راهي براي انتخاب شدن
کد خبر:۱۱۹۷۷۶

راهي براي انتخاب شدن

در بحث خانواده و ازدواج یکی از زمینه‌هایی که متغیرها کمتر دستخوش تحولات زودگذر می‌شوند و عمدتا متاثر از ساختاری کلان اجتماعی و تحولات پایدار هستند ارزش‌ها و نگرش‌های مربوط به خانواده و ازدواج است.  
گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»؛ زن امروزی در گذار از مرحله سنتی به مدرن تحت تاثیر عوامل مختلفی، در شرایط جدیدی قرار گرفته است. تحولات اقتصادی، پایگاه اجتماعی (آگاهی از حقوق خود، ارتباط با تشکلها و جنبش‌های زنانه و مقاومت در مقابل نقش‌های سنتی) و تحولات فرهنگی (افزایش سطح تحصیلات، آزادی انتخاب همسر، تغییر هنجارهای خانوادگی، دگرگونی در نوع ازدواج به میزان زیاد) و تحولات دموگرافیکی (تنظیم موالید، کاهش موالید، خانواده‌های هسته‌ای) سبب شده‌است که تحول و دگرگونی‌ای درنقش و پایگاه زن در خانواده ایجاد شود.
 
این تغییرات در موارد متعددی بروز کرده است که یکی از موارد بسیار مشخص آن، ازدواج است، ازدواج یک ارتباط دو سویه است و وقتی در آن، یکی از طرفین در بیان دیدگاهی که از او در جامعه وجود دارد، واکنش نشان داده و خواهان تغییر تعریفی باشد که سال‌ها از او شده، این عمل بر نگرش طرف مقابل که قرار است به عنوان شریک زندگی او باشد نیز تأثیر خواهد گذاشت.
 
با افزایش سطح تحصیلات بانوان در جامعه امروز ایران و روی آوردن به مشاغل مختلف و نیز علاقمندی به اشتغال در بین ایشان، تغییراتی در ملاک‌های انتخاب همسر ایجاد شده‌است و به تبع، در مردان هم این تحولات تغییراتی را به همراه داشته است، چنانکه مشاهده تحقیقات و پژوهشهایی که در این رابطه و بر روی معیارهای انتخاب همسر، صورت گرفته نشان می‌دهد که: نجابت خوش‌اخلاقی، خانه‌داری سه ویژگی مهم زن ایده‌آل در جامعه ایرانی در تحقیقات سال‌های ۱۳۵۳ و ۱۳۵۸ به شمار می‌رفت و اصالت خانوادگی، تحصیلات و زیبابی در مرتبه دوم اهمیت قرار گرفته بود اما در تحقیق مشابهی که توسط دکتر محسنی و ابوالقاسم پوررضا انور در سال ۸۲ به صورت مکتوب منتشر شده آمده‌است که دیگر خانه‌داری به عنوان ملاک مهمی در انتخاب همسر، محسوب نمی‌شود.
 
نتایج بررسی معیارهای انتخاب همسر در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علوم پزشکی اصفهان که توسط دکتر داریوش عابدی و کیومرث فرحبخش منتشر شده نیز بر صحبت‌های بالا صحه می‌گذارد، چراکه ۶۱درصد پسران همسری را ترجیح می‌دهند که یا شاغل باشد یا دنبال شغل و پیدا کردن کار باشد، ۵۹درصد پسران داشتن شغل بالای اجتماعی ولی با درآمد کم را بر شغل با درآمد زیاد ولی از نظر اجتماعی پایین ترجیح می‌دهند که این نشان دهنده توجه به معیارهای عالی‌تر می‌باشد.
 
در بررسی کلان‌تری که در سال ۸۲ در قالب کتاب جنسیت و نگرش اجتماعی این موضوع مورد تحلیل قرار گرفته است و نتایج نشانگر آن است که باور به کارکردن زنان بیرون از خانواده افزوده شده است، در این دو سال پرسش به این صورت مطرح شده است که نظر شما راجع به خانه‌داری زنان چیست؟ ۵/۶۳ درصد مردان و ۶/۸۰ درصد زنان مخالف این مسئله بودند، یعنی در حالی که ۱/۶۰ درصد مردان و ۴/۷۷ درصد زنان در سال ۱۳۷۹ با خانه‌داری زنان مخالف بودند و جالب این‌که در سال ۷۴ این نسبت به ۳/۴۶ در مردان و ۶/۳۲ در زنان می‌رسد، یعنی نگرش منفی جامعه نسبت به خانه‌داری زنان رو به افزایش است.
 
در بحث خانواده و ازدواج یکی از زمینه‌هایی که متغیرها کمتر دستخوش تحولات زودگذر می‌شوند و عمدتا متاثر از ساختاری کلان اجتماعی و تحولات پایدار هستند ارزش‌ها و نگرش‌های مربوط به خانواده و ازدواج است.
 
اما در بین موارد مورد توجه در این زمینه، موافقت با کار زن در خارج از خانه مهمترین روند را شامل شده است موافقت زنان با ضرورت شرکت در تامین مخارج خانواده در کنار مردان از جانب زنان نیز بیشتر از موافقت مردان با این عقیده است (۳/۲ برابر)

علل اصلی تغییر این نگرش در بین مردان مختلف و متنوع است اما نقطع اشتراک این علت‌ها تاثیر است که فرد از جامعه‌ای که درآن زندگی می‌کند، می‌پذیرد، چراکه فرد دردرون جامعه زندگی می‌کند و با دارا بودن خصلت جمع‌گرایی بسیار مشخص است که تحت تاثیر هنجارهای اجتماعی قرار گیرد و مید که از جامعه‌شناسان معروف عصر حاضر است، در این رابطه می‌گوید: «رفتار فرد را باید بر حسب کارکرد سازمان یافته گروه اجتماعی تعیین کرد، به همین علت است که رفتار فرد را می‌توان از طریق فهم رفتار کلی گروه اجتماعی دریافت» و «فیرکانت» نیز می‌گوید: « فقط در گروه است که هنجارها به تکالیف و اصول، معنا پیدا می‌کنند و رشد می‌یابند و گروه مهمترن عالم رشد شخصیت فرد محسوب می‌شود.» در این مباحث خانواده به عنوان گروه اولیه (گروه‌هایی که تماس‌های بین افراد با هم نزدیک، شخصی و رو در رو بوده‌است) محسوب می‌شود.
 
بر این اساس گرایشات ارزش خانواده مخصوصا والدین به عنوان گروه اولیه می‌تواند در فهم و رعایت هنجارهای ازدواج که یک نوع رفتار محسوب می‌شود موثر باشد، اینکه رفتار والدین سنتی است یا تحت تاثیر فرهنگ غرب، بر گرایش ارزش‌های فرد نیز تا حدود بسیاری تاثیر خواهد گذاشت.
 
پارسونز نیز در این رابطه چنین اذعان می‌دارد که «نوعی تاثیر گروهی آشکارا خواسته‌های فردی را در حصر الگوهای منسجم‌تر قرار می‌دهد.» از نظر پارسونز افراد انتظارات نقشی و هنجارها را از نظر اجتماعی خود فرا می‌گیرند، به عبارت دیگر شخصیت عبارتند از سازمان‌ ذهنی اکتسابی فرد و اشخاص که کاملا بر مبنای اهدافی که ریشه در چاره‌اندیشی‌های شخصی‌شان دارد، عمل نمی‌کنند. بلکه اهداف و وسایلی‌که آن‌ها با آن مواجه هستند عمدتا تحت تاثیر آن مناسبات اجتماعی‌ای است که در آن مشارکت دارند.
 
یکی دیگر از مواردی که می‌توان در این مبحث مطرح کرد، سوگیری فرد کنشگر و فرایند انگیزش آن به عنوان سیستم تفکیک شده و منسجم یعنی سیستم شخصیتی که به عنوان یک سیستم سازمان یافته سوگیری و انگیزه کنش یک کنشگر تعریف می‌شود است که بسیار حائز اهمیت است، به عبارت دیگر نوع نگرش خود فرد نسبت به اشتغال یا عدم اشتغال همسر آینده‌اش تاثیر مستقیمی بر روی این موضوع دارد.
علل اصلی تغییر این معیار در ذهن مردان را می‌توان از چند منظر مورد بررسی قرار داد:
 
ویژگی‌های فردی

در تجربه‌ای که افراد متأهل به مجردها انتقال داده‌اند، اینطور تفهیم شده‌است که اشتغال زن باعث می‌شود او درک بهتری از شرایط روحی همسرش پیدا کرده و در مواقع بحرانی، مشاور و همراه خوبی برای او باشد، چرا که خود زن هم در شرایط مشابهی در محل کارش قرار دارد، به عبارت بهتر دلیل اصلی لحاظ کردن این ویژگی‌ در معیارهای آقایان درک متقابل همسر آینده از مشکلات کاری ایشان است.
 
از منظر ویژگی‌های اجتماعی

همانطور که در مقاله «بررسی معیارهای انتخاب همسر در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علوم پزشکی اصفهان» آمده‌‌است، ۶۳ درصد پسران همسری را ترجیح می‌دهند که فعال، برونگرا و اجتماعی و اهل رفت و آمد باشد و به نظر می‌رسد که روابط عمومی قوی در حال حاضر با شاغل بودن زن تعریف می‌شود.
 
ویژگی‌های اقتصادی

اما بیشترین بحثی که در باب شاغل بودن همسر آینده برای مردان وجود دارد، بعد اقتصادی است زیرا با عدم وجود استخدام در بسیاری از مشاغل و به نوعی موقتی بودن شغل برای مردان، آنها خواهان حداقل پشتوانه مالی در این قضیه هستند به صورتی که اگر قرار داد آنها در محل کارشان تمدید نشد تا پیدا کردن شغل مناسب بعدی از جهت مالی خانواده با بحران مواجه نشود.

اما این تحلیل چندان قوی به نظر نمی‌رسد چرا که در نتایج تحقیقات دگرگونی‌های نگرش‌های اجتماعی آمده‌است که موافقت بسیاری از مردان با اشتغال زنان به دلیل مشارکت در تامین مخارج خانه نیست، ‌بلکه در عین موافقت با اشتغال زنان معتقد به تامین مخارج خانه از سوی مردان و عدم مشارکت زنان در این هزینه‌ها هستند.

به نظر مردان مجرد، زنی که کار می‌کند و منبع درآمدی دارد در بحث صرفه‌جویی‌های اقتصادی نسبت به زنان خانه‌دار، محتاط‌تر و دقیقتر عمل می‌کنند و از طرفی باز به همان دلیل شاغل بودن در بحث سرمایه‌گذاری‌های کلان شریک و مشاور بسیار مناسبی برای همسر خود می‌توانند باشند.

البته پذیرش یا عدم پذیرش استدلالات ذکر شده منوط به تحقیق مفصلتری در این رابطه است و نمی‌توان با پاسخ‌های سطحی و استدلالات شخصی با آنها مواجه شد، چراکه هر کدام از این دلایل برخواسته از شنیده‌ها و حاصل تجربیات منتقل شده از افراد جامعه است و تایید یا رد آن هم نیازمند تأملات خاصی است.
 
عامل تاثیرگذار دیگر در این مورد، منفعت و پرهیز از ضرر و زیان یا به عبارتی پاداش است. به این ترتیب انسانها برای آن خودشان را با هنجارها تطبیق می‌دهند که تصور می‌کنند این تطبیق در نهایت به نفع آنها تمام می‌شود. از نظر هومنز (از پیشکسوتان نظریه مبادله) پاداش‌ها می‌توانند هم مادی و هم معنوی باشند. کسب احترام، پذیرفته شدن در گروه(عضوی از گروه بودن) تایید اجتماعی را از جمله این پاداشها می‌دانند. 
 
و شاید یکی از عواملی که مردان علاقمند هستند که همسر آینده‌شان شاغل باشد، کسب وجهه‌ای است که در جامعه پیدا می‌کنند، چراکه همانطور که گفته‌شد، در دهه‌های گذشته نظر غالب نسبت به شاغل بودن همسر آینده منفی بود، بنابراین افراد زیادی با خانه‌دار بودن زن موافق بودند، اما در حال حاضر با توجه به تغییر این نگرش در جامعه، (تصور شاغل بودن همسر آینده) جزو معیارهای مثبت در انتخاب همسر، قرار گرفته است.
نويسنده: زهرا باقري

منبع: بچه هاي قلم
 
/انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار