کد خبر:۱۲۰۴۹۶
چند ساعت با دانشجویان پاراچنار- بخش پایانی
ما در پاراچنار کار حسینی می کنیم، شما هم در ايران درباره ما کار زینبی کنید
ما در پاراچنار کار حسینی می کنیم، شما هم در ايران درباره پاراچنار کار زینبی کنید. یکی پرسید: ایرانیها چه کاری میتوانند برای شما بکنند؟ پاسخ دادند: انتظار ما این است که ما را دعا کنید و من در اين زمان بود كه به درجه توحیدشان غبطه خوردم.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ دانشجویان پاراچناری در آخرین روز حضورشان در تهران، پس از بازدید از حسینیه جماران و بیت امام (ره) به سمت فرهنگسرای انقلاب حرکت کردند. من هم به همراه دو خبرنگار دیگر با آنها همراه شدیم.
حدود ساعت 12 به فرهنگسرا رسیدیم. مسئولان فرهنگسرا سهیل کریمی را خوب می شناختند. گویا سبب آشنایی آنها با پاراچنار کریمی بوده و یک نمایشگاه عکس هم در آنجا برگزار کرده بودند. فکر نمی کنم هیچ شخص خارجی به اندازه سهیل کریمی برای پاراچنار، مردمش و مقاومتش کار کرده باشد. وي بعد از شهرتی که به واسطه اسارت توسط آمریکایی ها در عراق، بدست آورده بود، خیلی راحت می توانست به مناصب سیاسی دست پیدا کند، اما او وظیفه اش را شناخته بود و در مسیر انجام آن خطر مرگ را هم به جان خرید.
كريمي می گوید: به من گفتند اگر به پاراچنار بروی جنازه ات هم بر نمی گردد، اما با توسل به شهدای پاراچنار، ظرف دو ماه ویزای ما حاضر شد. (کاری که به طور معمول 6 تا 7 ماه طول می کشد) سپس به جای این که از تهران به پاکستان برویم؛ از قطر وارد پیشاور شدیم و با اجاره یک هواپیمای خصوصی محاصره را شکستیم و وارد پاراچنار شدیم.
وی می گوید: مردم پاراچنار می گفتند كه این یک معجزه است که تو بعد از چهار سال محاصره را شکسته ای و وارد منطقه شده ای.
در سالن کنفرانس فرهنگسرای انقلاب فروتن، رئیس فرهنگسرا پس از خوش آمد گویی گفت: پس از آنکه به واسطه آقای کریمی با موضوع، آشنا شدیم تمام وجودمان را در بر گرفت و پاراچنار برایمان اهمیت زیادی پیدا کرد.
وی ادامه داد: انقلاب ایران متعلق به تمام آزادیخواهان دنیاست. همگی ما سربازان انقلاب امام خمینی (ره) هستیم و سربازی کردن باعث می شود، دل های ما و شما به هم نزدیک شود.
فروتن گفت: راه ما راه جهاد است و شما در نوک پیکان آن هستید و از این منظر، موقعیت شما بسیار حائز اهمیت است و ما باید قدر دان شما باشیم.
رئیس فرهنگسرای انقلاب با قرائت حدیث « الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر» گفت: شما تجلی این روایت هستید و به همین خاطر، الگوی جوانان دیگر کشورها خواهید بود و ما تا آخرین قطره خون در اين راه مقاومت شما را حمايت می کنیم.
یکی از خبرنگاران که تازه به جمع اضافه شده بود، از میهمانان پرسید: ایرانی ها چه کارهایی می توانند برای شما بکنند؟ ساجد حسین، که معمولا بیشتر از بقیه صحبت می کرد، پاسخ داد: انتظار ما از مردم ایران این است که ما را دعا کنند، ما در پاراچنار کار حسینی می کنیم. شما هم در ایران درباره پاراچنار کار زینبی کنید. به درجه توحید او غبطه خوردم. با این وضعیتی که دارند تنها خواسته اش از مردم ایران، دعا بود. ذهن مادی من نمی فهمد. او بهترین وسیله نجات را از ما طلب کرد.
فرهنگسرای انقلاب، آخرین ایستگاه همراهی من با دوستان پاراچناری ام بود. از آنها پرسیدم با وجود محاصره چگونه به پاراچنار برمی گردید؟ گفتند به پیشاور می رویم و منتظر می شویم تا راهی پیدا شود و وارد شهرمان شویم، در حالی که نمی دانستم همه شان به سلامت از محاصره کثیف ترین حیوانات این روزگار رد می شوند یا نه، با آنها خداحافظی کردم./انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰