جشنواره را تعریف کنید و شکلش را بکشید!
کد خبر:۱۱۸۰۳۰
سینمای ایران در سالی که گذشت-8

جشنواره را تعریف کنید و شکلش را بکشید!

 ... گذشته از موضع فیلم در قبال وقایع پس از انتخابات،نکته ای که حائز توجه است این است که ظاهرا سازندگان فیلم کوچکترین ارزشی برای اینکه چگونه بگویند قایل نبوده اند و گمان کرده اند که صرفا اینکه چه می خواهند بگویند کفایت می کند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ یکی از مهم ترین وقایع سینمایی کشور و یا به عبارت دیگر مهم ترین واقعه سینمایی کشور که در روزهای پایانی سال برگزار می شود و در سال 89 نیز در اثنای بهمن ماه و با التهاب و حواشی و بی نظمی فوق العاده ای برگزار شد جشنواره بین المللی فیلم فجر بود.
 
مرور و آسیب شناسی این جشنواره و فیلمهایش می تواند نقطه پایانی خاطرات سینمایی سال گذشته را در فضایی شفاف تر رقم بزند.
 
جشنواره ای که ویترین صد فیلم تولیدی سینمای ایران است که هفتاد درصد تولیداتش -بی تعارف- غیر قابل تحمل اند و اندک ارزش بصری و زیبایی شناسی سینمایی ندارند و مابقی اکثرا آثاری متوسط و اگر بتوان در میانشان دو سه فیلم خوب یافت گویی پیروزی بزرگی دست پیدا کرده و اتفاق مهمی افتاده است.
 
همه اینها یعنی جشنواره فیلم فجر با کلی خستگی و شلوغی و سر و صدا و بولتن رنگی با کاغذ با کیفیت و نسکافه و غذای سرد و گرم و دعوا سر بلیط رایگان و هیجان عده ای فرهیخته از دیدن بازیگری در فاصله چند متری خود و...چیزهای دیگری از این دست.
 
و البته یادداشتهای نیست انگارانه و نهیلیستی و پوچ گرایانه عده ای که نام منتقد را یدک می کشند و نمی کشند.
 
به نظرتان میان محتوای این جشنواره با آن کلمه سه حرفی «فجر» چقدر ربط و مجانست و مطابقت وجود دارد؟
 
اما جشنواره امسال به هر حال فیلمهای قابل تامل و توجهی داشت که به جهت های مختلف این قابلیت را داشتند.
 
فیلمهایی که به جهت ارزشهای اصیل سینمایی خوب بودند و لذت بخش مثل «یه حبه قند» ساخته رضا میرکریمی «مرهم» اثر علیرضا داودنژاد و «جدایی نادر از سیمین» اثر اصغر فرهادی آثار شاخص و قابل دفاع جشنواره بیست و نهم فیلم فجر بودند.
 
گروه دیگری از فیلمها که توجه مخاطبین را حتی پیش از جشنواره جلب کرده بودند آثاری بودند که به مسایل ساسی سال گذشته پرداخته و به نوعی بازتاب سینمایی وقایع پس از انتخابات اخیر به شمار می آمدند.
 
از این جمله فیلم های «پایان نامه» ساخته حامد کلاهداری،«گزارش یک جشن» اثر ابراهیم حاتمی کیا و «خیابان های آرام» اثر کمال تبریزی را می توان نام برد.
 
فیلم «پایان نامه» بیان مستقیم تری را نسبت به وقایع اخیر انتخاب کرده بود و بر خلاف دو فیلم دیگر که به صورتی استعاری و غیرمستقیم به بیان نکاتی در این باره اکتفا کردند،به صورت واضح و روشنی، موضع خود را به بیننده ارائه نمود.
 
فیلم به جهت ساختار سینمایی به شدت ضعیف بود و در شعار و مستقیم گویی و صدور بیانیه روی همه فیلمهای از این دست پیش از خود را سفید کرد.
 
گذشته از موضع فیلم در قبال وقایع پس از انتخابات،نکته ای که حائز توجه است این است که ظاهرا سازندگان فیلم کوچکترین ارزشی برای اینکه چگونه بگویند قایل نبوده اند و گمان کرده اند که صرفا اینکه چه می خواهند بگویند کفایت می کند.
 
همین امر هم باعث می شود که سوژه ای اینچنین مهم و اساسی هدر رود بی آنکه از کمترین ارزشهای بصری در آن نشانی باشد.
 
با این حال فیلم پایان نامه یک ویژگی مثبت نسبت به دو فیلم دیگر سیاسی یعنی گزارش یک جشن داشت و آن صداقت فیلمساز در گفتن چیزی بود که به آن اعتقاد دارد فیلمسازی فرصت طلبی نکرد و دو پهلو حرف نزد و سنت یکی به نعل یکی به میخ را ادامه نداد و خنثی گری ننمود.و این در اوضاع کنونی سینمای ایران ارزش زیادی دارد و تحسین برانگیز است./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار