قساوت قلب ويرانگر است!
کد خبر:۱۱۷۳۳۰

قساوت قلب ويرانگر است!

قساوت قلب یکی از مهمترین عواملی است که انسانها را از شناخت خداوند و سیر به سوی او بازمی­دارد.
گروه معارف«خبرگزاري دانشجو»؛ در اصطلاح قرآنی به روح لطيف انسانی، که با تعلّق به ­قلب جسمانی، سلطه­ی خود را در بدن انسان اجراء مى‏كند، قلب گويند؛ که از آن به نفس ناطقه نیز تعبیر می­گردد. پس چون، این قسمت از بدن انسان مرکز تحولات مختلف روحی است، آن را "قلب" نامیده­اند.[1]
 
قساوت در آیینه­ی قرآن

قساوت از ماده "قَسَوَ" در قرآن، هفت مرتبه به كار رفته؛[2] که هميشه با ماده­ی قلب همراه بوده است.
قساوت، یکی از مهمترین عواملی است که انسانها را از شناخت خداوند و سیر به سوی او بازمی­دارد.
 
از آنجا که یکی از وظایف انبیاء، آشنا کردن انسانها با حقایق و گسترش عدالت در جامعه بوده، و لکن تمامی انبیاء ­الهی در راه نیل به اهداف خود، با مقاومت افراد قسیّ­القلب رو به رو بوده­اند؛ چرا که افراد قسی­القلب، راه نفوذ حقایق و دروازه­ی عطوفت را به روی خود بسته و با زیر پانهادن اصول انسانی، با سرسختی تمام در مقابل حق می­ایستند. [3] 

قرآن نیز با طرح مطالب و ذکر قصص مرتبط، به مبارزه با این صفت مذموم پرداخته و با ذکر عوامل و آثار آن، به انسانهای غافل، آگاهی ومعرفت بخشیده است.

با اینکه این واژه و مشتقات آن هفت مرتبه در قرآن  ذکر شده، ولی در آیات بسیاری به طور ضمنی و مفهومی به این مسأله پرداخته است؛ که در این مقاله به برخی از آنها اشاره خواهد شد.
 
درجات قساوت

 قلب یکی از حساس­ترین اعضاء بدن انسان است؛ که قابلیت­های اعجاب­انگیزی در آن نهفته شده است. از جمله­ی آن قابلیت­ها اینست که قلب، در برابر عواطف انسانی تغییر پذیر بوده و بنا به شرایط و موقعیتی که برای انسان پیش می­آید، می­تواند نرم یا سخت گردد؛ و حتی این نرمی و سختی هم، دارای درجات متفاوتی بوده؛ تا جایی که دل انسان از شدت قساوت می­میرد. قرآن کریم، این درجات را با تمثیلی زیبا بیان کرده است:[4]

«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ ... فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً...»
«سپس دلهاى شما سخت شد... همچون سنگ، يا سخت‏تر!...»
 
أ‌.       «وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ»
«چرا كه پاره‏اى از سنگها مى‏شكافد، و از آن نهرها جارى مى‏شود»
 
ب‌.  «وَ إنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ»
«و پاره‏اى از آنها شكاف برمى‏دارد، و آب از آن تراوش مى‏كند»
 
ج. «وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ...‏»[5]
«و پاره‏اى از خوف خدا به زير مى‏افتد ...»
 
خداوند در این آیه با تمثیل زیبایی، به بیان شدّت و درجه­ی قساوت مردم یهود، اشاره کرده و بیان می­کند که قلب در شدت قساوت به درجه­ای می­رسد که حتی از سخت­ترین سنگها هم، سخت­تر می­شود. نه اینکه چشمه­ی عواطف و علم از آن نمی­جوشد، و قطرات محبت از آن تراوش نمى‏كند؛ بلکه هرگز از خوف خدا، دلِ انسان سنگدل به طپش نمی­افتد؛ اين تهديدى است سربسته، براى اين جمعيت بنى اسرائيل و تمام كسانى كه خط آنها را ادامه مى‏دهند.[6]
 
عوامل قساوت

قساوت قلب، نیز مانند بسیاری از رفتارهایی که از انسان سر می­زند، دارای عواملی است که به برخی اشاره می­گردد:
 
1. جهل و غفلت:

یکی از عوامل بروز قساوت قلب در انسان، جهل و غفلت است. جهل، تصویری نادرست از واقعیت، در برابر انسان ایجاد کرده و مانع نفوذ نور ایمان در قلب می­شود؛ و غفلت، او را از جستجوی حقایق منحرف می­سازد؛ فلذا دل انسان در مقابل نصيحت، معجزه و دليل، سخت می­گردد؛ چنانچه خداوند در خطاب به پیامبر اسلام می­فرماید:
 
«فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‏ وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِين‏»[7]

«تو نمى‏توانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى، و نه سخنت را به گوش كران، هنگامى كه روى برگردانند و دور شوند!»
 
  در این آیه کفار، که خود را در پرده­ای از جهل و غفلت فرو برده­اند و دلهایشان به قدری سخت شده که از شنیدن حقایق محرومند، مرده و کر نامیده شده­اند.[8]
 
2. اعراض از یاد خدا:

   از دیگر عوامل سخت شدن قلوب، فراموشی خدا و اعراض از یاد اوست:
 
«الَّذِينَ كاَنَتْ أَعْيُنهُُمْ فىِ غِطَاءٍ عَن ذِكْرِى وَ كاَنُواْ لَا يَسْتَطِيعُونَ سمَْعًا»[9]
«آن كسان كه ديدگانشان از ياد من در حجاب بوده و توان شنيدن نداشته‏اند.»
 
انسان يا از راه چشم و ديدنِ آيات الهی، به حق می­رسد؛ و يا از طريق گوش و شنيدن كلمات حكمت، موعظه، قصص و عبرتها خدا را یاد نموده و به سوی او  راه مى‏يابد؛ و لکن کفار چون، راههای رسیدن به حق را در خود نابود کرده­ و از یاد او غفلت ­ورزیدند، دلهایشان سخت شده و در برابر حق نفوذ ناپذیر گردید.[10]خداوند به شدت، اینها را مورد سرزنش قرار داده و می­فرماید: واى بر آنها كه قلبهاى سخت و نفوذناپذيرى دارند و ذكر خدا در آنها اثر نمى‏گذارد:

«فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ»[11]
 
3. گناه:
گناه، نشانه­ی غفلت از خداوند است که، موجب سياهى دل و ضعف ايمان شده و در صورت استمرار، بر دلها مُهر قساوت زده می­شود:[12]
 
«أَوَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذينَ يَرِثُونَ الْأَرْض‏ مِن بَعدِ أهلِهَا أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُون‏»[13]

«آيا كسانى كه وارث روى زمين بعد از صاحبان آن مى‏شوند، عبرت نمى‏گيرند      كه اگر بخواهيم، آنها را نيز به گناهانشان هلاك مى‏كنيم، و بر دلهايشان مهر مى‏نهيم تا (صداى حق را) نشنوند؟!»
 
    طبع قلب، به معنى بسته شدن است که موجب محدود شدن از جهت ديد و درك حقايق و أنوار ملکوتی خواهد بود و این چیزی جز، قساوت قلب نیست.[14]
 
4. لجاجت:

انسان از روی لجاجت، چشم خود را در برابر نشانه­های الهی بسته و بر جهل خود پافشاری می­کند:
 
«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ...»[15]
«سپس دلهاى شما بعد از این واقعه سخت شد؛
همچون سنگ، یا سخت‏تر!...»

 
    قساوت در آیه­ی شریفه، اشاره به لجاجت­های قوم بنى­اسرائيل در جریان ذبح گاوی بود که، خدای متعال جهت روشن شدن حقیقت امر در قتل شخصی از بنى­اسرائيل، دستور داده بود.[16]این آیات بیان­گر اوضاعی است که آن قوم بعد از دیدن معجزات الهی، به جای تقویت ایمان، از روی لجاجت به آنها بی­توجهی کرده تا آنجا که خداوند سختی دلهای آنها را، به سنگ تشبیه نموده است.[17]
 
آثار قساوت

   قلب، مرکز عواطف انسانی و عشق در وجود انسان بوده که با سخت شدن آن، آثار زیان­بار و جبران ناپذیری برای انسان، بار می­شود؛ که در اینجا به گوشه­هایی از آن اشاره شده است:
 
1. دل مردگی:

یکی از بزرگترین آثار قساوت قلب اینست که دل انسان، اسیر مرگ می­شود. حقیتاً، کسی که جهل و نفس اماره را پیشوای خود قرار داده و از خدا و نشانه­های او غافل مانده و تمامی راههای نفوذ نور را در وجود خود بسته باشد، گرچه به ظاهر زنده است؛ اما در واقع مرده­ی متحرکی بیش نیست؛ که خداوند، درباره­ی آنها در آیه­ی 52 سوره­ی روم خطاب به پیامبر می­فرماید:
 
«تو نمى‏توانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى، ونه سخنت را به گوش كَران ...»
 
  بر اساس این آیه، انسان به علت قساوت درونی و سنگدلی، به مرده­ای تبدیل شده که حتی پیامبر اسلام نیز توان زنده کردن دل آنها را ندارد.[18]
 
2. کاهش روزی:

از دیگر آثار قساوت قلب، کاهش روزی است:
 
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏»[19]
«و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم!»
 
   بر اساس این آیه، کسانی که رابطه­ی خود را با خدا قطع کرده­اند، به جز دنیا، چیزی ندارند که بتواند مایه­ی امید آنها باشد، و با تمام تلاشی که در امر توسعه­ی زندگی دنیوی خود انجام می­دهند، به اندوخته­های خود قانع نگشته و راضی نمی­شوند؛ لذا با ولع بیشتری برای رسیدن به چیزی که آنها را به آرامش برساند، تلاش می­نمایند، ولی هرگز پایانی برای آن متصوّر نیست؛ پس چنين افرادی دائما در فقر و تنگى بسر مى‏برند و با وجود اموال زیاد، روزی بسیار اندکی دارند.[20]
 
درمان قساوت

بیان شد که اگر دل انسان بمیرد، دستگاه برقراری ارتباط در وجود او از بین رفته و حتی توفیق فکر اصلاح خویش و توبه به درگاه الهی را نخواهد داشت؛ اما مادامی که به این حد نرسیده و به شدت سختی گرفتار نشده باشد، راه درمان وجود دارد:
 
«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيث‏ ... تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ
تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّه‏ ...»[21]
«خداوند بهترين سخن را نازل كرده ... كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مى‏ترسند مى‏افتد سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذكر خدا مى‏شود ...»
 
   با اینکه قساوت قلب از آفتهای بزرگ در راه تکامل و شناخت انسان است؛ وجود یک روزنه­ی کوچک در قلب، باعث نرم شدن دل و آمادگی آن برای ورود انوار رحمانیه­ی الهی می­شود. تفکر، که نقش بسیار مهمی را برای ایجاد این روزنه بر عهده داشته، انسان در رابطه­اش با خود، جامعه و خدا بیشتر و دقیقتر اندیشه نموده و با دقت بیشتری به آیات خدا نظاره می­کند، پس به جایگاه خویش پی ­برده و راه استغفار، دعا و تضرع به درگاه خداوند را باز خواهد نمود؛[22] که خداوند برای شکستن سدّ قساوت، انسان را به تفکر فراخوانده است:
 
«أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ أَن تخَْشَعَ قُلُوبهُُمْ لِذِكْرِ الله‏...قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الاَْيَاتِ
 لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون‏»[23]
«آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل كرده است خاشع گردد؟!...ما آيات (خود) را براى شما بيان كرديم،شايد انديشه كنيد!»
 
تفکر در آیات الهی دارویی شفا بخش است که موجب آگاهی انسان و باز شدن راه دعا، توبه و خشوع در برابر خداوند و نرم شدن و روشنایی دل او می­باشد؛ لذا خداوند در این آیات، بی­درنگ ما را متوجّه تعقّل در آيات خود مى‏سازد.[24]
 
منبع: پژوهشكده باقرالعلوم(عليه السلام) 
 
/انتهاي پيام/
 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار