مرتضي حرف از زمانه‌اي مي زد كه در راه است
کد خبر:۱۱۹۳۲۱
گفت‌وگوي‌تفصيلي برجي با خبرگزاري‌دانشجو-بخش‌اول

مرتضي حرف از زمانه‌اي مي زد كه در راه است

مرتضي حرف از زمانه اي مي زد كه در راه است و خواهد آمد، ولي برخي فقط حال را مي ديدند. مرتضي مي گفت اگر ما خانه هايمان را در دهانه آتشفشان بنا نكنيم شكست خورده ايم؛ چرا كه بايد در لحظه انفجار حضور داشته باشيم و در واقع در قلب حوادث باشيم.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ گفت‌وگو با رضا برجي در مورد شخصيت سيد مرتضي آويني نه فقط به جهت عضويت وي در گروه روايت فتح بود و نه به خاطر ركورددار بودنش براي شركت در 14جنگ خارجي و سفر به 75 كشور دنيا براي تهيه مستند و فيلم، بلكه علت اصلي براي مصاحبه اين است كه در روزگاري از يك سو، معارضان متجددمنش شديدترين هجمه ها را متوجه سيد مرتضي آويني مي كردند و از سوي ديگر، متظاهران متحجرمسلك وي را به سبب عمق بصيرت اشراقات، تكفير مي نمودند.
 
شايد آن زمان به تعداد انگشتان دست هم برايش رفيقي باقي نمانده بود و به تصريح شهيد آويني «رضا برجي از معدود دوستاني است كه برايم باقيمانده است.»
 
صحبت هاي ايشان را شايد بتوانيم بيان «درد و دل»هايش درباره دوست همرزمش بدانيم كه چندان در قيد پاسخ به سوالات نيست و مي خواهد اذهان را متوجه لحظات شيرين با «مرتضي بودن» كند. 
 
عمق علاقه و دوستي اين دو تا حدي است كه وقتي در يكي از سوالات به وي مي گوييم «... حالا كه حدود 18 سال از شهادت سيد مرتضي گذشته است ...»، براي لحظاتي با حسرت به فكر فرو مي رود و با تعجب مي پرسد: «18 سال گذشته است؟!»
 
از لابلاي گفتار رضا برجي به راحتي مي توان از دلبستگي هايش به آويني مطلع شد تا جايي كه چندين بار هنگام بازگويي خاطراتش با شهيد آويني، بغض گلويش را فشرد و چشمانش از مظلوميت آويني نمناك شد.
 
گفت و گوي بيش از دو ساعت ما با آقاي برجي در مركز فرهنگي ميثاق در حالي صورت گرفت كه با وجود صدمات شيميايي و جراحات دوران دفاع مقدس، ايشان با گشاده رويي و حوصله بسيار به مطالب ما پاسخ گفت.
 
آنچه بيش از همه به چشم آمد تواضع و صميميت و بي آلايش بودن - كه مخصوص بچه هاي جنگ است –  ايشان بود كه بسيار درس آموز است.
 
ضمن تشكر از ايشان از كاربران مي خواهيم كه براي برادر وي كه به سبب جراحات شيميايي در بيمارستان بستري شده است، دعا كنند.

 

با توجه به بي تجربگي شهيد آويني در حوزه فيلم سازي، علت ورود ايشان به اين حوزه چيست؟

 

البته بهتر است بپرسيد چرا ايشان كه در اين حوزه نبودند، وارد اين كار شدند. آقا مرتضي آرشيتكت بود‌(معماري) و تقريبا معماري هم به هنر بازمي‌گردد و بجز فيلم، در رشته معماري با گرافيك، نقاشي و غيره نيز فعاليت مي كرد كه اين ها در كنار هم فيلم را تشكيل مي دهد؛ به اين ترتيب مرتضي آويني تا اين حد با مقوله فيلم سازي آشنا بود.

 

همچنين وي نقاش بود و قبل از انقلاب كارهاي بسيار زيبايي داشت؛ قصه نويس بودند و داستان و رمان مي نوشت؛ آويني مي گويد: بعد از انقلاب و آشنايي با عقايد امام دو گوني از كارهاي مذكور را آتش زدم و از بين بردم كه شامل تمام آثارم مي شد.

 

يكي از كتاب هاي ايشان حدود سال 58-57 چاپ شد كه آقا مرتضي و برادرشان بعد از انقلاب همه را از بازار جمع آوري كردند، به غير از 100 نسخه كه من با مطالعه آن كتاب، با عقايد گذشته آقا مرتضي آشنا شدم.

 

زماني كه انقلاب شد در دانشكده معماري، آقا مرتضي را به عنوان يك دانشجوي آوانگارد مي شناختند. دانشجوي آوانگارد يعني مثلا شلواري پاره داشته باشد و يا كيف خود را از گوني تهيه بكند و يا موي خاصي داشته باشد. به قول خودشان سبيل نيچه اي داشتند و كتاب هاي خاصي در دست مي گرفتند.

 

شما تصور بكنيد آقا مرتضي در گذشته چه زندگي اي داشتند كه در زمان شاه به او آوانگارد مي گفتند؟ در شرايطي كه استاد سر كلاس به يك دانشجوي پسر يا دختر مي گفت برهنه بنشيند تا بقيه دانشجويان آناتومي او را بكشند؛ اين شرايط آن زمان بود.
 
مرتضي با هنر و سينماي قبل از انقلاب كاملا آشنايي داشت كه وقتي انقلاب شد تمام آثار گذشته خود را كه شامل رمان، مجموعه اشعار و نقاشي بود، آتش زد؛ از اين آثار يك كتاب باقي ماند كه به دست من رسيد و مطالعه كردم و متوجه شدم در گذشته مرتضي عقايدي به مراتب بدتر از امثال صادق هدايت داشت.
 
كه آقا مرتضي بعدا در يك جمله براي مخاطب خود مي گويد: من از راه رفته با شما سخن مي گويم؛ يعني مي دانست انتهاي اين بازي هاي روشنفكري چيست و نهايت اين مسير سنگلاخي بن بست است.

 

امام تاثيرات گسترده اي روي مرتضي داشتند كه بعد از اين آقا مرتضي هر آنچه را كه حديث نفس بود از بين مي برد و تولد ديگري به واسطه آشنايي با امام مي يابد و در زندگي جديدي كه شروع مي كند، شايد به لحاظ تكنيكي درس فيلم سازي نخوانده باشد، ولي مي داند كار كردن به چه معناست و فيلم خوب و تصوير خوب را مي شناسد؛ چون قبل از انقلاب فيلم زيادي ديده و بجز اين غرب را هم ديده و چند سال در غرب زندگي كرده بود و با فرهنگ غربي و هنر غربي آشنايي داشت كه بعدا از اين دانش براي انقلاب استفاده مي كند.

 

آقا مرتضي خطاب به روشنفكران مي گفت: اي كاش حرف روز دانشمندان غربي را مي زديد و مي گفت: اين ها حرف 20 سال پيش آنها را تكرار مي كنند كه اين بسيار عذاب آور است كه روشنفكران جهان سومي حرف هاي كهنه و قديمي غربي را بيان كنند.

 

كارهاي ابتدايي مرتضي را كه مي بينيم مثل «خان گزيده ها» مي فهميم كه او مي داند چه بايد بگويد و از فيلم سازي چه مي خواهد و اين طور نبوده كه فكر كنيم مرتضي كم كم داشته با اين كار آشنايي پيدا مي كرده و تجربه كسب مي كرده است.

 

عده اي هستند كه مثلا با عكاسي شروع مي كنند و بعد به فيلم سازي مي روند، ولي مرتضي از ابتدا مي دانست از تصوير چه مي خواهد.

 

آقا مرتضي به واسطه كار نويسندگي با فيلمنامه نويسي آشنا بود و قصه را خوب مي شناخت. كار نويسندگي با فيلم سازي بسيار شبيه هستند. در نويسندگي و داستان نويسي كلمات در كنار هم قرار مي گيرند و جملات را تشكيل مي دهند و جملات يك فصل از كتاب را شكل مي دهند. به همين ترتيب در فيلم سازي نماها و پلان هاي مختلف در كنار هم سكانس ها را مي سازند و سكانس ها به فيلم شكل مي دهند. به اين خاطر يك نويسنده، راحت مي تواند وارد سينما بشود كه مرتضي هم به دليل مهارت در نويسندگي با فيلمبردار خود نماهاي خوبي مي گرفتند و بشدت از زوم و زوم بك پرهيز مي كردند و خود به سوژه و موضوع نزديك مي شدند؛ زيرا زوم از حالات انساني خارج است و توجه انسان را نمي توان با زوم بر موضوع نشان داد.
 
در صحبت هاي خود اشاره كرديد كه شهيد‌ آويني گفته من از راه رفته با شما سخن مي گويم، مي خواستم بدانم دليل اين موضوع چه بود كه حتي كساني كه خود را دلبسته امام و انقلاب معرفي مي كردند، باز به واسطه روشنفكري گذشته شهيد آويني، وي را نقد مي كردند و از شهيد آويني ايراد مي گرفتند؟

 

اسم نمي برم. يكي از سرسخت ترين مخالفان مرتضي كه روزنامه هم داشت، مي گفت: علت مخالفت من با مرتضي در سال 68-67 اين بود كه نمي دانستم او سي – چهل سال زودتر از زمان خودش فكر مي كرد و در سال 89-88 مي گفت: يكسري از سخنان مرتضي 10 سال ديگر فهميده مي شود؛ براي مثال وقتي مي گفت دهكده جهاني معنايي متصور نبود، ولي وقتي اينترنت و شبكه جهاني به همه منازل ورود پيدا كرد، مفهوم واضحتر شد.
 
مرتضي مي گفت: البته ما شهروند خوبي در اين دهكده نخواهيم بود و در اين دهكده اطاعت نداريم و مطيع كسي نيستيم كه ما الان مشاهده مي كنيم اين دهكده جهاني تشكيل شده است و قطعا فراتر خواهد رفت (تا جايي كه اگر كسي كار با اينترنت را بلد نباشد واقعا بي سواد محسوب مي شود) و در شرايط كنوني، چون تفكر امام بر انقلاب حاكم است، مطيع نيستيم و به همين خاطر هم مورد هجمه قرار گرفته ايم.

 

مرتضي جمله اي بسيار زيبا دارد كه مي گويد: «غرب با يك انفجار فيزيكي از هم پاشيده خواهد شد» كه به خاطر تاكيد بر لفظ فيزيكي مي توان تأويل به انفجار برج هاي دو قلو كرد و الان مي بينيم كه غرب به جهت اقتصادي طي سال هاي آتي به بن بست هاي وحشتناكي مي رسد.

 

يك دانشمند غربي فيزيك در يك ميزگرد گفت: به من گفته اند قوانين فيزيك ديگر به بن بست رسيده اند و ما مي خواهيم قوانين را الهي بكنيم تا شايد بشود جواب برخي سوالات را بدهيم، لذا مرتضي هميشه به ما مي گفت: وقتي كاري را شروع مي كنيد، خدايي بودن كار مدنظرتان باشد؛ چرا كه اگر وقتي در مقام معلم قرار گرفتيد و تزكيه نداشته باشيد به نهيليسم خواهيد رسيد.

 

براي مثال آقاي نوري زاد اين مشكل را دارد كه به خاطر عدم تزكيه قبل از تعليم است؛ نوري زاد يك فيلم داستاني كار كرده بود كه بعد از آن مرتضي مدتها با او صحبت نمي كرد. دليل را كه پرسيد، گفت: تو بايد فقط به دنبال كار مستند باشي و غير از اين كار را اگر انتخاب بكني آلوده مي شوي و اگر وارد اين كار بشوي، آلودگي كار تو را مجبور مي كند كه بين دو چيز انتخاب بكني؛ كه به تعبير من آن دو چيز بسيجي بودن و بسيجي نبودن بود.
 
تاكيد مرتضي به نوري زاد اين بود كه تا 16-15 سال وارد كار فيلم غير مستند نشود كه اين موضوع در ميان فيلمسازان آن موقع يك اپيدمي شد و برخي از آنها آلوده شدند.

 

مرتضي حرف از زمانه اي مي زد كه در راه است و خواهد آمد، ولي برخي فقط حال را مي ديدند. مرتضي مي گفت اگر ما خانه هايمان را در دهانه آتشفشان بنا نكنيم شكست خورده ايم؛ چرا كه بايد در لحظه انفجار حضور داشته باشيم و در واقع در قلب حوادث باشيم.

 

براي مثال اگر كشورهاي عربي اي كه در آنها انقلاب شكل گرفته به ما بگويند به ما تعدادي كارگردان بدهيد ما بايد كارگرداناني داشته باشيم كه حرف انقلاب را بزند و تبليغ جمهوري اسلامي را بكند. آيا اين محقق شده است؟ قطعا نه.

 

البته كارهاي خوبي صورت گرفته است؛ براي مثال بنده به همراه آقاي طالب زاده گروه هاي خارجي اي را آموزش داده ايم كه گروهي افغان بودند و همچنين افرادي از حزب الله لبنان كه المنار را تشكيل دادند كه همين شبكه كارهاي قوي اي مانند مستند روح الله را انجام داده است.

 

مرتضي دائما مي گفت هر كجا مي رويد اثري از خود بگذاريد و بازگرديد كه الان منظور مرتضي ملموس است؛ براي مثال زماني كه آقاي خاتمي وزير ارشاد بود بر روي جلد مجله سوره عكسي از يك مبارز بوسنيايي زده شده بود كه عينك دودي و موهاي بلند داشت، پس از اين آقاي خاتمي اعتراض كرد و گفت: اين تهاجم فرهنگيست و مرتضي كه جلوتر از زمان خود بود تاكيد داشت جلوتر از زمان حال را رصد كنيد و مي گفت موي بلند در غرب امري عاديست و در واقع اين تهاجم ما مي باشد به غرب.

 

به نظر من غرب سه بار مورد هجوم فرهنگي قرار گرفته است. يك بار با ورود حضرت امام به پاريس، ديگر بار در جنگ بوسني و ديگري فرمان امام در رابطه با سلمان رشدي كه بعد از اين حكم امام، طبق آمار دولت انگليس تعداد مسلمانان به دو برابر رسيده است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار