مـرا به شهر قـم ببريد، قـم مركز شيعيان مـا مـي‌باشد
کد خبر:۱۱۵۲۴۷
‌٢٣ ربيع الاول، سالروز ورود حضرت معصومه(س) به قم؛

مـرا به شهر قـم ببريد، قـم مركز شيعيان مـا مـي‌باشد

مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه فرمود، شهر قم، مركز شيعيان ما مي‏باشد.
به گزارش گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»؛ 23ربيع الاول سال 201 هجرى قمرى مصادف با ورود پربركت و مبارك کريمه اهل بيت حضرت معصومه(س) به شهر قم است. مي‌گويند امام رضا(ع) نامه‌اي به حضرت معصومه(س) نوشتند. از محتواي آن نامه اطلاعي در دست نيست، اما هرچه بود، شوق ديدار امام را در دل نزديکان ايشان بيشتر کرد‌. فاطمه‌ معصومه(س) و گروهي از برادران و برادرزادگان تصميم گرفتند به مرو بروند و به محضر امام(ع) شرف ياب شوند.
 
يك سال پس از سفر تبعيد گونه‏ي امام رضا(عليه السلام) به شهر مرو، حضرت معصومه، خواهر آن امام، به همراه عده‏اي از برادران خود براي ديدار برادر و تجديد عهد با امام زمان خويش راهي ديار غربت شد. در مسير راه به شهر ساوه رسيدند، اما در آنجا عده‏اي از مخالفين اهل بيت با همراهي مأموران حكومتي به نبرد و جنگ با همراهان آن حضرت پرداختند كه عده‏اي از همراهان حضرت در اين حادثه غم‏انگيز به شهادت رسيدند.
 
حضرت معصومه(س) در حالي كه از غم و حُزن اين واقعه، بسيار مريض بود با احساس ناامني در شهر ساوه فرمودند: سپس به طرف قم حركت نمودند، بزرگان قم وقتي از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و حضرت معصومه(س) در حالي وارد شهر شدند كه شور و احساسات مردم قم، پذيراي وجود شريف آن كريمه اهل بيت(ع) بود كه پس از هفده روز حضور در اين شهر به ديدار حق شتافتند و مردم قم با تجليل بسيار پيکر پاک آن حضرت را به سوى محل فعلى که در آن روز بيرون شهر و به نام باغ بابلان معروف بود تشيع کردند.
 
نگاهي به زندگاني كريمه اهل بيت(ع)
 
حضرت فاطمه معصومه(س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي‌رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.
 
دليل سفر حضرت معصومه(س) به مرو
 
پس از امين، مأمون به خلافت رسيد. او با حيله‌گري به تقويت پايه‌هاي حکومت خود پرداخت. با توجه به گستردگي کشور اسلامي و وجود مخالفان سرسخت، مأمون براي حفظ تاج و تختش، شيعيان را با خود همراه کرد؛ مأمون دست بردار نبود. ميان مأمون و امام رضا(ع) نامه‌هاي فراواني رد و بدل شد، حضرت ولايتعهدي را قبول نمي‌کرد و خليفه همچنان اصرار مي‌ورزيد. او براي رسيدن به هدف خود در سال 200 هجري قمري، شخصي به نام رجا بن ابي ضحاک را راهي مدينه کرد تا امام رضا(ع) را از آنجا به «مرو» بياورد که مرکز حکومتش بود. امام به ناچار مدينه را به قصد مرو ترک کرد.
 
با رفتن امام رضا(ع) لحظه‌هاي شيرين زندگي فاطمه معصومه(س) هم پايان پذيرفت. او پس از شهادت پدر، به سايه پرمهر برادرش، دلخوش بود و سفر تحميلي امام و دوري از آن عزيز، برايش بسيار دشوار بود. يک سال از سفر امام رضا(ع) به مرو گذشت. خاندان پيامبر در مدينه از ديدار آن عزيز محروم بودند و چيزي جز زيارت سيماي نوراني حضرت، دل غم ديده آنان را آرام نمي‌کرد. فاطمه معصومه(س) نيز کاسه صبرش لبريز شده بود و مانند خواهران و برادران خود از دوري برادر بزرگوارش، امام رضا(ع) بي‌تابي مي‌کرد.
 
مي‌گويند در همان روزها، امام رضا(ع) نامه‌اي به معصومه(س) نوشت. ازمحتواي آن نامه اطلاعي در دست نيست، ولي هرچه بود، شوق ديدار امام رضا(ع) را در دل نزديکان ايشان بيشتر کرد. فاطمه معصومه(س) و گروهي از برادران و برادرزادگان امام تصميم گرفتند به مرو بروند و به محضر امام(ع) شرف ياب شوند.
کاروان عشاقان امام رضا(ع) پيش مي‌رفت و جز براي نماز و غذا و استراحت، لحظه‌اي از حرکت باز نمي‌ايستاد. اين کاروان، تپه‌ها، کويرها و ريگ زارهاي حجاز را يکي پس از ديگري پشت سر مي‌گذاشت و از مدينه دور و دورتر مي‌شد.
 
رنج سفر، فاطمه معصومه(س) را بسيار آزار مي‌داد. براي بانوي جواني مانند او، پيمودن اين مسير طولاني، دشوار و طاقت‌فرسا بود. با اين همه، ديدار برادر آنقدر برايش ارزش داشت که حاضر بود حتي صدها برابر اين سختي را هم تحمل کند.
 
كاروان حضرت به ساوه مي‌رسد
 
مرحله دشوار سفر پايان يافت و کاروان عشق به سرزمين ايران رسيدند. آنان روزهايي را نيز در خاک ايران به سفر خود ادامه دادند و شهرها و روستاهاي آن را پشت سر گذاشتند. سرانجام کاروان به شهر ساوه رسيد. در آنجا بود که فاطمه معصومه(س) بيمار شد و ديگر نتوانست به سفر ادامه دهد.
 
آيا خواهر امام رضا(ع) مي‌توانست با چنين حالي، به ديدار برادر عزيزش در«مرو» برود؟ آيا مي‌توانست باز بر مرکب بنشيند و سفر خود را با ديدار امام رضا(ع) تمام کند؟ اين پرسش‌ها، دختر امام کاظم(ع) را سخت نگران کرده بود به هر حال، وقتي آن بانو، حال و روز خود را چنين ديد، تصميم گرفت به قم برود.
 
ورود آن حضرت به شهر قم
 
قم آن روزگار، پناهگاه ارادتمندان خاندان پيامبر بود و گروهي از عاشقان و دوستان اهل بيت(ع) در آن زندگي مي‌کردند. خبر آمدن حضرت فاطمه معصومه(س) به ساوه و بيماري آن بانوي بزرگوار به قم رسيد. اهالي شهر تصميم گرفتند نزد آن بزرگوار بروند و از ايشان تقاضا کنند مدتي در قم بمانند. موسي بن خزرج، به نمايندگي مردم «قم»، نزد دختر گرامي امام کاظم رفت و درخواست اهالي شهر را با آن حضرت در ميان گذاشت. حضرت معصومه(س) درخواست آنان را پذيرفت و کاروان به سمت قم حرکت کرد.
 
حضرت معصومه(س) و همراهان آن بزرگوار، در 23ربيع الاول سال 201 هجري قمري، وارد قم شد و مورد استقبال گرم اهالي شهر قرار گرفت. مردم از ورود دختر امام کاظم(ع) به شهر خود، بسيار خوش حال شدند. موسي بن خزرج، مأمور پذيرايي از حضرت فاطمه معصومه و همراهانش شد. او مرد ثروتمندي بود و خانه بزرگي در اختيار داشت. از اين رو، با کمال ميل، مسئوليت پذيرايي از ميهمانان را به عهده گرفت.
حضرت معصومه(س) در خانه موسي بن خزرج، عبادتگاهي براي خود آماده کرد تا در آنجا با خداي بزرگ راز و نياز کند. اين عبادتگاه هنوز هم هست و «بيت النور» نام گرفته است.
 
مردم قم با تجليل بسيار پيکر پاک آن حضرت را تشييع كردند
 
بيماري دختر گرامي امام کاظم(ع)، همراهان ايشان و اهالي قم را سخت ناراحت کرده بود. آنان از هيچ کوششي براي مداواي ميهمان عزيزخويش کوتاهي نمي‌کردند، ولي حال او روز به روز بدتر مي‌شد. سرانجام زائرخسته امام رضا(ع)، در دهم ربيع‌الثاني 201 هجري قمري، چشم از جهان فروبست. مردم قم با تجليل بسيار پيکر پاک آن حضرت را به سوى محل فعلى که در آن روز بيرون شهر و به نام باغ بابلان معروف بود تشيع کردند.
 
پي نوشت:
 
محمدي، اشتهاردي، محمد؛ حضرت معصومه فاطمه دوم
 
قمي، حسن بن محمد بن حسن، تاريخ قم
 
فقيهي، علي‌اصغر؛ تاريخ مذهبي قم
 
مسعودي، علي بن حسين؛ مروج الذهب
 
يوسفي، يوسف علي؛ شهيده غربت
 
/انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار