مقابله با جنگ نرم؛ چرا و چگونه؟!
کد خبر:۱۲۲۳۱۷
نگاهي به پخش فيلم‌هاي هاليوودي از تلويزيون؛

مقابله با جنگ نرم؛ چرا و چگونه؟!

بسياري از مفاهيم اومانيسمي در لايه‌هاي تو در توي فيلم‌هاي هاليوودي مستتر است؛ به نحوي كه در بسيار از اوقات از ديد نگاه سطحي مخفي مي‌ماند و با قدري تمركز و به مرور زمان و تكرار تجربه‌هاي پيشين، بتدريج و تداوم، نمودها و بازتاب‌هاي بيشتري در ذهن و رفتار مخاطب پيدا مي‌كند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در بخش هاي قبلي اين متن با ارائه تعريفي از ويژگي ها و مختصات جنگ نرم و نيز تاكيد بر اين موضوع كه صدا و سيما يكي از مهمترين و جديترين و فراگيرترين رسانه هاي مقابله با اين پديده است، به اين نكته اشاره كرديم كه چگونه مي توان با ابزارهاي فرهنگي غرب و بويژه آمريكا به مقابله با اين پديده غربي و آمريكايي رفت.
 
مقابله با جنگ نرم بي ترديد نيازمند ابزارهاي نرم افزاري متناسب با اين مقوله است؛ ابزارهايي كه سرمنشا و آبشخورش هر جا كه باشد قطعا خود فرهنگ مهاجم نمي تواند باشد و تاكيد كرديم كه اين يكي از عجايب و غرايب روزگار ماست كه صدا و سيما ما به صورت نسبتا مطلقي در قبضه فيلم هاي سينمايي غربي و بويژه هاليوودي قرار دارد و با همين روند مي خواهد در مقابل جنگ نرمي كه از سوي پديدآورندگان همين آثار در جريان است، مقابله كند؛ چطور چنين چيزي ممكن است؟

حقيقت آن است كه محتواي بسياري از فيلم هاي سينماي غرب و بويژه هاليوود با مباني فكري و آموزه هاي آييني و ملي ما در تناقض و بلكه تنافر است.

يكي از شاخصه هاي اصلي اين موقعيت دين گريزي و دين ستيزي و نيز مباحثي همچون سكولاريسم است كه به عنوان نمودهاي فراگير در بسياري از اين آثار تئوريزه مي شود و به عنوان خوراك فكري مخاطب به او القا مي گردد.

در همين روند و بر اساس همين مباني فكري، مفهوم بي اعتنايي و عبور از مباني فكري مذهبي نيز در اين آثار بشدت و حدت قابل مشاهد است؛ به نحوي كه يك نوع اومانيسم فراگير و نهيليسم منتشر در اين آثار بصورتي دامنگير و به هنرمندانه ترين شكل ممكن تاثيراتي عميق در ذهن و عمل مخاطب به پديد مي آورد.
 
حقيقت آن است كه بسياري از اين مفاهيم، مستتر در لايه هاي تو در توي فيلم است؛ به نحوي كه در بسيار از اوقات از ديد نگاه سطحي مخفي مي ماند و با قدري تمركز و به مرور زمان و تكرار تجربه هاي پيشين، بتدريج و تداوم نمودها و بازتاب هاي بيشتري در ذهن و رفتار مخاطب پيدا مي كند.

اما بايد ديد نحوه مقابله مديران، تصميم گيرندگان و سياستگذاران رسانه ملي در اين عرصه چگونه است.
 
با دقت در تجربه چندين و چند ساله تلويزيون در اين عرصه، متاسفانه شاهديم كه اين انتخاب ها بدون مبناي روشن و صحيح و بدون يك سياستگذاري درست و مدقن بوده و صرفا بر اساس يكسري مميزي هاي ظاهري و سطحي انجام مي گيرد؛ مميزي هاي ناشيانه و قشري كه تمام توجه خود را معطوف به اصلاح پوشش و ترميم ديالوگ ها و روابط با جرح و تعديل هاي ناشيانه در فيلم ها مي داند و وظيفه اي جديتر از اين براي خود قائل نيست؛ وظايفي كه مي تواند به مباحثي مهمتر و ريشه اي تر همچون مفاهيم و زمينه هاي فكري فيلم ها معطوف باشد و نه صرفا شواهد ظاهري.
 
اين موضوع را در سلسه نوشتارهاي آينده به تفصيل و تحليل مورد بررسي قرار خواهيم داد./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار