کد خبر:۱۲۱۷۰۳
بازخواني بيانات مقام معظم رهبري در باب بصيرت؛
گاهى بصيرت هم وجود دارد، اما در عين حال خطا و اشتباه ادامه پيدا مي كند
کار بر دوش شماست. نه به این معنا که فقط شما بصیر شوید. بلکه بايد فضا و محيط پيرامونى خودتان را هم بابصيرت كنيد و براى سایرین هم قضايا را روشن كنيد. براى موفقيت كامل، بصيرت شرط لازم است، اما شرط كافى نيست. گاهى بصيرت هم وجود دارد، اما در عين حال خطا و اشتباه ادامه پيدا مي كند.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ کار بر دوش شماست. این کلامی بود که رهبرمان هنگام تبیین معانی بصیرت در جمع دانشجویان و جوانان شهر قم در چهارم آبان سال گذشته بر زبان آوردند. آقا به جوانان و دانشجویان فرمودند: بروید اين نياز مهم را (یعنی بصیرت را) تأمين كنيد.
چند وقتی است که بزرگانمان، خبر از فتنه دیگری می دهند که به مراتب بزرگتر از فتنه 88 است. تا فرصت هست باید بصیرتمان را زیاد کنیم که وقتی در وسط فتنه بعدی قرار گرفتیم؛ بصیرت، کالای کمیاب نباشد. اتفاقی که در فتنه گذشته افتاد.
و این بار فتنه، بزرگتر است. شاید این بار دشمن، لباس دوست بر تن کرده باشد. و اگر بی بصیرتی مان نگذارد حق را با معیارها بسنجیم؛ حق را با اهالی قدیمی اش یکی می گیریم. سختمان می شود حق را از کسانی که برای اثبات با حق بودنشان هزینه ها داده ایم جدا کنیم. اما انگار این روزها حق، مشغول خانه تکانی است و بعضی از مسافران، مشغول پیاده شدن از قطار حق هستند. و ما هم اگر بصیرت نداشته باشیم با دوستان قدیمی مان پیاده می شویم.
بصیرت کالای گرانبهایی است که با رسیدن فتنه پیش رو کمیاب تر می شود. و رهبرمان ترویج بصیرت را به دوش ما گذاشته است.
از آنجا که با خاموش شدن سر و صدای فتنه، کم کم توصیه رهبری به بصیرت هم غبار فراموشی می گیرد و در کنار سایر فرمایشات بر زمین مانده ایشان به فراموشی سپرده می شود؛ بد نیست برای گردگیری و یادآوری، به بازخوانی تعریف بصیرت در کلام ایشان بپردازیم.
رهبر عزیزمان می فرمایند «بصيرت، نورافكن است؛ بصيرت، قبلهنما و قطبنماست. توى يك بيابان انسان اگر بدون قطبنما حركت كند، ممكن است تصادفاً به يك جائى هم برسد، ليكن احتمالش ضعيف است؛ احتمال بيشترى وجود دارد كه از سرگردانى و حيرت، دچار مشكلات و تعبهاى زيادى شود.»
از نگاه آقا بصیرت دو سطح دارد؛ یکی سطح اصولى و لايهى زيرين و دیگری بصیرتی که در حوادث به کارمان می آید.
بصیرت در سطح اول با نگاه توحیدی به جهان طبیعت بدست می آید. انسانی که به این سطح بصیرت دست یابد می فهمد اين جهان يك مجموعهى نظاممند است، يك مجموعهى قانونمدار است، طبيعت هدفدار است؛ و او هم كه جزئى از اين طبيعت است، وجودش، پيدايشش و زندگى اش هدفدار است؛ بىهدف به دنيا نيامده. و اين، لازمهى نگاه توحيدى است.
رهبری می فرمایند معناى اعتقاد به وجود خداوند عالم و قادر همین است. وقتى فهميديم هدفدار هستيم، آنگاه در جستجوى آن هدف برمىآیيم.
ایشان می فرمایند: کسی که به این سطح بصیرت دست یافت ديگر يأس، نا اميدى، سرخوردگى و افسردگى برایش معنی ندارد. و به هر نتیجه ای برسد در واقع به هدف رسیده است. خسارت و ضرر برای این انسان مومن اصلا متصور نیست.
نگاه این انسان درست در نقطه مقابل نگاه مادی است که اصل را بر پول و لذت قرار داده است.
از منظر رهبرمان با اين نگاه، وقتى انسان مبارزه ميكند، اين مبارزه يك تلاش مقدس است.
اما سطح دوم بصیرت که در حوادث گوناگون بکار می آید به چه معناست؟ حضرت آقا می فرمایند به معناى اين است كه انسان در حوادثى كه پيرامون او ميگذرد و در حوادثى كه پيش روى اوست و به او ارتباط پيدا ميكند، تدبر كند؛ سعى كند از حوادث به شكل عاميانه و سطحى عبور نكند.
چگونه؟ می فرمایند با حوادث را درست نگاه كردن، درست سنجيدن و در آنها تدبر كردن.
اما چرا در حوادث گوناگون لغزشگاهها را نمی بینیم؟ رهبری می فرمایند چون نمی خواهیم ببینیم.
«ايراد كار بسيارى از كسانى كه در لغزشگاههاى بىبصيرتى لغزيدند و سرنگون شدند، اين است كه نگاه نكردند و چشم خودشان را بر يك حقايق واضح بستند. انسان بايد نگاه كند؛ وقتى كه نگاه كرد، آنگاه خواهد ديد. ما خيلى اوقات اصلاً حاضر نيستيم يك چيزهائى را نگاه كنيم. انسان مىبيند منحرفينى را كه اصلاً حاضر نيستند نگاه كنند.»
قرآنهای بر سر نیزه در صفین، مثال رهبرمان است برای بی بصیرتی در سطح دوم. آنهایی که این حیله را باور کردند هم عیبشان این بود که نگاه نكردند. آنها اگر ميخواستند حقيقت را بفهمند، حقيقت جلوى چشمشان بود. اين بىبصيرتى ناشى از بىدقتى است؛ ناشى از نگاه نكردن است؛ ناشى از چشم بستن بر روى يك حقيقت واضح است.
رهبرمان بعد از معنا کردن بصیرت، می فرمایند بصيرت پيدا كردن، كار دشوارى نيست. مطالبهى بصيرت، مطالبهى يك امر دشوار و ناممكن نيست.
حالا چگونه به بصیرت که یافتنش دشوار هم نیست دست یابیم؟
آقا جواب می دهند: بصيرت پيدا كردن همين اندازه لازم دارد كه انسان اسير دامهاى گوناگون، از دوستىها، دشمنىها، هواى نفسها و پيشداورىهاى گوناگون نشود. انسان همين قدر نگاه كند و تدبر كند، ميتواند واقعيت را پيدا كند. مطالبهى بصيرت، مطالبهى همين تدبر است؛ مطالبهى همين نگاه كردن است؛ مطالبهى چيز بيشترى نيست.
بصیرتی که آقا بارها تکرار کرده اند فقط برای نخبگان نیست. بصيرت پيدا كردن، كار همه است؛ همه ميتوانند بصيرت پيدا كنند.
اینکه رهبری می فرمایند کار بر دوش شماست نه به این معنا که فقط جوانان و دانشجویان بصیر شوند. بلکه منظور این است که نه فقط خودتان بايد حقيقت را تشخيص دهيد، بلكه بايد فضا و محيط پيرامونى خودتان را هم بابصيرت كنيد و براى سایرین هم قضايا را روشن كنيد.
تذکر پایانی اینکه «براى موفقيت كامل، بصيرت شرط لازم است، اما شرط كافى نيست. گاهى بصيرت هم وجود دارد، اما در عين حال خطا و اشتباه ادامه پيدا ميكند.»
دلایلش را رهبری برشمرده اند: يكىاش مسئلهى نبود عزم و اراده است. بعضىها حقايقى را ميدانند، اما براى اقدام تصميم نميگيرند؛ و اين تصميم نگرفتن هم عللى دارد: گاهى عافيتطلبى است، گاهى تنزهطلبى است، گاهى هواى نفس است، گاهى شهوات است، گاهى ملاحظهى منافع شخصى خود است و گاهى هم لجاجت است.
فتنه بزرگتری در پیش است و بصیرت، نیاز اصلی روزگار فتنه. بکوشیم که کار بر دوش ماست./انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰