كاش مي دانستم كجايي!؟
کد خبر:۱۱۶۶۲۴

كاش مي دانستم كجايي!؟

امام در همه حال دعاگوی ما مردم هستند و آنچه اوضاع و احوال مرا به هم می‌ریزد، اعمال زشت و ناپسندی است که با ایجاد پرده‌ای سیاه و چرکین، صفای قلبم را ربوده و آن را سخت کرده است و این سیاهی و قساوت قلب مانع از دیدن روشنی‌ها و پاکی‌ها شده، نمی‌توانم امام خود را ببینم.
 گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»؛‌ باید دانست که ندیدن آقای ما و از نظر پنهان بودن ایشان دلیل برعدم حضور نیست و ایشان حضورداشته ونظاره گر رفتارهای ما می‌باشند و این همان چیزی است که باید هرروز برای خود یادآوری کنم و بدانم که با هر گناهی قلب مبارک آقا شکسته می‌شود و با هر کار نیکی شادشان می‌سازم و این در حالی است که امام در همه حال دعاگوی ما مردم هستند و آنچه اوضاع و احوال مرا به هم می‌ریزد، اعمال زشت و ناپسندی است که با ایجاد پرده‌ای سیاه و چرکین، صفای قلبم را ربوده و آن را سخت کرده است و این سیاهی و قساوت قلب مانع از دیدن روشنی‌ها و پاکی‌ها شده، نمی‌توانم امام خود را ببینم.
 
دوربینی که بشر البته به لطف الهی به دست خود می‌سازد فقط دیدنی‌ها را می‌بیند. ای کاش به یقین می‌دانستم كه در كجا ايستاده ايم؛ اما  افسوس و صد افسوس که از نعمات خدا بهره لازم و کافی را نمی‌بریم که هیچ، بلکه به آن صدمه نیز می‌زنیم.
 
در احادیث آمده است که امام معصوم می‌فرمایند ما مردم عادی نیز اگر تقوای الهی پیشه کنیم و به معنای واقعی متقی باشیم می‌توانیم روی آب راه برویم، چنان که حضرت مسیح علیه السلام روی آب راه می‌رفتند. در احادیث آمده است که یاران امام روی آب راه می‌روند و عده ای شان نیز بر روی ابرها راه می‌روند .
 
شاید من و شما فوراً چنین هدفی در ذهنمان بیاید که ما نیز تقوا داشته باشیم تا بتوانیم چنین وچنان کنیم . نه هرگز. چون اگرهدف این باشد که بسیاری از مرتاضان نیز با کم خوری و پرورش روح و عدم تن پروری توانسته اند کارهای خارق العاده انجام دهند، بلکه منظورم این است که متقی بودن خواسته یا نخواسته آثاری را نیز به دنبال دارد.
 
گوش مبرا می‌شود از شنیدن آنچه خدا نمی پسندد و این است شنوای حقیقی که می‌شنود، آنچه را که دیگران نمی شنوند و چشم می‌بیند آنچه را که دیگران نمی بینند. همیشه باید هدف خدا باشد. هیچگاه نباید جز او ببینی. پس آنگونه باش که جز معشوق نبینی، سپس بینی که معشوقت تو را چگونه بیند!
 
باید درجهت تربیت خودم کوشش کنم .تلاش وتلاش برای توحید عملی. در هر مشکل و گرفتاری و در هر کاری چه شر وچه خیر فقط خدا را ببینم. فقط خدا را همه کاره بدانم. نمی گویم که نباید از وسیله‌ها ونعمات مادی که خدا در اختیار ما قرارداده استفاده کنم، بلکه باید آنچنان درپرورش تربیت نفس اماره خود بکوشم که هرگاه بر سر دوراهی خشنودی خدا و بنده‌اش قرار گرفتم، همانا آن را که اول و آخر هم اوست برگزینم، باشد که خدا نیز در اثر این همه خدادیدن‌ها و غیر او ندیدن‌های من، مرا که تنها درصورت اطاعت محض از او اشرف مخلوقاتش می‌شوم، برای قرار گرفتن در جوار قربش برگزیند.
 
پس باید که رضایت وخشنودی باری تعالی را به شادی و رضایت بنده اش ترجیح بدهم و این یعنی توحید عملی در معنای ابتدایی‌اش.
 
وقتی درعمل می‌خواهم لباسی بپوشم که هم مردم لذت ببرند و هم خدا، یعنی می‌خواهم هم طبق سلیقه مردم رفتارکنم و هم طبق آنچه که خدا می‌پسندد، این رفتار درست است که با توحید عملی کمی منافات دارد ولیکن به معنای شرک نیست، بلکه ناشی ازسستی ایمان است.
 
برای داشتن ایمان قوی واستوار ، ایمانی که پایمان را درگذرگاه‌های روزگار و با دیدن فریبندگی هایش نلرزاند، ابتدا باید پایه‌های آن را محکم سازیم .مولای متقیان حضرت علی علیه السلام درنهج البلاغه به بیان پایه‌های ایمان وشرح آن و همچنین جهت دقت نظر بیشتر به بیان پایه‌های کفر وشناختن حد و حدودها نیز می‌پردازند.
 
 ایشان می‌فرمایند: «ایمان دارای چهار پایه است: اول صبر، دوم یقین، سوم عدل و چهارم جهاد (با نفس).صبر دارای چهار پایه است: اول شوق ، دوم ترس، سوم زهد و چهارم انتظار(مرگ) و آن کس که شوق به بهشت داشته باشد خواهش‌های نفسانی را زیر پا می‌گذارد و آن کس که ازآتش جهنم می‌ترسد مرتکب اعمال حرام نمی شود و آن کس که زاهد باشد، هرنوع اندوه را کوچک می‌شمارد وآنکه منتظرمرگ باشد می‌کوشد که کارهای نیکو را به انجام برساند.
 
یقین دارای چهار پایه است: اول بینایی با هوشیاری، دوم رسیدن به حکمت، سوم اندرزگرفتن از دیگران و چهارم پیروی ازروش نیکوی گذشتگان و آن کس که با بینایی به هوشیاری برسد پایه دوم را درمی یابد و از حکمت بهره مند می‌شود و آنکه ازحکمت بهره‌مند گردید پایه سوم را درمی یابد و از دیگران اندرز می‌گیرد و آنکه از دیگران اندرز می‌گیرد به پایه چهارم می‌رسد چون مثل این است که با گذشتگان بوده و روش‌های نیک آنها را اقتباس می‌نماید.

عدل دارای چهار پایه است: اول دقت برای فهم درست، دوم رسیدن به حقیقت از راه دانایی، سوم حکم نیکو و چهارم بردباری، و آن کس که برای فهم درست دقت کند ازراه دانایی به حقیقت می‌رسد و آنکه به حقیقت رسید حکم نیکو صادر می‌کند.
 
/انتهاي پيام/
 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار