی درآورد، سخن وی را به وجهی پسندیده تعبیر می‏کرد و آن‏گاه پاسخی شایسته بیان می‏فرمود. این چنین بود که حوزه درس مرحوم میرزا، حلقه انس و محبت گشته بود.

ساده زیستی
 
آیت اللّه‏ میرزا جواد آقا تهرانی، با وجود جایگاهی که داشت، ساده زندگی کرد و از مال دنیا هیچ نیندوخت. لباس‏هایش غالبا از پارچه‏های ارزان و حتی گاهی نامرغوب، ولی همواره تمیز و بدون پارگی بود. او در دوران سکونتش در مشهد، بیش از دوازده خانه عوض کرد که همه آنها استیجاری بود. آخرین منزل وی هم، خانه‏ای کوچک متعلّق به پسر بزرگش بود. اطرافیان فراوان از او می‏خواستند در منزل بزرگ‏تری زندگی کند، ولی آن مرحوم هرگز این سخنان را نپذیرفت. آنچه بعد از وفات از آن بزرگوار باقی ماند، تنها همان لباس‏های ساده و اندک او بود.

فروتنی

میرزا جواد آقا، انسانی وارسته بود که با کوهی از معرفت، چنان فروتن زندگی کرد که نمی‏توان لقبی جز بنده صالح و شایسته به وی داد.

چه بلند است مقام میرزا که با وجود علم و کمالات بی‏شمار، هرگز اجازه نمی‏داد کسی دست او را ببوسد یا او را آیت اللّه‏ خطاب کند. یکی از روحانیون می‏گوید: روزی موفق به بوسیدن دست ایشان شدم و از اتاق بیرون رفتم و بازگشتم، میرزا فرمود: «چون تو دست مرا بوسیدی، من هم کفش‏های تو را بوسیدم». مرحوم میرزا جوادآقا هیچ‏گاه سخنان خود را در منزل به صورت امر و نهی بیان نمی‏کرد و با وجود کهولت سن، گاهی در کنار حوض آب لباس‏های خود را می‏شست و یا حیاط را جارو می‏کرد.

عشق به اهل بیت علیهم‏السلام
 
مرحوم آیت اللّه‏ میرزا جواد آقا تهرانی، بلبل بوستان اهل‏بیت (ع) بود و با ندای گرم مسیحایی خویش، تشنگان و عاشقان اهل‏بیت را سیراب می‏کرد.

پرورشگاه و آموزشگاه مرتضوی در مشهد، شاهد عاشوراهایی است که او برای انبوه عزاداران عاشورا قرائت می‏کرد. او خاکساری را تا بدانجا رسانده بود که برای آرامش روح خود و اظهار ارادت به آستان سرور شهیدان و ترویج این فرهنگ در جامعه، در عاشورای حسینی مشک آب بر دوش می‏گرفت و سقای تشنه‏لبان می‏شد.

خدمات اجتماعی

ایشان با وجود اشتغالات علمی بسیار، هرگز از توجه به مردم و مسئولیت‏های اجتماعی دور نماند.

وی همواره به شاگردان و دوستان، رعایت تقوا و برآوردن نیاز مردم را یادآوری می‏کرد. نخستین خیریه درمانی در مشهد به نام درمانگاه خیریه بینوایان، با اشاره و کمک ایشان و جمعی از دوستان پزشک وی در سال 1334 تأسیس و راه‏اندازی شد.

همچنین نخستین صندوق قرض‏الحسنه ایران در سال 1342، در مشهد با تأیید و همکاری این بزرگوار صورت گرفت. فروشگاه تعاونی و کتابخانه این مؤسسه قرض‏الحسنه برای ارائه خدمات رفاهی و فرهنگی به مردم فعالیت چشم‏گیری دارد.

حامی انقلاب

مرحوم میرزا جواد آقای تهرانی در طول مبارزات اسلامی ملت ایران بر ضد رژیم ستمشاهی، از پیشگامان نهضت بود. اطلاعیه‏های انقلابی او به همراه دیگر آیات عظام در مشهد و حضور پی‏گیر او در مراسم راهپیمایی و اعتراض‏ها و تحصن‏ها، از خاطرات فراموش نشدنی وی در روزهای انقلاب در مشهد است.

او پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره از بارزترین چهره‏های حامی انقلاب بود و چندین بار برای دیدن امام خمینی (ره) در فرصت‏های مختلف به تهران رفت . پشتیبانی‏های مکرر مرحوم میرزا از نظام جمهوری اسلامی در زمینه‏های مختلف و به ویژه حضور چندباره او در جبهه‏های جنگ، در آشکار ساختن حقانیت انقلاب سهم به‏سزایی داشت.
 
ایشان پس از ارتحال حضرت امام خميني و انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي از سوي مجلس خبرگان به رهبري انقلاب اسلامي، به همراه جمعي از علماي مشهد اطلاعيه اي را در پشتيباني و حمايت كامل از رهبري حضرت آيت الله خامنه اي و لزوم پيروزي از دستورات معظم له امضا كرد.

حضور در جبهه

این عالم ربانی، در راستای پشتیبانی از نظام جمهوری اسلامی، در سال‏های آخر زندگی و با همان قدّ خمیده و کمانی، چهار بار در جبهه نبرد حاضر شد و لباس بسیجی به تن کرد.

ایشان روزی چهارده گلوله خمپاره به نام چهارده معصوم شلیک می‏کرد که کاملاً به هدف اصابت می‏کرد. خود مرحوم میرزا جواد آقا نقل کرده است: «روزی قرار شد خمپاره بزنم. مجبور شدند به علت خمیدگی پشتم، چهار پایه‏ای بیاورند و من روی آن قرار گرفتم و یک نفر هم از پشت دو گوش مرا گرفت و من گلوله را در لوله آن انداختم».

آری، به جبهه رفتن بنده صالحی مانند مرحوم میرزا جواد آقا، صدها معنا داشت و چه بسیار، اشکالات واهی را جواب می‏داد و چه شک و تردیدها را برطرف می‏نمود و چه آثار خوبی برای رزمندگان به جا می‏گذاشت.

تألیفات

آیت اللّه‏ میرزا جواد آقا تهرانی، از چاپ هیچ‏کدام از آثار خود بهره مادی نبرد. آنچه در چاپ کتاب هزینه کرده بود، محاسبه و قیمت کتاب را بر اساس آن تعیین می‏کرد و برای خود هیچ بهره‏ای را منظور نمی‏فرمود. ایشان در آثار خود، نیاز و اقتضای زمان را در نظر می‏گرفت و در نوشتن، همواره تابع وظیفه دینی و مسئولیت شرعی و اجتماعی بود.

آثار چاپ شده ایشان که برخی از آنها بارها به چاپ مجدد رسیده، بدین شرح است: آیین زندگی و درسهای اخلاق اسلامی؛ میزان المطالب، کتابی دوجلدی در مباحث کلامی؛ بررسی پیرامون اسلام در رد نظریات کسروی؛ فلسفه بشری و اسلامی در رد کمونیسم و ماتریالیسم؛ عارف و صوفی چه می‏گوید و کتاب بهایی چه می‏گوید.

وفات

بیماری کبد که مدتی میرزا جواد آقای تهرانی را بستری کرده بود، سرانجام در سحرگاه سه شنبه دوم آبان سال 1368 شمسی، برابر با 23 ربیع الاول سال 1410 قمری او را از پای در آورد. روح بزرگش چنان آسوده و سبک‏بال به پرواز درآمد که به نگاهی پنهان شد.
 
پیکر پاک این فقیه مجاهد و زاهد وارسته، عصر همان روز، با شکوهی خاص تا مرقد امام رضا علیه‏السلام تشییع شد و آن‏گاه او را در بهشت رضا علیه‏السلام در کنار شهدای جنگ تحمیلی به خاک سپردند.

کسانی که موفق به زیارت مرقد این عالم وارسته در قبرستان بهشت رضا علیه‏السلام شده‏اند، ملاحظه کرده‏اند که مرقد این بزرگوار، فاقد سنگ قبر و مشخصات صاحب قبر است؛ گویا خود ایشان راضی به این امر نبوده‏اند. آری، مردان بزرگ همواره نشان در بی‏نشانی دارند.

وصیت‏نامه میرزا جواد آقا
 
 
مرحوم میرزا جوادآقا تهرانی، در وصیت‏نامه خود که بارها در تاریخ‏های مختلف آن را اصلاح کرده، نوشته است: «جسدم را در قبرستان عمومی خارج شهر یا محل مباحی خارج شهر ـ هرکجا باشد ـ دفن کنند، و به عنوان هفته و چهلم و سال مجلسی بر پا نکنند. هرکسی خواست برای من خودش در هر موقع طلب مغفرت می‏نماید، و من در این صورت راضی و خرسند هستم. و نیز فرزندانم را وصیت می‏کنم به رعایت تقوا و اطاعت خداوند در همه حالات زندگی‏شان. والسلام علی من اتبع الهدی».

پیام تسلیت مقام معظم رهبری

در پی رحلت آیت اللّه‏ حاج میرزا جواد آقا تهرانی، حضرت آیت اللّه‏ خامنه‏ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیامی به گوشه‏ای از فضیلت‏های ایشان، چنین اشاره کردند: «آن عالم بزرگوار و پارسا، حقا از زمره انسان‏های والا و برجسته‏ای بود که عمر خود را در بندگی خدا و خدمت به خلق و مجاهدت در راه دین گذرانید و با بیان و قلم و قدم، در طریق جلب رضای الهی گام برداشت. سالیان دراز، حوزه علمیه مشهد را با درس فقه و تفسیر و عقاید رونق بخشید و طلاب و فضلای زیادی را مستفیض گردانید. در مقاطع گوناگون از سالیان مرارت‏بار نهضت اسلامی و به خصوص در حوادث دوران پیروزی انقلاب، پشتیبان و همراه مبارزین و مایه دلگرمی آنان بود. پس از پیروزی انقلاب نیز در صحنه‏های بسیار مهم و حساس با حضور مؤثر و با برکت خود، انقلاب را تقویت کرد و از جمله در سال‏های جنگ تحمیلی، مکرر لباس رزم پوشید و با وجود کهولت سن، در صحنه نبرد پیشوا و همگام جوانان مجاهد فی سبیل اللّه‏ شد».

منابع:

1 – عطایی، مرتضی، خاطراتی از آیینه اخلاق، نشر الف، 1378.
2- حکیمی، محمد رضا، مکتب تفکیک، انتشارات دلیل ما، 1382.
3- غرویان، میرزا عبدالجواد، جلوه های ربانی، انتشارات شفق، 1375.
5- نشریه مشکوه، شماره 36 و 37، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى.

پي نوشت:
 
  1 . برادر بزرگوارش «حاج آقا رضا» به انتخاب مرحوم آیت اللّه‏ العظمی بروجردی، تا آخر عمر در سمت سرپرستی مسجد اعظم قم تلاشی مخلصانه و موفق داشت.

 2 . ایشان در درس شرح منظومه خود از مرحوم آملي مكرر نقل قول مي كرد و مي فرمود: «ايشان عالمي وارسته و دائم الذكر و استاد فلسفه من بودند در نجف...». (به نقل از مقاله «آن عبد صالح خدا» نوشته حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر الهی خراسانی)

 3  . آیت الله حاج میرزا جواد آقا تهرانی سالیان متمادی با آیت الله حاج میرزا حسنعلی مروارید هم درس، هم بحث و همگام بودند بطوریکه این ارتباط و مراودت قریب به نیم قرن تا آخر عمر مرحوم میرزا به طول انجامید. این دو عالم متاله و متخلق، از برجسته ترین شاگردان مکتب میرزای اصفهانی بشمار می روند.
 
 4  . اخیرا بخشی از تقریرات درس تفسیر ایشان با عنوان نفسیر «مصباح الهدی» از سوی آقای دکتر محمد باقر نوراللهيان و با عنايت مؤسسه معارف اسلامي امام رضا (ع) منتشر شده است.

* همزمان با بیستمین سالگرد ارتحال آیت الله حاج میرزا جواد آقا تهرانی، همایش بزرگداشتی در بیستم اسفندماه سال 1388 با حضور علما و شخصیت های برجسته و با پيام آيت‌ الله‌ جوادی آملی و آيت‌ الله موسوی اردبيلی در دانشگاه مفید قم برگزار گردید و در طی آن از تفسیر دو جلدی مصباح الهدی رونمایی شد.

در این مراسم آیت الله حاج سید جعفر سیدان در سخنانی خاطرنشان کردند: «آيت ‌الله ميرزا جواد آقا تهراني شخصيت وارسته‌اي بود كه تعلقات و دلبستگي‌هاي دنيوي نداشت. ايشان در زمينه خودسازي، تصفيه و تزكيه نفس در مسائل اجتماعی، فردي و شئونات مختلف انساني توفيق يافته و در سطح بالايي قرار گرفت. شخصيت آيت الله ميرزا جواد آقا تهراني شكل گرفته از جريان تعقل، تدبر و تفكر در قرآن و حديث بود».

آیت الله استادی امام جمعه موقت قم نیز در این همایش افزودند: «ايشان محبوبيت فوق‌العاده‌ای داشت كه ناشی از تواضع، بی‌توقعی و بی‌ادعايی او بود، ميرزا مقيد به قيود آخوندی نبود. به طور مثال كمتر ديده می‌شود عالمی اگر خودش امام جماعت نبود در جماعت عالم ديگری حضور يابد، اما ايشان در بند اين قيود نبود و از اينكه به او آيت الله بگويند ناراحت می شد. پاسداری از حريم دينی از ديگر ويژگی‌های او بود، ايشان هرگاه احساس می‌كرد جامعه در معرض انحرافی قرار دارد و يا نياز به حضور اجتماعی او است حضور می‌يافت. ميرزا جواد آقا در خاتمه بعضی مباحث علمی كه مطرح كرده است، نوشته كه اگر كسی مطلبی را خلاف نظر من اثبات كند، من به اشتباه خود اعتراف خواهم كرد. ميرزا از نظر فكری و مبنايی با امام خمينی(ره) اختلاف نظر علمی داشتند اما ميرزا به خاطر پاسداری از اسلام از انقلاب دفاع می كرد بلكه در عرصه عمل هم در جنگ تحميلی به جبهه ها شتافت».

در ادامه این مراسم از کتاب تفسیر مصباح الهدی رونمایی شد و پیام مراجع تقلید قرائت گردید.

جلد اول کتاب مصباح‌الهدی، به تفسير سور مباركه حمد و بقره (تا آيه 121) اختصاص دارد و جلد دوم تا آيه 253 سوره مباركه بقره می باشد که توسط مؤسسه معارف اسلامی امام رضا (ع) مراحل آماده‌سازی و تدوين آن انجام شده است.

در مقدمه این كتاب، استاد محمد رضا حكيمی نگاشته مفصلی را تدوين، و در آن مبانی تفسير در مكتب تفكيك را تبيين كرده و نيز به بيان گوشه‌ای از فعاليت‌های آيت‌الله ميرزا جواد آقا تهرانی پرداخته است. در بخشی از آن، این چنین آمده: «هنگامی كه هنوز حوزه علميه قم به خطر افكار ماركسيستی و ماترياليستی توجه فعالی نكرده بود، ميزرا جواد آقا تهرانی، كتاب فلسفه بشری و اسلامی را تأليف كرد و در حوزه مشهد مقدس به تدريس آن در جمع پانصد نفری از طلاب پرداختند، و طلاب را در برابر هجوم و تهاجم آن نظرهای مردود و گفته‌های باطل، تجهيز كردند».

در بخشی از پيام آيت الله موسوی اردبيلی به مناسبت بزرگداشت آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی آمده است: «در ميان نگرش‌های گوناگون تفسيری ، تكيه بر ثقل اصغر در تبيين و تفسير ثقل اكبر از جايگاهی بس بلند برخوردار است، تفسير شريف «مصباح‌الهدی» كه تقرير و تحريری است از افاضات عالم جليل و فقيه پاك‌سرشت، حضرت آيت‌الله حاج شيخ جواد تهرانی با اين نمط و نه صرفاً با روشی كه به تفسير ماثور معروف شده است بلكه با توجه به عمق روايات و با انديشه‌ورزی در محتوای ژرف و درون‌مايه ارجمند احاديث در فهم آيات نگاشته شده است».

در قسمتی از پيام آيت الله جوادی آملی نیز آمده است: «انسان كه با كدح به سوی خدا می رود، بدون مطيه و مركب رهوار ميسور نيست و بهترين مطيه كه امتطای آن مورد سفارش يازدهمين ولی مطلق الهی است همانا نماز شب است كه حضرت آيت الله تهرانی راكب چنين مركبی بود». (به نقل از خبرگزاری ایکنا، پرونده آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی)
 
   5. مجموعه ای از خاطرات و حکایات نقل شده از آیت الله حاج میرزا جواد آقا تهرانی (ره) در کتاب «خاطراتی از آیینه اخلاق» منتشر شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

پرواز روح از بدن

درباره خارج شدن روح از بدنشان خودشان در کتاب فلسفه بشری و اسلامی صفحه 33 می فرمایند: نویسنده شخصا" از کسانی هستم که روحم را یعنی خودم را یک نوبت در مقابل بدنم وجدان و مشاهده نموده ام، مانند مشاهده خودم اکنون در مقابل لباس که از خارج از بدنم در مقابل چشمانم گذاشته و مشاهده می نمایم و در آنحال به وجود واقعی مرگی که جدائی روح از بدن باشد چنان ایمان آوردم که اکنون ایمان به وجود شمس در عالم دارم (اگر نگویم که مطلب قویتر و روشن تر از این بود). از قول مرحوم آیت الله العظمی اراکی نقل شده است که: خلع روح آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی به مراتب بالاتر از خلع روح مرحوم آیت الله قزوینی بوده زیرا خلع مرحوم قزوینی توسط اسباب خارجی بوده یعنی با علومی که داشتند این عمل را انجام می دادند ولی مرحوم میرزا جواد آقا تهرانی بدون واسطه اسباب خارجی بوده است. (به نقل از مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای واله)

عمل نمودن بر اساس مقتضیات زمان

ایشان بر مبنای مقتضیات و نیاز زمان و احتیاج مردم، سخن می گفتند و مطلب می نوشتند؛ بیش از سی سال بود كه در حوزه علمیه مشهد مقدس، درس خارج برای طلاب می‌گفتند، ولی پس از مدتی درس را تعطیل كردند و شروع نمودند به تفسیر قرآن. هنگامی كه سئوال شد، آقا چرا درس خارج را تعطیل كردید و شروع به تفسیر قرآن نمودید، فرموده بودند: مصلحت اقتضاء می كند كه تفسیر شروع كنم.

مقید بودند كه ببینند مردم به چه چیزی نیاز و احتیاج دارند، تا آن را برآورده نمایند؛ لذا درس خارج را ترك می‌كنند و تفسیر قرآن را آغاز می‌نمایند چون درس تفسیر عمومی بود و هر كس مایل بود می‌توانست شركت نماید؛ در درس اكثرا تجار و كسبه و پزشكان و دانشجویان علوم جدیده و طلاب و روحانیون در سطوح مختلف شركت می جستند، و ایشان با بیانی شیوا و پر از طمأنینه از آیات قرآن سخن می گفتند. (به نقل از حجت الاسلام حاج آقای امانی)

پاسخ به  تهدید

یك شخص  گمراهی به ایشان تلفن می زند و تهدید می كند. آقا در جوابش می گویند:  پسر جان اگر قصد داری مرا بكشی من رأس ساعت یك ربع به هفت از منزل خارج می شوم و مسیر بنده از كوچه مستشار است به سوی مسجد ملا حیدر، كه ساعت 7 صبح آنجا باشم. اگر می‌خواهی كاری بكنی، این موقع بهتر است. چون كوچه خلوت و رفت و آمد كمتر است. زهی سعادت است برای اینجانب، زیرا من عمر خود را كرده‌ام و بهتر از این چیست كه به لقاء خدا نائل شوم، فردا بیا و قصد خود را انجام بده. می فرمودند: فردا من رفتم، ولی او بدقولی كرد و نیامد. (به نقل از مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای واله)

دلیل عزیمت به جبهه

هنگامی كه برای عزیمت به جبهه‌های جنگ به ایشان گفته شد كه آقا حال شما مساعد نیست و كهولت سن اجازه نمی‌دهد كه در صف رزمندگان اسلام باشید، در پاسخ گفتند: به این مسئله واقف هستم اما می خواهم مثل آن پرستویی باشم كه موقع پرتاب حضرت ابراهیم (ع) به طرف آتش، یك قطره آب به منقار خود گرفته بود، به او گفتند كجا می روی؟ گفت: می روم این قطره آب را روی آتش بریزم! گفتند: این قطره آب كه در این انبوه آتش اثر نمی‌گذارد، پرستو گفت: من هم می‌دانم تأثیر ندارد، اما می‌خواهم ابراهیمی باشم.سپس ایشان اضافه می‌كردند: من هم می‌دانم كه در جبهه تأثیر چندانی ندارم اما منهم می‌خواهم در صف ابراهیمیان زمان باشم. (همان)

عدم غرور

در جبهه یك نوجوان بسیجی خدمت ایشان می‌رسد و می‌گوید آقا بیائید با هم یك عكس بگیریم، ایشان می‌فرمایند: من به شرطی با شما عكس می‌گیرم كه یك قول به من بدهید؛ قول بدهید وقتی فردای قیامت دست جواد را می‌گیرند كه به طرف جهنم ببرند، بیائید و مرا شفاعت كنید! آن جوان قول می‌دهد و بعد آقا با او عكس می گیرد. (همان)

رعايت حال خانواده

مرحوم حاج ميرزا جواد آقا تهراني شبي، ديروقت به منزل مي‌آيند؛ به در منزل كه مي‌رسند، متوجه مي‌شوند كليد منزل همراهشان نيست، به خاطر رعايت حال خانواده شان كه در خواب بودند، از در زدن خودداري كرده و با توجه به اين كه هوا هم قدري سرد بوده است، در كوچه مي‌مانند و تا اذان صبح همانجا قدم مي‌زنند. هنگام اذان كه اهل خانه مي‌بايد براي نماز صبح بيدار شوند، آقا در مي‌زنند و  وارد خانه مي‌شوند، يكي از فرزندان ايشان كه از اين قضيه خبردار مي‌شود، سؤال مي‌كند چرا زنگ نزديد؟ ايشان مي‌گويند: شما خواب بوديد، زنگ من موجب اذيت و آزار شما مي‌شد!

نقل ديگري را هم فرزند ايشان شنيده است كه گويا همسر ايشان در رؤيا مي‌بينند كه مرحوم آقا پشت در منزل نشسته اند، لذا بيدار شده و هنگامي كه در را باز مي‌كنند مي‌بينند كه آقا آنجا منتظرند. (به نقل از مرحوم حاج آقای واله و فرزند ایشان حاج محمد تهرانی)

مورچه در میان سبزی ها

سبزی فروش محله می گفت: یک روز جناب میرزا تشریف آوردند و مقداری سبزی خریداری نمودند. پس از نیم ساعت دیدم ایشان سبزی به دست به طرف مغازه ام می آیند، خیلی ناراحت شدم زیرا با خود فکر کردم که شاید سبزی ها خراب بوده و آقا پس آوردند. خیلی خجالت کشیدم و در فکر بودم که چه بگویم. در همین خیالات بودم که دیدم ایشان با آن قد خمیده و چهره ملکوتی وارد مغازه شدند و فرمودند: این سبزی ها را از کجا برداشتی و به من دادی؟ عرض کردم: چطور مگه؟ فرمودند: وقتی سبزی ها را منزل بردم، دیدم یک مورچه در میان سبزی ها است و احتمال دادم که لانه ی مورچه باید در درون مغازه شما باشد و من او را آواره کرده ام، حالا خودم او را آورده ام تا از جایی که برداشته ای بگذارم تا به راحتی به سوی لانه اش حرکت نماید. (به نقل از حجت الاسلام حاج محمد تهرانی)
 
  6 . در جریان یکی از این دیدارها که مرحوم ميرزا به همراه جمعي از علما، مدرسين و طلاب حوزه علميه مشهد در سال 1358، براي ديدار با امام رهسپار قم شده بودند، نقل شده است: «طلاب در حياط بيروني به انتظار ديدار و سخنراني امام نشسته بودند كه مرحوم امام در معيت برخي از علمای مشهد مانند مرحوم آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی و آیت الله مروارید از اندروني وارد حياط بيروني شده و در اتاقي كه براي سخنراني در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. مرحوم ميرزا در ميان علماي حاضر در اتاق با قامت خميده ايستاده و به عصاي خود تكيه داده بود که نظر امام به ايشان جلب شد و دستور دادند صندلي آوردند و از مرحوم ميرزا خواستند كه روي صندلي بنشينند. ايشان به امام تعارف كردند و بالاخره با اصرار امام مرحوم ميرزا روي صندلي نشستند و امام ايستاده مشغول سخنراني شدند». (به نقل از آیت الله واعظ طبسی، نشریه مشکوه 36 و 37، ص 171)

* ايشان «آقا روح‏اللَّه» است!

مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی های خود فرمودند: «يکى از علماى معروف مشهد که بسيار هم مرد بزرگوار و خوبى بود و همين چند سال قبل از اين به رحمت خدا رفت و در سن هشتاد سالگى هم به جبهه مى‏رفت و پاى خمپارۀ 60 و 81 و 120 مى‏نشست و خمپاره هم مى‏زد – مرحوم ميرزا جواد آقا تهرانى - وقتى ما در آن سالها پيش ايشان مى‏رفتيم، به ماها مى‏گفت که شما اين شخص - يعنى امام - را تازه شناخته‏ايد؛ ولى ما چهل سال است که ايشان را مى‏شناسيم. مى‏گفت من وقتى براى تحصيل از تهران به قم رفتم - چون ايشان تهرانى بود؛ مدت کوتاهى در قم مانده بود، بعد در مشهد اقامت کرده بود – در حرم حضرت معصومه (س) چشمم به يک آقاى جوان زيباى خوش‏قيافۀ داراى محاسن مشکى افتاد که هر روز و شبى مى‏ديدم ايشان در جاى معينى مى‏ايستد، تحت‏الحنک را مى‏اندازد و مشغول عبادت مى‏شود. گفت محبت اين مرد به دلم افتاد؛ بعد پرسيدم اين آقا کيست؛ گفتند ايشان «آقا روح‏اللَّه» است - آن وقت به ايشان «آقا روح‏اللَّه» مى‏گفتند - از آن وقت من به اين مرد ارادت پيدا کردم. (نقل شده از رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعى از دانشجويان تشکلهاى اسلامى 1/11/1376)
 
پربازدیدترین آخرین اخبار