عرف سياسي بياخلاقي نيست
اهانت، هتك هرمت و فحاشي چند سالي است كه در فضاي سياسي كشور سايه افكنده و موجب بروز برخي سوء تفاهمات و بي اخلاقي هاي سياسي بين گروه ها، جريان ها و شخصيت هاي سياسي شده است؛ تا جايي كه رهبر معظم انقلاب پس از اجلاس خبرگان رهبري در ديدار اخير خود با اعضاي اين مجلس ضمن اشاره صريح به اين مسئله، بويژه خطاب به جوانان فرمود: «اين پيام من است: هر گونه هتك حرمت و رفتارهاي غير اخلاقي و توهين آميز، خلاف شرع، مخالف عقل سياسي و ضربه به جمهوري اسلامي است و خداوند را خشمگين مي سازد.»
بر آن شديم تا در اين گزارش تنها گوشه اي از هتك حرمت ها و اهانت هايي كه در سال هاي اخير در فضاي سياسي رقم خورد و زمينه ساز برخي بي اعتمادي ها شد را بازگو كنيم تا با بازنگري عملكرد گذشته و با تكيه بر تاكيدات مقام معظم رهبري، هوشمندي را چاشني اخلاق سياسي كنيم.
شهریور سال گذشته فائزه هاشمي در سخنانی توهین آمیز جمهوری اسلامی را یک «دیکتاتوری مذهبی» خواند و در اظهارات خود مدعی شد «نظام ایران جمهوریت را به نفع حکومت اسلامی مصادره و آن را به دیکتاتوری دینی تبدیل کرده است.»
وي همچنين حكومت را به جنايت عليه بازداشت شدگان نه تنها در بازداشتگاه كهريزك و اوين، بلكه در خيابان ها و اماكن عمومي نيز محكوم كرد و با مسخره خواندن اتهامات علیه اصلاح طلبان مبنی بر تلاش برای به راه انداختن کودتای مخملی، بدون اشاره به هيچ گونه سند يا مدركي گفت: «این نظام بود که انقلاب مخملی راه انداخت؛ چرا که نظام آراي ما را به نفع احمدی نژاد مصادره کرد.»
فائزه هاشمی همچنین نظام ایران را به «تلاش برای مصادره جمهوریت به نفع حکومت اسلامی» متهم کرد و افزود: «دیگر اسمی از جمهوریت باقی نمانده است و تنها چیزی که در ایران امروز دیده میشود، حکومت اسلامی مي باشد که شبیه به دیکتاتوری دینی است.»
هتاكي عليه نظام و مسئولان آن تنها به اينجا ختم نشد و براي اولين بار به مناسبت سالگرد 19دي ماه يادداشتي منسوب به آقاي هاشمي در سايت شخصي وي منتشر گرديد.
در اين يادداشت، فضاي سياسي كشور فضايي پاييزي و فضاي دوران ابتدايي انقلاب اسلامي فضاي بهاري توصيف شده بود.
نويسنده يادداشت ضمن تكرار ترجيعبند «تهمت و توهين» در نوشته خود، آن را به كساني كه جايگاهي در قلوب مردم دارند، نسبت داده و عنوان كرده بود: «اينك 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي ميگذرد و بقاياي فكري دينزدايي و روحانيتستيزي كه در بهار هوشياري مردم ايران، چون مارهاي افسرده سر در خاك انتقام فرو برده بودند، در پاييز بداخلاقي هاي سياسي و اختلافات سليقهاي، پوستاندازي كرده و سر برآوردهاند و خاكريز به خاكريز جلو ميآيند و شاهديم كه پس از توهين و تهمت به سران روحاني عرصه سياست در 30 سال گذشته به فضلا، علما و مراجع قم رسيده است.»
در اين ميان هوشنگ امیراحمدی، جاسوس تابلودار سیا نيز از ديگر هتاكان به نظام جمهوري اسلامي، منافقانه با سوءاستفاده از بیانات رهبری انقلاب در مقاله اي هتاکانه در نشریه ضد انقلابی «پر» نوشته بود: «... مسئولان حکومت عقب افتاده و خونخوار جمهوری اسلامی علیه هر آنچه ایرانی و انسانی است، قیام کرده و قصد دارند نام میهن را به قهقرا ببرند و در این راه از هیچ خرابکاری و قتل و جنایتی ابا نخواهند داشت.»
دامنه هتاكي ها باز هم گسترده تر شد و مير حسين موسوي، يكي از عناصر زمينه ساز فتنه 88 در اظهاراتي هتاكانه پا را فراتر گذاشته و اين بار مدعي خطاي حضرت امام در دفاع مقدس شد!
او در اظهاراتي هتاكانه گفت: «كيست كه از ياد ببرد همه جاي ايران ميدان حماسه بود و كيست كه از ياد ببرد در زماني كه به ناچار تن به صلح داده شد، همين مردم رنج ديده اما پايدار، در مقابل چندچهرگاني كه به دامان و ياري متجاوز پناه آورده بودند، قد علم كردند و بدين گونه نشان دادند كه تصميم براي ترك جنگ، نه از روي بزدلي و بي اعتقادي، كه از سر درايت و آينده بيني است. نشان دادند كه خطاي رهبرانشان را با ايمان به صداقت آنان بخشودني مي دانند و اعتراف به خطا! نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمي كاهد، كه محبوبيتشان را در قلوب مردم بيشتر مي كند.»
وي چندي بعد عناصر هتاك دستگير شده در حرمت شكني عاشوراي سال 88 را مردان «خداجو» خواند و در مقاله اي كه در ايام محرم منتشر شد، گفت: «حرمت شكنان، عزاداران معترض بودند و سينه شان مالامال از عشق بود و حسين حسين مي گفتند.»
اين عنصر فتنه پس از پايان انتخابات 88 در منجلابي كه با دستان خود مهيا كرده بود، شروع به دست و پا زدن كرد و با صدور بيانيه هاي هتاكانه هر روز بيش از پيش چهره حقيقي خود را نمايان نمود.
ميرحسين در 23 خرداد 88 با صدور اولين بيانيه خود، فتنه اي كه خود براي مهيا شدن آن زمينه سازي كرده بود را نتيجه عملکرد متصدیان بی امانت دانست و در ادامه سير تهمت زني گذشته خود گفت: اين روند چيزي جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست.
وي در ادامه باز هم فراتر رفت و در بيانيه ديگري كه 27 خرداد همان سال نوشت عنوان كرد: «تجمع عظیم مردم در روز 25 خرداد اصحاب دروغ نظام را آن چنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند. اینجانب اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی را محکوم می کنم.»
اين نامزد انتخاباتي در بيانيه ديگري كه 30 خرداد 88 آن را رسانه اي كرد، ضمن دروغگو خواندن نظام جمهوري اسلامي عنوان كرد: «جوانان عزیز توصیه مي كنم نگذارید دروغ گویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نااهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته خون پدران راستگویتان است از شما مصادره کنند.»
موسوي در بيانيه ديگر خود در تير 88 بار ديگر نظام جمهوري اسلامي را دروغگو خطاب كرد و گفت: «مخالف ملت قانون اساسی را زیر پا می گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی، ملت را از حق برگزاری اجتماعات محروم می کند، بلکه حتی خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است ملت را مورد ضرب و شتم قرار می دهد؛ متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته اند.»
اين عنصر فتنه گر در آبان 88 با صدور بيانيه اي ديگر بسيجيان را «غرق در بوته تاریکترین شبهه ها و فتنه ها» دانست كه تا حد يك حزب سياسي تنزل پيدا كردند كه «براي بستن دست و پاي خواهران و برادران خود از حكومت پاداش مي گيرند.»
اين عامل فتنه 88 باز هم به صدور بيانيه هاي هتاكانه خود ادامه داد و اين بار در 25 خرداد 89 نظام جمهوري اسلامي را به مصلحت طلبي متهم كرد كه در آن «تمامیت خواهان و دولتیان دست از دروغ و فساد و خرافه و زیر پا نهادن قانون اساسی و سایر قوانین برنمي دارند.»
ميرحسين موسوي در ادامه هتاكي هاي خود اين بار به مناسبت 22 بهمن 89 با همكاري مهدي كروبي، عامل ديگر فتنه بيانيه اي مشترك صادر كرد و در آن نتيجه انتخابات را «شبه كودتاي اقتدارگران حكومتي» دانست كه «حق اساسي تعيين سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کردند.»
پس از انتخابات 88 هتاكي هاي عليه نظام جمهوري اسلامي و رهبري هر بار از سوي يكي از عوامل فتنه از چله عداوت رها مي شد و هدفي را نشانه گيري مي كرد؛ به طوري كه پس از گذشت ماه ها از برگزاري انتخابات 88 مهدي كروبي در نامه اي خطاب به رياست وقت مجلس خبرگان كه به عهده هاشمي رفسنجاني بود، از كوتاهي و سستي نمايندگان مجلس خبرگان در نظارت بر عملكرد رهبري عنوان كرده بود: «مجلس خبرگان رهبری به دليل برخی اعمال نفوذها و دخالت فراقانونی بعضی فقهای شورای نگهبان و برخی کاستیها در انتخاب اعضا و عملکرد ضعيف و قصور و تقصيرهای متعدد نتوانسته است از ظرفيتهای قانونی اصول ۱۰۷ و ۱۰۸ و ۱۱۱ قانون اساسی بهره کافی ببرد.»
وي در بخش ديگري از نامه خود با لحني تمسخرآميز گفته بود نمايندگان مجلس خبرگان دو بار در سال تشکیل جلسه میدهند و فعالیت آن «عمدتا» به «زیارت از مرقد» و صدور «قطعنامهای کلیشهای» محدود است.
اين هتاكي ها كه به ظاهر ريشه هاي قديمي داشت در برهه اي از زمان در قالب مصاحبه اي كه مهدي هاشمي، فرزند متواري رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در سال 84 با روزنامه USI today انجام داده بود هويدا شد.
وي در اين گفت و گو كه هرگز محتواي آن را تكذيب نكرد، عنوان كرده بود: اگر پدرم به عنوان رئيس جمهور انتخاب شود قانون اساسی ایران را به منظور کاهش قدرت رهبری معظم دینی تغییر خواهد داد و آن را به یک نقش تشریفاتی برابر با «شاه انگلیس» تبدیل خواهد کرد.
مهدي هاشمي در بخش ديگري از اين گفت و گو عنوان كرده بود: «اگر پدرم نامزد ریاست جمهوری نشود، کشور تحت حاکمیت یک گروه درخواهد آمد و بعد از آن ما هیچ انتخابات آزادی نخواهیم داشت.»
اينها تنها بخشي از هتاكي ها و توهين ها در عرصه سياسي كشورمان بود كه در برهه اي از زمان شكل گرفت، اما سوال اينجاست كه آيا چنين بي اخلاقي هايي عرف سياسي را شامل مي شود و يا مي تواند نمايانگر چهره سياسيوني باشد كه خود را تحت لواي نظام جمهوري اسلامي و حامي ملت ايران مي دانند؟/انتهاي پيام/