عرفان هاي نوظهور و كژراهه هاي مدرن
کد خبر:۱۲۱۲۷۹

عرفان هاي نوظهور و كژراهه هاي مدرن

در شرایط كنوني كه عرفان و معنویت نیاز ذاتی انسان‌ها است به گونه ای بدلی و انحرافی مورد توجه قرار می‌گیرند و حاصل آن عرفان های اومانیستی و سكولار است؛ در اين مسير حتی عرفان های شرقی هم وقتی به غرب می‌روند تغییر ماهیت می‌دهند و به صورت انحرافی دوباره به سوی شرق سرازیر می‌شوند. 
گروه معارف«خبرگزاري دانشجو»؛ تاریخ حیات انسان‌ها در تمام جوامع بشری، آكنده از افراد، گروه‌ها و جریان هایی است كه به نام هدایت آدمیان، آنان را به تباهی كشاندند و انحرافات گسترده اعتقادی، رفتاری و اخلاقی را پدیدار ساختند.

برخی از این انحرافات، سر از تاسیس فرقه‌ها و مذاهب درآوردند و در رویارویی با جریان‌ها و افراد حق مدار یا در تنازع میان خود، كشتار گسترده انسان‌ها و ویرانی و خرابی سرزمین‌ها را موجب شدند و برخی جز نامی در تاریخ از آنها نمانده است و باید در تاریخ فرقه‌ها و نحله‌ها رد پای آنها را جست وجو كرد.

نكته پراهمیت آن است كه بسیاری از این انحرافات اعتقادی، سیاسی و رفتاری در آغاز پیدایی كمتر از آن بودند كه بعدها شدند, در واقع در مقطع ایجاد این انحراف‌ها كمتر كسی فكر می‌كرد كه یك جریان كوچك و كم اثر روزی به صورت یك فرقه و جریان در تاریخ بماند و موجبات انحرافات گوناگون اخلاقی، اجتماعی و اعتقادی را فراهم آورد.

طبعاً اگر در زمان مناسب و بهنگام، عالمان و حاكمان متعهد و مسئول با این گونه انحرافات برخورد می‌كردند و با افشاگری یا ردیه نویسی و حتی ایجاد محدودیت مانع از عضوگیری و گسترش آن در میان مردم می‌شدند، میزان اثرگذاری آن محدود می‌شد و طبعاً در راستای زمان اثری از آنها باقی نمی‌ماند. شاید همین مسئله رمز حساسیت اسلام در مقابل بدعت و بدعت گذاران باشد و علت تاكیدی است كه این دین حنیف بر مقابله با این گونه انحرافات از سوی عالمان دین شناس و مسئول دارد.

از این نكته هم نباید غافل شد كه در سده های اخیر فرقه سازی و ایجاد تفرقه در سرزمین اسلام و در میان مسلمین یكی از روش های استعماری بوده است كه ظهور بهائیت و تقویت وهابیت نمونه‌هایی از این جریان فرقه سازی استعماری است.

این موضوع در سال های اخیر، اشكال تازه تر و متفاوت تری پیدا كرده كه خود ناشی از بحرانهای درونی جوامع غربی در زمینه معنویت است.

غرب امروز اوج تمدن اومانیستی مدرن را نمایندگی می‌كند و انسان را جایگزین خدا قرار داده است. در فرهنگ دینی قرار بود انسان خلیفه الله و جانشین خدا در زمین شود و این مسئله را در پیروی از خداوند و تعالیم پیامبرانش محقق كند اما تمدن مدرن غربی عملاً خدا و انبیا را حذف كرده است و به انسان همچون خداوند می‌نگرد و مقام تشریع ارزش های اخلاقی و تعالیم اجتماعی را به او واگذار كرده است.
 
در این شرایط عرفان و معنویت كه نیاز ذاتی انسان‌ها است به گونه ای بدلی و انحرافی مورد توجه قرار می‌گیرند و حاصل آن عرفانهای اومانیستی و سكولار است. در این مسیر حتی عرفانهای شرقی هم وقتی به غرب می‌روند تغییر ماهیت می‌دهند و به صورت انحرافی دوباره به سوی شرق سرازیر می‌شوند.

آنچه اكنون به گسترش و نفوذ این گونه انحراف‌ها در جوامع گوناگون مدد می‌رساند ابزارهای رسانه ای جدید است كه از سوی حامیان این جریان های منحرف به استخدام درآمده اند و مورد حمایت سرمایه داری جهانی هم هستند.

به منظور مواجهه سنجیده با این گونه انحرافات اجتماعی – عقیدتی، شورای فرهنگ عمومی از سال 1383 به این موضوع توجه ویژه نشان داد و تلاش كرد با درگیر كردن نهادها و سازمانهای گوناگون در این مسئله به بررسی ریشه های رشد و ظهور جریان‌ها و انجمنهای انحرافی و یافتن راهكارهای مقابله با آنها بپردازد.

سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه های علمیه و پژوهشگران صاحب نظر هم مكلف شدند با تكیه بر دانش موجود در حوزه پژوهش تفكرات انحرافی این فرقه‌ها و جریانهای انحرافی را مورد نقد قرار دهند.

منبع: روزنامه ايران همراه با تلخيص
 
/انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار