کد خبر:۱۲۰۷۶۷
در برنامه اين هفته هفت صورت گرفت؛
توهين تهمينه ميلاني به مردم در برنامه زنده تلويزيوني
تهمينه ميلاني، كارگردان محترم! فيلم «يكي از ما دو نفر» در مصاحبه زنده تلويزيوني «برنامه 7» مردم ايران را عقدهاي خطاب كرد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ گر چه عبارت «همه مردم ايران عقدهاي هستند» اساسا از حيظ توجه و اهتمام ساقط است، اما جاي شگفتي است كه يك كارگردان باسابقه، درباره مردم كشورش چنين قضاوتي داشته باشد و چنين تعميمي بدهد.
فيلم «يكي از ما دو نفر» بدون رعايت مولفه هاي ساختاري و بصري از ارزش هاي سينمايي، آن چنان تهي است كه مخاطب خود را عميقا دچار اثرات و تبعات نامطلوب مي كند.
فيلمي بدون شخصيت پردازي و همراه با مقادير معتنابهي از ديالوگ هاي بد و شعاري، بدون آن كه هيچ قصه درستي به معناي كلمه داشته باشد كه بدون آن كه چيزي در آن شروع شود به پايان مي رسد.
فيلم به گفته كارگردان و البته بدون آن كه خود اثر چيزي در اين باره در خود داشته باشد ظاهرا درباره بحران هاي گروهي و فكري در نسل جوان است.
البته اين صرفا اداي كارگردان است كه تلاش مي كند آنها را به فيلم خود الصادق كند؛ والا خود فيلم «يكي از ما دو نفر» ابدا حائز هيچ يك از اين موارد نيست.
فيلمي كه حتي از داشتن و تعريف كردن يك قصه نيم بند هم عاجز است، فيلمنامه بد دارد و ساختاري بي انسجام و سطحي و بدون چفت و بست و اساسا همه مولفه هاي ساختاري و محتوايي اش ابتدايي و قوام نيافته است.
به نظر مي رسد كارگردان «يكي از ما دو نفر» پس از آن كه سيكل معيوبش را در ساخت فيلم هاي فمنيستي وانهاد، به فروغلتيدن در چرخش هاي بي هويت و حباب وار انجاميد كه معلوم نيست چه سرانجام و فرجامي براي او به همراه خواهد داشت.
فيلم «يكي از ما دو نفر» گر چه در شعار و ادا و اطوار ادعاي اصولگرايي دارد، اما در واقع و حقيقتا مروج نوعي اباحه گري است كه هيچ يك از پوشش هايي كه سازنده اثر براي مخفي كردن اين حقيقت تاثرانگيز به كار مي برد، او را ياري نمي كند و چاره كار نمي شود.
تيپ هايي كه در اين فيلم هرگز شخصيت نمي شوند، اساسا آدم هاي بي اصول و همان طور كه در ديالوگ هايشان تاكيد دارند، عقده اي هستند كه در كنار مولفه هاي ديگر فيلم يعني بي در و پيكر بودن قصه و ديالوگ هاي شعاري، نهايت فيلمي را تحويل مخاطب مي دهند كه صرفا اداي يك جور جسارت است كه در حقيقت نه جسارت، بلكه جهالت است؛ جهالتي كه به ساديسم و مازوخيزم منجر مي شود.
واقعيت آن است كه سركار خانم ميلاني در آن برنامه زنده تلويزيوني عنوان كرد، اين فيلم نتيجه محدوديت هاست، اما نكته اينجاست كه اولين و مهمترين محدويت، مشكل كارگردان در روشن نبودن تكليفش با خودش و فيلمي است كه مي خواهد بسازد و اينجاست كه كار به جاي مي رسد كه كسي از اصولگرايي دم مي زند، در حالي كه فيلمش مصداق تام و تمام ترويج بي اصولي و اباحه گري است.
اساسا بحث نگارنده بر روي معيارهاي موجود در فيلم نيست و هيچ قضاوتي درباره درستي و نادرستي آنها ندارد، بحث اصلي و ايراد اساسي، در اين فضاي تاريك و دو پهلو است كه شايد عبارت رساتر و صحيح تر - با عذرخواهي و پوزش - عبارت رياكارانه و منافقانه باشد.
شما از كدام اصول صحبت مي كنيد خانم ميلاني، كاركتر اصلي شما يعني سارا در عين حال كه نماد اصول ارزشي شماست همزمان شخصيتي نامتعادل، بدون اعتماد به نفس و به قول خودش عقده اي و به معناي كامل كلمه بي اصول دارد.
اگر گمان كرده ايد اصولگرا بودن به معناي درست كلمه، صرفا با بلغور كردن چند ديالوگ شعاري حاصل مي شود، سخت در اشتباهيد.
صحنه اي كه به اين مناسبت بايد يادآوري كرد سكناس تهديد سارا است كه در حضور بابك قصد پايين پريدن از ساختمان و خودكشي دارد؛ چطور ممكن است از نماد اصولگرايي در فيلم شما، تزلزل، (عقده اي بودن) و عدم اعتماد به نفس به مخاطب القا شود؟ تنها نتيجه اي كه از اين وضعيت مي توان گرفت و در واقع پيام اصلي فيلم است، همين بي اصول بودن به عنوان اصول مورد توجه سازنده فيلم است و اين نتيجه اي جز تاثر و تاسف براي كارگرداني كه در كارنامه اش فيلم هاي همچون «بچه هاي طلاق»، «كاكادو» و «ديگه چه خبر» را دارد، بسيار نگران كننده و تاثربرانگيز است./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰