این همه عصبیت و اضطراب؛ واقعا لازم است؟!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ دو سریال تلویزیونی که يكي تازگي ها به اتمام رسيده(ارمغان تاريكي) و سريالي كه جمعه شبها از تلویزیون پخش می شود، از منظرهای مختلفی قابل نقد و تحلیل است، اما نکتهای که در این نوشتار درباره سریالهای «ستایش» و «ارمغان تاریکی» مورد توجه و مدنظر است، یک ویژگی اپیدمی شده و مسری است که به شکل نوعی بیماری در فیلمها و سریالهای تلویزیونی آن هم به شکل غیراستاندارد و نگران کننده وجود دارد.
این ویژگی نگران کننده میزان بالا و مخرب عصبیت و اضطراب و وحشت و مصیبتی است که بر این سریال ها سایه افکنده است.
آیا واقعا این حجم از داستان ها و شخصیت های تاریک و غم و غصه و درگیری و فلاکتی که اين دو سريال بدان گرفتار هستند، با پرداخت های این چنینی و میزانسن های آن چنانی که گاه واقعا تاثیر مخرب و غیر قابل جبرانی بر مخاطب می گذارند، نیاز جامعه ماست و آیا اساسا این شیوه سریال سازی و حجم انبوه عصبیت و اضطراب منتشر در آنها که در جامعه نیز تاثیرگذار و دارای پیامدهای مخرب است، قابل قبول و دفاع است؟
واقعیت آن است که امر برنامه سازی نمایشی آن هم در رسانه بزرگ و فراگیری مثل تلویزیون بسیار خطیر و پیچیده است.
درست است که یکی از مولفه ها و دستامدهای نرم افزاری داستانگویی چه در ادبیات و چه در هنر تصویر غصه ها و مشکلات متنوع حقیقی و مجازی منتشر در جامعه و تخیل انسانی است، اما اگر همین موقعیت فی نفسه جذاب، به صورت درست و اصولی مورد توجه و بهره برداری قرار نگیرد، می تواند خسارت های غیر قابل جبرانی برای مخاطب پدید آورد.
می توان با یک تحقیق بی طرفانه و منصفانه و علمی و نه توهمی و تخیلی از مخاطبان تلویزیون و فیلم ها و سریال هایش بدست آورد كه پس از گذشت یک مدت و تجربه پخش تعدادی از این دست سریال ها، گاه چه نتایج نگران کننده ای حاصل می آید.
به وجود آمدن یک طیف مخاطب مشوش و مضطرب که عدم تعادل و پریشانی را می توان در رفتار و گفتار و اساسا زندگی روزمره اش ردیابی کرد و به تماشا نشست.
برنامه نمایش در قالب های مختلف در جامعه باید حالتی متوازن و متعادل را دنبال کند؛ به همان اندازه که مخاطب ما به سریال هایی از جنس «ستایش» و «ارمغان تاریکی» و امثال و اقرانش نیاز دارد به شادی و فکر آرام و طمانینه و از همه مهمتر به امید به آینده و اکنون هم نیاز دارد.
نیازی مهم و جدی و ضروری که متاسفانه به نظر می رسد از منظر برنامه سازان و مدیران تلویزیون ما به عنوان بزرترین و فراگیرترین و پرمخاطب ترین رسانه کشور دور مانده و نسبت به آن غفلت ورزیده اند؛ این طور نیست؟ /انتهاي پيام/