دنيا؛ عجوزه هزار داماد
کد خبر:۱۱۹۰۱۴

دنيا؛ عجوزه هزار داماد

دنيا و آنچه در آن است معلون خداوند است، مگر آنچه كه به وسيله آن، رضاي خدا به دست آيد و براي خدا باشد و نزد خدا هيچ چيز دشمن تر از دنيا نيست كه آن را آفريد و از آن روي بگردانيد و به آن توجه نكرد و تا قيامت هم بدان نگاه نخواهد كرد.
گروه معارف«خبرگزاري دانشجو»؛ صبروا اياما قصيره اعقبتهم راحه طويله، تجاره مربحه يسرها لهم ربهم ارادتهم الدنيا فلم يريدوها و اسرتهم ففدوا انفسهم منها.
 
چند روز دنيا را دندان برجگر مي نهند تا به آسايش ابدي دست يابند، تجارت سودمندي كه خدا برايشان فراهم كرده است.

 دنيا آنان را مي طلبد و آنان از چنگالش مي گريزند، دنيا اسيرشان مي گيرد و آنان جان خويش فداي رهايي از اسارت دنيا مي كنند.
 
 از فاني مي گذرند تا به باقي دست يابند، نگاه از بركه متعفن مي گيرند تا در اقيانوس بيكران ابد شناكردن را بتوانند.
 
از بازار زيانبار دنيا  چشم بسته و به سرعت مي گذرند و جان سالم به در مي برند تا در خانه قرار تمكين بيابند. مگر نه بازرگانان از دياري چيزي مي خرند و به آن شهر كه ارزش بيشتري بر اين كالا قائل شوند برده و مي فروشند؟ چه تجارتي برتر از اين كه كالايي از دياري كه به پشيزي نمي خرند فراهم كنند و به دياري برند كه كمترين عوض آن را بهشت مقرر كرده‌اند و برتر آن را «و رضوان من الله اكبر».
 
 بر چنين تجارتي نمي ارزد كه تاجر از جان خويش مايه بگذارد؟ از دنيايي كه «سايه گذرا» ست  بيشترين توشه را بگيرد تا در سايه سعادت ابدي، غنودن را بتواند؟
 
 متقين از صخره‌هاي صعب العبور دنيا گذر مي كنند تا به گلستان كمال راه يابند.

 اشارت:

دنيا به صورت زني كبود چشم براي مسيح(ع) تجسم يافت.

عيسي(ع) از او پرسيد: «چند همسر گزيده‌اي؟»
زن گفت: «فراوان!»

عيسي(ع) فرمود: «همه‌ات طلاق دادند؟»
گفت: «نه، همه را كشتم!»

مسيح (ع) فرمود:«واي بر شوهران زنده‌ات كه چگونه از گذشته‌ها عبرت نمي گيرند2

باري اين عجوزه هزار داماد، عمر را به كابين مي طلبد، و چه مي ستانند آدميان كه تن به وصلتي چنين مي سپارند؟
 

اگر مال و ثروت مي جويند كه ماندني نيست، دائمي نيست و گويي كه اصلاً نيست. «به پولي مي ماند كه در خواب جسته‌اند و پس از بيداري در دست، هيچ ندارند»

مگر نه اين كه «الناس نيام و اذاماتوا انتبهوا» مردم در خوابند و پس از مرگ بيدار مي شوند.
 
 هر چه قدر اين روياي كوتاه، شيرين و دلپذير باشد، براي بيداري چه به ارمغان مي آورد؟ و اگر آسايش و راحتي مي جويند كه آفريننده اين جهان، خود آن را محال، مقرر فرموده است. آنجا كه به حضرت داوود مي فرمايد: من پنج چيز را در پنج جا قرار داده‌ام و مردم در پنج جاي ديگر آن را مي طلبند و نمي يابند.
 
 يكي از آنها راحتي و آسايش در دنياست.

«وضعت الراحه في الجنه و هم يطلبونه في الدنيا فلايجدونه».

من راحتي و آسايش را در بهشت قرار داده‌ام و مردم در دنيا آن را طلب مي كنند و محال است كه بيابند.
از بعضي اهل بيت(ع) نقل شده است كه:

لوكانت الدنيا باجمعها لقمه في فم طفل لرحمناه فكيف حال من تبد حدود الله و راء ظهره في طلبها و الحرص عليها.

اگر تمام دنيا لقمه‌اي شود در دهان طفلي، احساس ترحم ما نسبت به آن طفل، برانگيخته مي شود و چگونه است حال كسي كه علي رغم بلوغ و رشد و تميز و تكليف، حدود خدا را به زير پا مي نهد و براي به دست آوردن آنچه مبغوض خداست تلاش مي كند.
 
 پيامبر به ابوذر مي فرمايد كه:

يا اباذر. ان الدنيا ملعونه ملعون ما فيها الا ما ابتغي به وجه الله و ما من شيء و ابغض الي الله تعالي من الدنيا خلقها ثم اعرض عنها فلم ينظر اليها و لاينظر اليها حتي تقوم الساعه

اي ابوذر! دنيا و آنچه در آن است معلون خداوند است، مگر آنچه كه به وسيله آن، رضاي خدا به دست آيد و براي خدا باشد و نزد خدا هيچ چيز دشمن تر از دنيا نيست كه آن را آفريد و از آن روي بگردانيد و به آن توجه نكرد و تا قيامت هم بدان نگاه نخواهد كرد
 
 اگر آدمي زندان بودن اين خانه را احساس كند و زهرآگين بودن اين طعام را دريابد و افتادني بودن اين نردبام را بفهمد، خود به خود و بي هيچ رغبتي نسبت به دنيا از آن دست خواهد شست.
 
 اگر آدمي اين كلام موكد به سوگند پيامبر را عميقاً دريابد كه اگر دنيا به قدر بال مگسي در نزد خدا ارزش داشت جرعه‌اي از آن را خداوند به كفار نمي نوشاند»  محال است كه بتواند نسبت به دنيا رغبتي از خود نشان دهد.
 
 همه مساله در گرو قدري تامل و درك عميق اين نكته است، كه دنيا را اگر در نزد خدا ارزشي بود خداوند اين گونه به كفار نمي بخشيد و از مومنين دريغ نمي كرد.
 
 آدمي در حضور ميهمان و دوست خويش طعام زهرآگين نمي نهد، چگونه خداوند كه ولي مومنان است ودوست دارنده متقين، آنان را به چنين طعامي مهمان كند.
 
 كفار را «ذرهم في خوضهم يلعبون» بگذار به كيفر كفرشان در اين منجلاب غوطه خورند اما مومنين چطور؟ آنان كه چنين منجلابي طلب نمي كنند.

منبع: كتاب متقين؛دريافتي از خطبه نهج البلاغه

/انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار