کد خبر:۱۲۲۳۱۸
بازخواني اولين دوره شوراي اسلامي شهر و روستا؛
فوايد يك شوراي شهر سياسي
در مشکلات شورای شهر اول، طرح اين پرسش كافيست كه چرا بعضي از اصلاح طلبان با استعفا از این نهاد، برای ورود به مجلس ثابت کردند، آيا اهمیت شورا هنوز از نظر آنان ناچیز است؟
به گزارش گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، فلسفه وجودي شوراهاي اسلامي شهر و روستا آن است كه به امور شهري رسيدگي كرده و آرمانهاي انقلاب رادر اين زمينه تحقق بخشند.
متأسفانه آنچه در طي ساليان از شوراي شهرهاي بزرگي مانند اهواز و تبريز ديده شده است، عدم سازش اعضا با يكديگر، به دلايلي است كه شائبه سياسي بودن آنها بيش از دلايل ديگر رخ نموده است، تا آنجا كه در بسياري از موارد،خدمات رساني به مردم اين شهرها فداي دعواهاي اعضاي آن شده است. اتفاقي كه در دور اول شوراي شهر تهران رخ داد و موسوي لاري وزير وقت كشور را ناگزير از انحلال آن كرد.
اين در حالي بود كه همفكران موسوي لاري در اين شورا بودند كه با اعمال خود مقدمات اين انحلال را فراهم كردند.
نظر اصلاح طلبان در مورد شوراي اول تهران
سالها بعد احمد حكيميپور، از حاميان آنچه اصلاح طلبي ناميده ميشد، در مورد اين انحلال گفت: «در مشکلات شورای شهر اول بیش از عدم پذیرش سیستمی که از 20 سال قبل نهادهای مالی و اداری خود را چیده بود ؛ شتابزدگی اصلاح طلبان و عدم توجه به شأن و ارزش شورا نقش داشت؛ چرا که برخی اصلاح طلبان با استعفا از این نهاد، برای ورود به مجلس ثابت کردند اهمیت شورا هنوز از نظر آنان ناچیز است.»
وی همچنین با یادآوری اختلافات درون شورای شهر تهران گفت:« با اینکه اصلاح طلبان روزنامه و رسانه در اختیار داشتند اما عملا تکثر گرایی تنها یک شعار بود چون در شورای شهر تهران نیز شاهد بودیم که رای اکثریت اهمیت نداشت و رسانه ها به دلیل اختلافات شخصی کارهای مثبت شورا را نیز پوشش نمی دادند»
وی همچنین با یادآوری اختلافات درون شورای شهر تهران گفت:« با اینکه اصلاح طلبان روزنامه و رسانه در اختیار داشتند اما عملا تکثر گرایی تنها یک شعار بود چون در شورای شهر تهران نیز شاهد بودیم که رای اکثریت اهمیت نداشت و رسانه ها به دلیل اختلافات شخصی کارهای مثبت شورا را نیز پوشش نمی دادند»
بعد از پايان دوران اصلاحات و رونمايي از پوچي شعار تسامح، تساهل و تكثرگراي(كه شاعري منحرفانه بود) نقد رفتار سياسيون در عرصههاي مختلف آن توسط روزنامهنگاران، فعالان سياسي و بعضي از اصلاحطلبان، سوالاتي از سوي فعالان اين عرصه در ارتباط با دلايل انتخاب مجدد خاتمي به مقام رياست جمهوري مطرح شد كه مهمترين آنها در ارتباط با چرايي انتخاب مجدد اوست. انتخابي كه با وجود اقدامات ساختارشكنانه حاميان وي و همراهي مجموعه دولت وقت با شيطنتهاي مطبوعات زنجيرهاي و اغتشاش 18 تير 78، قدري عجيب به نظر ميرسيد.
سناريو انتخاب مجدد خاتمي
شوراهاي اسلامي شهر و روستا با تبليغات و آب و تاب فراوان در دوره رياست جمهوري خاتمي افتتاح شد كه همزمان با فضاسازيهاي سنگين و فعاليتهاي روزنامههاي پرتعداد حامي دولت خاتمي (موسوم به روزنامههاي زنجيرهاي) بود.
شوراهاي اسلامي شهر و روستا با تبليغات و آب و تاب فراوان در دوره رياست جمهوري خاتمي افتتاح شد كه همزمان با فضاسازيهاي سنگين و فعاليتهاي روزنامههاي پرتعداد حامي دولت خاتمي (موسوم به روزنامههاي زنجيرهاي) بود.
اين وضع ادامه داشت تا آنكه در نخستین ساعات صبح روز 22 اسفندماه سال 1378 سعید حجاریان، رئیس اولین دوره شورای اسلامی شهر تهران و مدیر مسؤول روزنامه صبح امروز(از روزنامه هاي موسوم به زنجيرهاي) و از اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت، در حالی که قصد ورود به جلسه شورای شهر تهران را داشت توسط «سعید عسگر» ترور شد.
حضور سعيد حجاريان در تبليغات انتخاباتي خاتمي (به سال 1380) را كه با اطميناني متكبرانه از انتخاب مجدد خود مطمئن به نظر ميرسيد و تبليغات را هم چندان جدي نميگرفت، ميتوان به عنوان سرنخي از نگارش سناريو انتخاب خاتمي توسط جرياني خاص دانست. همان جرياني كه ماجراي تحصن در مجلس شوراي اسلامي را رقم زد. همان خط فكري كه امثال سروش و عبدي و گنجي را در كنار شيرين عبادي قرار داد و غربيها نيز با اعطاي جايزه صلح نوبل به او، در حمايت از نقشههاي آنها (يا به بيان بهتر نقشههاي خودشان) سنگ تمام گذاشتتند.
ماجراي كوي دانشگاه تهران نيز در 18 تير 1378 رخ داد كه با هماهنگي ميان نشريات وابسته به طيف موسوم به اصلاحطلب، فضايي ساختگي بر عليه تمام مخالفان دولت وقت ساخته شد.
اين فضاي ملتهب ساخته و پرداخته روزنامههاي زنجيرهاي در آن دوران خاص بود، سبب شد كه با چاشني مظلومنمايي از سوي مهرههايي خاص، فضاي غبارآلود براي انتخاب مجدد خاتمي فراهم شود. غباري كه در سال 88 و با حضور سعيد عسگر(ضارب حجاريان) در ستادانتخاباتي موسوي بر زمين نشست.
نقطه انحراف شوراي شهر اول
نگاهي به توصيههاي رهبر فرزانه انقلاب به اعضاي سومين دوره شوراي شهر تهران ميتواند ملاك سنجش صحت عملكرد نخستين شوراي اين شهر باشد.
ايشان طي ديدار با اعضاي شوراي شهر تهران و شهدار اين شهر در تاريخ 9 ارديبهشت 1387 چنين فرمودهاند:
«مشکلات شهر تهران، مشکلات متعددی است. اینها بایستی با نگاه دقیق، علمی و متکی به روحیه خدمترسانی و خدمتگزاری حل شود. اساس این مشکلات عبارت است از بیتوجهی در مدیریتها. تهران مسائل و مشکلات زیادى دارد که در بلندمدت حل خواهد شد؛ حاشیهنشینیهاى تهران، توسعه بىحد و حصر تهران، مسائل داخل تهران، معمارى نامتجانس و ناهماهنگ تهران و اختلاف فاحش بین محلات تهران مسائل بسیار مهمى است. اینها را باید بشناسید. مشکلاتى که ممکن است از آنها نقطه ضعف پدید آید، شناسایى کنید. خطرها را پیشبینى و براى مقابله با آنها برنامهریزى کنید. خود را آماده و مجهز نگه دارید.»
هرچند كه از اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان نخستين دوره شوراي سهر تهران توقع نميرفت كه سخنان مقام عظماي ولايت را با جان و دل بپذيرند اما نگاهي به فرمايشات ايشان نشان ميدهد كه شوراي اسلامي دوره نخست شهر تهران با عملكرد غلط خود تا چه ميزان از واقعيت ها، مصالح و نيازهاي واقعي اين شهر فاصله داشته است./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰