کد خبر:۱۲۱۵۰۱
نگاهي به سياستهاي فرهنگي دولت در حوزه كتاب؛
تهاجم سليقهها در مديريت فرهنگي
اگر بنا باشد نگاهمان را به سياستهاي فرهنگي دولت كنوني در حوزه كتاب متمركز كنيم، درمييابيم كه رفتارهاي سليقهاي و عدم برنامه ريزي و سياستگذاري منسجم و هدفمند از جمله كاستيها و معايب موجود در اين عرصه است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ سياست هاي فرهنگي دولت در حوزه كتاب را مي توان در چند بخش مرور كرد و به نقد و تحليل گذاشت.
نكته اساسي بيش و پيش از همه كه البته مختص اين دولت نيست و در دولت هاي پيشين نيز هم نشانه هاي آن وجود داشته، عدم يك سياستگذاري جدي و اصولي و كلي است كه همچون چتري ساير سياست هاي جزئي را پوشش دهد و تحت لواي خود بگيرد.
عدم زمينه چيني لازم براي رسيدن به يك سياست واحد فرهنگي در قبال مباحثي كه در حوزه فرهنگ و هنر تعريف مي شود، هميشه جزو گرفتاري هاي اين حوزه و عامل درگيري و گرفتاري هنرمندان و نويسندگان حوزه فرهنگ و هنر بوده است.
به عبارت ديگر يك جهت گيري كلي كه منطبق بر اصول و آرمان هاي فرهنگي باشد هرگز در راس سياستگذاري هاي دولت هاي مختلف نبوده، بلكه كم و بيش سليقه ها بوده كه تعيين كننده و جهت دهنده تصميم گيري ها و سياستگذاري ها بوده است.
اما اگر بنا باشد نگاهمان را به سياست هاي فرهنگي دولت كنوني در حوزه كتاب متمركز كنيم، فهرستي از موضوعات و ويژگي هاي كاري اين دولت و عقبه فكري و سياستگذاري آن و نقصان ها و كاستي هايي كه به اشكال مختلف رخ نموده، به چشم مي خورد.
اين عناوين و سرفصل ها را مي توان در بخش هاي مختلف حوزه كتاب و از جنبه هاي مختلف نگريست.
از جمله كاستي ها و معايب موجود در اين عرصه مي توان به اين موارد اشاره كرد: پشتيباني از كارهاي سفارشي ناشران دولتي و شبه دولتي بدون توجه به كيفيت كار و كاركردهاي فرهنگي آن، بي توجهي به نظارت نسبت به آثار سطحي و عوام فريبانه و رشد و نمو سرطاني و قارچ گونه اين آثار، حساسيت هاي متنوع سليقه اي در حوزه ادبيات داستاني و بويژه درباره رمان و نيز عدم تناسب و انسجام در سياستگذاري و اجرا كه شايد بتوان مجموعه اين موارد را تحت يك عنوان كلي كه با اعتقاد نگارنده و بسياري از منتقدان مهمترين آسيب حوزه مديريت فرهنگي است، گنجانيد كه همان رفتارهاي سليقه اي و عدم برنامه ريزي و سياستگذاري منسجم و هدفمند است.
در همين زمينه مي توان به موارد متنوعي اشاره كرد كه طي سال هاي اخير ناشي از همين آسيب هاي متنوع در حوزه مديريت فرهنگي رخ داده و دامنگير اهالي فرهنگ و هنر و بويژه نويسندگاني در عرصه ادبيات داستاني شده است.
به عنوان نمونه مي توان به اتفاقاتي اشاره كرد كه براي رمان «مردگان باغ سبز» نوشته محمدرضا بايرامي رخ داده است؛ رمان «مردگان باغ سبز» يك رمان تاريخي است به لحاظ كيفي و از جهت رعايت ارزش هاي داستاني و شاخصه هاي عناصر اصلي، داراي ارزش هاي فراواني است كه اتفاقا ناشر آن يكي از ناشران شبه دولتي و بسيار فعال در حوزه نشر كتاب در حيطه هاي مختلف است يعني انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنري.
اين كتاب كه قلمي شيرين، منسجم و جذاب دارد و به واقع يكي از آثار ارزشمند منتشر شده در حوزه كتاب در بخش ادبيات داستاني طي سال هاي اخير است، پس از گذشت مدت كوتاهي از انتشارش توقيف شد و از دسترس مخاطبان ناپديد گرديد و تا اين لحظه هيچ گونه پاسخي نسبت به اين اقدام از سوي مسئولان امر به انجام نرسيده است و علاقه مندان اين نويسنده و دوستداران كتابش همچنان در بي خبري و حيرت بسر مي برند.
طي سال هاي گذشته مواردي از اين دست، بويژه در بخش صدور مجوز به كرات به وقوع پيوسته كه متاسفانه با عدم پاسخگويي بموقع و بجاي مسئولان مواجه شده و همين امر موجبات پديد آمدن شايعات و شائبه هاي مختلفي را به وجود آورده است.
آيا به راستي پديده آمدن چنين موقعيتي در حوزه نشر كتاب براي مسئولان و مديران فرهنگي امر قابل دفاعي است؟!/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰