تحليل اهداف سياسي-نظامي رژيم صهيونيستي در باريكه غزه
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»؛ با گذشت چند ماه از انقلابهای مردمی در کشورهای عرب زبان که تحولی شگرف را در نقشه سیاسی خاورمیانه به وجود آورد، نگاه ها به دنبال آن بود تا برندهها و بازنده های این تحولات مشخص شود.
هر چند اولین انقلاب مردمی در تونس روی داد و سپس به کشورهای دیگر کشیده شد، اما انقلاب روی داده در مصر و اصرار مردم این کشور برای واقعیتر کردن انقلاب خود با تاکید بر خواستههای مشروع، اوج این تحولات به شمار میرود.
جایگاه و پایگاه مصر در سطح منطقه و جهان عرب از یکسو و روابط گسترده بینالمللی این کشور در دوران حکومت مبارک با غرب و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، از این کشور تافتهای دیگر بافته ساخته بود و از این رو تلاش شد تا این رژیم تا سرحد امکان حفظ شود.
سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی تلاش بسیاری به خرج دادند تا مانع فروپاشی رژیم حاکم بر مصر شوند، اما پیگیری صورت گرفته توسط مردم این کشور باعث رهاسازی انقلاب و رفتن مبارک شد.
از همان روزی که مبارک استعفای خود را اعلام کرد و از قاهره به سمت شرمالشیخ روانه شد، بیشتر رایزنیها و تحلیلها حول این محور متمرکز بود که رژیم صهیونیستی چه خواهد کرد؟
این سوال دیر یا زود باید پاسخ خود را در خلال تحولات آینده پیدا کرد و آنچه امروز روی میدهد، ناشی از همین سوال است.
نقطه تلاقی مصر و رژیم اسرائیل را باید در موضوع معاهده کمپ دیوید و همچنین صلح اعراب و اسرائیل دید؛ معاهدهای که برای تلآویو حکم مرگ و زندگی را دارد و برای قاهره نیز در حکم برگ برنده برای ورود به بازارهای آمریکا و اروپا و در نتیجه قرار گرفتن در جبهه غرب است.
از این رو هر دو طرف پس از وقوع انقلاب مصر تلاش کردند تا پیامهایی را به طرف مقابل برسانند كه در این میان نقش آمریکا و سفارت این کشور در قاهره را نمیتوان نادیده گرفت.
برای آمریکا رابطه مصر – اسرائیل به اندازهای مهم و راهبردی است که روابط تلآویو – واشنگتن؛ این موضوع را مقامات جدید مصری هم به خوبی میدانند و سران رژیم اسرائیل نیز با آگاهی از این موضوع، تلاش میکنند همچنان تنور آن را گرم نگه داشته و باد به آتش آن بدمند.
از آنجایی که نگاه رژیم صهیونیستی به تحولات منطقه نه یک نگاه همسایه مسئولیتپذیر و آرام که نگاهی امنیتی و خرابکارانه است، برای رسیدن به مرحله قبل میکوشد تا از این زوایه و رابطه به مرحله قبل از انقلاب برسد.
محاصره شدید اسرائیل در فلسطین اشغالی و فرصتی که انقلاب مردمی مصر برای تنفس فلسطینیها و تقویت جایگاه آنها داد، مؤید این مهم است که این رژیم تلاش میکند این جایگاه را گرفته و بار دیگر فلسطینیها – شما بخوانید ساکنان نوار غزه و حماس – را به قبل از انقلاب مصر بازگرداند.
به سخن دیگر، رژیم صهیونیستی بر آن است با یک تیر دو نشان بزند؛ با نشان اول، دولت جدید مصر را به این نکته رهنمون کند تنها در قبال صلح با اسرائیل و حمایت از آن است که میتواند امنیت داشته باشد و با نشان دوم به جنبش حماس و مردم غزه یادآوری کند که زیاد خود را دلخوش تغییرات در مصر نکنند.
تلآویو برای رسیدن به این خواسته به عنوان یک همسایه ناآرام و خرابکار، گزینه آدم کشی را برگزیده است.
حمله روز چهارشنبه بالگردهای این رژیم به خودرویی در شمال شرق سودان، نخستین پیام برای کشورهای عربی و بخصوص مصر بود که با وجود رفتن مبارک و رژیم همراه او، دست ما همچنان در عملیات آدمکشی باز است.
اما حملات چند روز اخیر به باریکه غزه که شهادت تعداد بسیاری از شهروندان غیرنظامی و عدهای از رزمندگان گردانهای مقاومت را در پی داشت، اقدامی در راستای محک زدن دولت موقت مصر است که با توجه به هشدار اخیر نبیل العربی، وزیر امور خارجه دولت موقت مصر، این یکی از محورهای این حمله است و محورهای متعدد دیگری نیز وجود دارد.
تلآویو با این حملات خود سعی در ارزیابی حجم تغییرات در سیاست مصر و واکنشهای مختلف به تجاوزات و اقدامات خود داشت و این مسئله از اهمیت بالایی در معادله موازنه قدرت و روابط استراتژیک مصر و رژیم صهیونیستی و ارزیابی میزان تاثیرگذاری تحولات جهان عرب بر جایگاه و وضعیت دولت عبری در منطقه برخوردار است.
در توضیح ارتباط این حملات با از سرگیری مذاکرات نیز عدهای از کارشناسان مسائل فلسطین میگویند: در حالی که کمیته چهارجانبه بینالمللی و جامعه جهانی از رژیم صهیونیستی میخواست که طرحی را برای تسهیل شروط از سرگیری روند مذاکرات سازش ارائه دهد، تلآویو به منظور فرار از زیر بار مقتضیات این مسئله، در صدد صدور بحران سیاسی و تبدیل آن به بحران نظامی درآمد که البته اسرائیل در این مورد نه در محور کمیته چهارجانبه که همان طور که در ادامه خواهد آمد، در محور آمریکا حرکت کرده است.
همزمان شدن این حملات با سفر اخیر محمود عباس به قاهره و همچنین سفر شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی به آمریکا، این واقعیت را روشن کرد كه جریانهایی در صدد هستند وضعیت نوار غزه را به پیش از انقلاب مردم مصر برسانند.
در این موضوع شکی نیست که رژیم صهیونیستی با تغییرات صورت گرفته در جهان عرب در بنبست هویتی شدیدی قرار گرفته است؛ این تغییرات هژمونی آمریکا در منطقه را دچار اختلال کرده است، بنابراين واشنگتن نیز امروز به دنبال یافتن جایگاه و پایگاه قبلی خود است و این موقعیت جز از راه درگیری جدید بدست نخواهد آمد.
بسیاری از کارشناسان بر این باور هستند که رژیم صهیونیستی نه توانایی برافروختن جنگ جدیدی را دارد و نه در صدد آن است – به دلیل ناتوانی و عدم پیشبینی از تبعات آن - اما میخواهد با درگیریهای محدود به خواستههای بیشتری برسد.
در سوی دیگر ماجرا آمریکا قرار دارد؛ دولت آمریکا امروز با مشکلات داخلی متعددی مواجه است، این مشکلات که بر اثر عدم تحقق وعدههای انتخاباتی اوباما شکل گرفته، باعث دردسر حزب دموکرات شده است.
برخی از منابع آگاه اعلام کردهاند، سران کاخ سفید درمانده از این مشکلات، بر آن هستند تا با تمرکز بر موضوعات خارجی از جمله جنگ در لیبی و بازگشت به موضوع پیش پا افتاده و کهنه شده سازش، آن را ملعبهای در راستای تحقق مبارزات انتخاباتی اوباما که از هماکنون تبلیغات خود را شروع کرده، قرار دهند.
بر اساس این طرح، ارتش عبری با حملات محدود به غزه که کشتار محدودی در پی دارد، باعث خواهد شد تا محمود عباس و تشکیلات تحت امر وی، آمریکا را به عنوان میانجی فرابخوانند و در این راستا آمریکاییها هم وارد عمل شده و با از سرگیری گفتوگوها در قالب کمیته چهارجانبه خوراک تبلیغاتی برای اوباما و دموکراتها فراهم کنند.
با این توضیحات، میتوان اهداف حملات اخیر رژیم صهیونیستی به غزه را در چند وجه به شرح ذیل برشمرد؛ هر چند برخی از آنها در توضیحات بالا نیامده و البته روشن بوده و نیاز به توضیح ندارد:
ا- محک زدن دولت جدید مصر
2- تحت فشار قرار دادن دولت حماس و جنبشهای مقاومت و ضربه زدن به توان آنها
3- بازگرداندن شرایط منطقهای به پیش از انقلابهای عربی
4- تهیه خوراک برای از سرگیری مذاکرات سازش از سوی آمریکا
5- نجات محمود عباس و تشکیلات خودگردان که پس از افشای اسناد الجزیره و انقلابهای مردمی دچار بحران مشروعیت شده است
6- آزمایش سیستم جدید ضد موشکی موسوم به گنبد آهنین با تحریک مقاومت به شلیک موشک به سمت شهرکهای صهیونیستنشین و تلقین کارآمد بودن آن برای سرکیسه کردن آمریکا
7- تحت تاثیر قرار دادن اصل آشتی ملی فلسطین که طی هفتههای اخیر بار دیگر از سوی برخی از رهبران فتح و حماس مطرح شده است
8- شکستن اراده مقاومت در میان مردم فلسطین
حال باید دید این خواستها تا چه اندازه از خلال بمباران و آدمکشی بدست خواهد آمد و آیا گردانهای مقاومت و جریانهای تند سیاسی در منطقه اجازه خواهند داد این رژیم به آسانی به خواستهای نامشروع خود برسد؟/انتهاي پيام/