کد خبر:۱۱۵۷۱۴
فقر فرهنگي
با صداى رسا بزن فرياد / سر هر كوى و برزن و بازار / بر سر و پاى فقر فرهنگى /اى دو صد لعنت خدا -بشمار.
گروه معارف«خبرگزاري دانشجو»؛
مژده ياران كه حل شده اين بار
مشكل سوء تغذيه انگار
من شنيدم که دكترى حاذق
این چنين گفت: ايها البيمار!
مرضت نى ز معده خالى است
مغز تو پوك باشد از افكار
سطح فكر تو چون كه پايين است
لاجرم زار گشته اى و نزار
اين چنين حكمت خدا داده
كى بيابى به طبله عطار
***
توصيه گر نمود سوپ قلم
دكتر از بهر بچّه سركار
تو مپندار اين قلم باشد
قلم گوسفندىِ پروار
اين همان «نون و القلم» باشد
قلم خودنويس يا خودكار
همچنان كه به دست فردوسى
آن پر غاز ديده اى اى يار!
تو گمان كرده اى ابوالقاسم
غاز مى خورده وقت شام و نهار؟
غازها لايق اميرانند
شاه محمود غازى سردار
پر آن غاز سوى فردوسى
مى نموده روانه اش هر بار
تا قلم ها از آن بسازد و باز
شاهنامه سَرايد و اشعار
***
هيچ انديشه كرده اى گاهى
اى خردمند عاقل و هشيار
از چه كشتارگاه ويران شد
گشته موقوف گاو را كشتار
جاى آن يك سراى فرهنگى
ساخته با هزار نقش و نگار
بهر اجراى متن ويكتوروگو
بينوايان، كه ديده اى صدبار
تا بدانى كه خانم فانتين
مادر اصلى كوزت، زينهار
مُرد از زور فقر فرهنگى
يا ز فرط گرسنگى و فشار
گر پى حكمت و بيان مى گشت
هيچ مسلول مى شد و بيمار؟
***
تا بدانى كه فقر فرهنگى
سوء تغذيه باشدش آثار
قفل ها بر كباب خانه بزن
رو به سوى كتاب خانه بيار
نشيندى كه شيخ سعدى گفت
اندرون از طعام خالى دار
***
ديزى تو اگر بود خالى
گوشت هر كيلواش بود سه هزار
روزنامه كه شانزده ورق است
قيمتش قيمت نخ سيگار
بيست تومان بده به همشهرى
اطلاعات، صبح يا ابرار
جدولش را سپس نظاره بكن
در ستون عمودى سه و چار
مرغ و ماهى نويس و جوجه كباب
روغن و گوشت با سس بسيار
بعد هى پاك كن دوباره نويس
تا شوى خسته يا اولى الابصار
***
گر تو هم رنج مى برى هالو
از تب سوء تغذيه ناچار
با صداى رسا بزن فرياد
سر هر كوى و برزن و بازار
بر سر و پاى فقر فرهنگى
اى دو صد لعنت خدا – بشمار
محمدرضا عالی پیام (هالو)
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰