«جرم» و جشنواره!
کد خبر:۱۱۸۰۳۴
سینمای ایران در سالی که گذشت - 11

«جرم» و جشنواره!

فیلم «جرم» اساسا سینما نیست و صرفا یک تصویرپردازی شخصی است متعلق به عالم کارگردان و بس؛ از شانس ما ظاهرا این عالم شخصی بشدت دچار حسی شبه نوستالوژی، ناامیدی و پریشانی و چیزهایی از این دست است.  
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ یکی از مهمترین وقایع سینمایی کشور که در روزهای پایانی سال برگزار می شود و در سال 89 نیز در اثنای بهمن ماه و با التهاب و حواشی و بی نظمی فوق العاده ای برگزار شد، جشنواره بین المللی فیلم فجر بود.
 
مرور و آسیب شناسی این جشنواره و فیلم هایش می تواند نقطه پایانی خاطرات سینمایی سال گذشته را در فضایی شفافتر رقم بزند.
 
اما می رسیم به فیلمی که در ابتدای همین سلسله نوشتار به آن اشاره کردیم؛ فیلمی که عنوان بهترین را از جشنواره فیلم فجر گرفت:«جرم» ساخته استاد مسعود کیمیایی.
 
اینکه فیلم مشکل ساختاری دارد، سینما به معنای اصیل و درست کلمه نیست، شخصیت پردازی ندارد، قصه اش درست روایت نمی شود، نمادهایش سمبل و جعلی است، فیلمنامه اش درهم و مغشوش است همه درست است.
 
فیلم «جرم» اساسا سینما نیست و صرفا یک تصویرپردازی شخصی است متعلق به عالم کارگردان و بس؛ از شانس ما ظاهرا این عالم شخصی بشدت دچار حسی شبه نوستالوژی، ناامیدی و پریشانی و چیزهایی از این دست است.
 
نشانه ها در فیلم برخلاف فیلم چند دهه پیش کارگردان یعنی «قیصر» که فیلم خیلی خوبی است، اساسا پرداخت و جایگاه درست و خوب و بجایی ندارد.
 
فیلم اساسا یک هذیان گویی است و آن چنان درهم و بی ربط و شخصی، که این سوال را پیش می آورد که چرا و چگونه و به خاطر چه چیزی باید مخاطب آن را دنبال کند؟ و چه چیز این فیلم به درد مخاطب می خورد؟
 
ما که عاشق چشم و ابروی آقای کارگردان و ترهات ایشان نیستیم که مصداق آن پادشاه لخت و درباریانش باشیم که هر چه آن خسرو کند شیرین بود و ...
 
متاسفانه یا خوشبختانه ما قبل از اینکه به آقای کیمیایی و آثارش دلبسته باشیم به سینما و هنر دلبسته ایم.
 
ما منتقدان و مخاطبان سینما، کیمیایی و هر کس دیگر را در آیینه سینما می سنجیم و نه سینما را در آینه و بر مدار حضرت ایشان و امثالش.
 
سینما سینماست؛ میزانسن و بازی و دیالوگ و دوربین و فضا و فرم و البته قصه.
 
فیلمی که اینها را ندارد به درد نمی خورد، حالا مال هر کس که می خواهد باشد؛ مگر هنوز قرار است سیستم ملوک الطوایفی برمملکت و آن هم در عرصه سینما حاکم باشد که چنین رفتارهایی را در سینما شاهدیم؟!
 
آقای کیمیایی! نگارنده عاشق «قیصر» و تمام نشانه ها و فضاها و آدم ها و بویژه مرام و منش هایشان است، اما اجازه دهید با استعانت از همان لوطی گری و صداقت و صراحت و مردانگی آن روزگار و آدم هایش به عرض شریفتان برسانم که فیلم «جرم» تان مزخرف و بی هویت و مغشوش و بدون ارزش های بصری سینمایی و قصه گویی درست بود.
 
ای کاش از سازنده «قیصر» باز هم فیلم های خوب ببینیم، بنابراين تنها می توان دعا کرد و امیدوار بود و البته با تیغ نقد به یاری کارگردان شتافت، و گرنه دوران انکار و اغفال و توجیه و تهدید و هوچیگری گذشته است و بعید است در مقابل یک فیلم بد، برای فرافکنی و ارعاب منتقدان از این ابزارها کاری برآید!/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار