كارآمدي و مقبوليت نظام
کد خبر:۱۱۶۸۳۳

كارآمدي و مقبوليت نظام

بديهي است كارآمدي و توفيق نظام در پاسخگويي به نيازهاي مادي و معنوي شهروندان و مخاطبين خويش، بهترين راه معرفي و عرضه اين مدل حكومتي به جهانيان است و مي تواند تجربه موفقي براي نشان دادن عدم تنافي دو عرصه دين و سياست و بلكه تعامل مثبت و بهينه آن دو باشد.
گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»؛ انقلاب اسلامي ايران، بي ترديد يكي از رويدادهاي كم نظير قرن بيستم بود كه بازتاب جهاني آن همچنان ادامه دارد.
 
نتيجه بارز اين حركت عظيم اسلامي و مردمي، نعمت تاسيس نظام جمهوري اسلامي بود و امروزه پاسداري از اين موهبت الهي، بر همگان واجب است، بويژه صاحبان فكر و انديشه و نسل جوان در اين مسير وظيفه اي گران بر عهده دارند و مي بايست با تاسيس يك نهضت نرم افزاري، با چراغ فكر و انديشه، مسير دشوار و پر پيچ و خم حركت و تداوم اين الگوي جديد حكومتي را روشنتر سازند و آن را از گزند انواع آسيبهاي محتمل مصون دارند.
 
بديهي است كارآمدي و توفيق نظام مزبور در پاسخگويي به نيازهاي مادي و معنوي شهروندان و مخاطبين خويش، بهترين راه معرفي و عرضه اين مدل حكومتي به جهانيان است و مي تواند تجربه موفقي براي نشان دادن عدم تنافي دو عرصه دين و سياست و بلكه تعامل مثبت و بهينه آن دو باشد.

در اين مقال قصد بر آن است كه مفهوم كارآمدي (اثر بخشي) و كارايي در نهج البلاغه و كلام امام علي(ع) مورد بررسي قرار گيرد. كاوش در ديدگاه هاي حضرت امير المومنين(ع) در حوزه مديريت و سياست بسيار راهگشاست، به همين خاطر ابتدا، مديريت و شاخصه هاي آن از منظر امام بررسي مي شود و سپس در بخشش ديگر، نفس مفهوم و واژه كارآمدي (اثر بخشي) و كارايي در نهج البلاغه جستجو مي شود،  آن گاه با توجه به اينكه بسياري از انديشمندان معاصر همچون ليپست كارايي و كارآمدي را عملكرد حقيقي و واقعي حكومت يا برآورده شدن كار ويژه هاي اساسي حكومت توسط نظام تعريف كرده اند، كارويژه هاي اساسي حكومت و نحوه ايفاي بهينه آنها در نهج البلاغه تبيين مي شود و در بخش پاياني، شاخصه هاي كارآمدي از ديد امام تشريح مي گردد.

بخش اول: مدخلي در باب مديريت در نهج البلاغه امام علي(ع) در تاريخ شخصيتي يكتاست كه نام و حكومت كوتاهش قرين عدالت است. او تنها امام معصوم شيعيان است، در تاريخ بشري نيز به عنوان متنفكر، انديشمند و سياستمداري خدامدار و موفق مطرح بوده، چه براي آنان كه او را امام معصوم و اعلم و اعدل مردم، بعد از رسول گرامي اسلام مي دانند و چه براي آنان كه وي را از ديدگاه يك انسان كامل و وارسته و خليفه عادل مي نگرند و رژيم و حكومت او را به عنوان عادلانه‌ترين نظام تاريخ اسلام مي پذيرند و سيره فردي و اجتماعي اين امام همام را ميزان واقعي فكر و عمل انسان ها مي دانند.
 
به همين خاطر هم الگوي نظام مديريت و سياست امام(ع) در بين همگان از تشخص و فضيلتي كامل برخوردار است و در همه زمان ها و مكان ها به عنوان يك نمونه آرماني اسلامي و در عين حال قابل تحقق، شايسته اقتدا و الگو برداري بوده و مي باشد.

نهج البلاغه در واقع صورتي از ترجمان قرآن كريم است و به عنوان يكي از مهمترين كتب اصلي جهان اسلام، تا به حال دل و انديشه خيل عظيمي از محققين و انديشمندان جهان را شيفته خود گردانيده و هزاران اثر از ترجمه و شروح مختلفه گرفته تا ساير تاليفات مرتبط با اين اثر گرانسنگ ماحصل اين كاوش هاي شور انگيزاست، ضمن آنكه مستند و مكتوب بودن نهج البلاغه بر روايي آن به عنوان يكي از شاخص‌هاي اساسي در كاشفيت آراي اسلام در حوزه هاي مختلف، مي افزايد.

مفهوم اداره در كلمات امام(ع)، با واژه هايي همچون تدبير، اِمُره، قدرت، سيد و سيادت و راعي به كار گرفته شده است. پاره هايي از فرازهاي نهج البلاغه كه شامل كاربرد اين واژگان است بدين شرح مي باشد:

تدبير:1- «لافقر مع حسن التدبير؛ با حسن تدبير، فقر ايجاد نمي شود».[شرح غرر الحكم و درر الكلم، ج6،ص437] 2- «سبب التدبير سوء التدبير؛ سوء مديريت و تدبير نادرست مايه نابودي است»[همان، ج4،ص126].3- «حسن التدبير و تنجب التبذير من حسن السياسه؛ حسن تدبير و پرهيز از اسراف از علامتهاي سياستي نيكو است».[همان، ج3،ص385] 4- «قوام العشير حسن التقدير و ملاكه حسن التدبير؛ اندازه نگه داشتن و مقتصد بودن، مايه قوام طايفه و فاميل است و ملاك آن حسن تدبير است».

اِمُره: 1- «الكريم يعفو مع القدره و يعدل في امره؛ انسان كريم و بزرگوار در زمان برخورداري از قدرت عفو مي كند و در امارت و حكمراني عدل مي ورزد».[همان، ج4، ص515] 2- «جمال السياسه العدل في الامره و العفو مع القدره؛ زيبايي قدرت عدالت در حكمراني و گذشت در هنگام قدرتمندي است».[همان، ج2،ص126] 3- «العدل نظام الامره؛ عدل نظام و مبناي امارت و حكمراني است».[همان،ج3، ص375]

قدرت:1- «حسن السيره جمال القدره؛ سيرت نيكو از زينت قدرت است».[همان،ج1، ص198] 2- «عند كمال القدره تظهر فضيله العفو؛ هنگامي كه قدرت به كمال و تكامل خويش مي رسد، فضيلت عفو آشكار مي شود».

سيادت و سيد: 1- «السيد من تحمل النوونه و جاد بالمعونه؛ سرور مهتر كسي است كه تهيه قوت و خوراك را بر عهده مي گيرد و ياري و مساعدت را به نيكويي به انجام مي رساند».[همان،ج4،ص324] 2- «لسيد لايصانع و لايخادع و لاتغره المطامع؛ كسي كه سرور و مهتر است ظاهر سازي و خدعه ورزي نمي كند و مطامع، وي را نمي فريبد».[همان،ج6، ص403] 3- «لاسياده لمن لاسخاء له؛ كسي كه سخاوت ندارد فاقد سيادت و مهتري است».[همان،ج4،ص423]
 
/انتهاي پيام/
 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار