آرامش در حضور دشمن
کد خبر:۱۲۲۵۲۱
نگاهي به پخش فيلم‌هاي هاليوودي از تلويزيون؛

آرامش در حضور دشمن

با مروري بر مولفه‌هاي پيش گفته با عنوان آرمان‌هاي جامعه ديني و مقايسه آن با عقبه فكري فرهنگ و سينماي غرب مي‌توان به اين نكته بوضوح و روشني اشاره كرد كه جنگي تمام عيار، چه در عرصه فكر و انديشه و چه در قالب هاي عملياتي و ساختارهاي هنري، ميان اين دو فرهنگ وجود دارد. 
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در نوشته هاي قبلي اين موضوع به بحث جنگ نرم و مصافي كه رسانه تلويزيون به عنوان مهمترين و جديترين رسانه ملي كشور از آن برخوردار است، پرداختيم و به اين نكته اشاره كرديم كه جنگ نرم لوازم و تبعاتي دارد كه بنابر خاصيت فكري و نرم افزاي اين حوزه نيازمند عقبه قوي در حوزه انديشه، فراهم آوردن ساختارهاي اجرايي و زمينه هاي عملياتي آن است.
 
سپس به اين نكته پرداختيم كه تلويزيون ما درموقعيتي قرار گرفته است كه خواسته يا نخواسته پيشقراول و صف اول مبارزه در اين ميدان است، اما در عين حال از ابزارها، عقبه فكري و ساختارهاي لازم براي اين مبارزه، آن چنان كه شايد و بايد، برخوردار نيست.
 
آن گاه به طور ويژه به موضوع پخش آثار سينماي جهان پرداختيم و با اشاره به مباني فكري كه بر اساس آن اين فيلم ها توليد مي شود، به اين نكته اشاره كرديم كه نوعي تضاد و تنافر ميان محصولات سينماي غرب و بويژه هاليوود با آنچه مطلوب ما از رسانه ملي به عنوان يك دانشگاه عمومي است، وجود دارد.

اما آن چه به عنوان آرمان ها و گرايش هاي رسانه ملي كه از فرهنگ ديني و آييني انتزاع شده، مطرح است، در شاخصه هايي همچون ساده زيستي، عدالت گرايي، معنويت گستري، جهاد در عرصه هاي مختلف، برادري و برابري، ايثار و گذشت و پايبندي دين و آيين و سنت هاي ايماني و فطري و ... به عنوان اركان و عقبه فكري و انديشگي در جامعه اسلامي مطرح مي شود.

اما در مقابل، در سينماي غرب و هاليوود به عنوان يكي از مظاهر تام و تمام فكر و فرهنگ غربي، از مفاهيمي همچون اومانيسم يا انسانگرايي، نهيليسم يا پوچ گرايي، بي اعتنايي به معنويت و دين و بالاخره به عنوان يكي از مهمترين مفاهيم كه اصالت لذت و سرگرمي است، مي توان ياد كرد.

با مروري بر مولفه هاي پيش گفته با عنوان آرمان هاي جامعه ديني و مقايسه آن با عقبه فكري فرهنگ و سينماي غرب مي توان به اين نكته بوضوح و روشني اشاره كرد كه جنگي تمام عيار، چه در عرصه فكر و انديشه و چه در قالب هاي عملياتي و ساختارهاي هنري، ميان اين دو فرهنگ وجود دارد.

در اين جاست كه اهميت و در عين حال وخامت وضعيت كنوني حاكم بر رسانه ملي در بخش هاي مختلف و بويژه در حوزه پخش آثار سينمايي جهان قابل مشاهده است.

واقعيت تلخ آن است كه ميدان ديد مخاطبان تلويزيون ما به شكل هجوم وار و حيرت آوري در قبضه محصولات غرب است و اين واقعيت در عرصه فيلم هاي سينمايي نمود و ظهور و بروز بيشتري مي يابد.

با بررسي برخي از مصاديق اين آثار كه در طول سال هاي گذشته و به دفعات و بويژه طي سال هاي اخير از تلويزيون ما پخش شده، مي توان از جهت مصاديق عيني و نمادهاي بيروني به اين حقيقت نزديك شد كه واقعا وخامت اوضاع در بلبشوي فكري و سيطره بلامنازعه سينماي غرب بر فراگيرترين رسانه ملي ما تا چه اندازه است.

به اين منظور و صرفا به عنوان مشتي از خروار مي توان به دو نمونه از فيلم هاي پخش شده در ايام عيد امسال اشاره كرد.

در يكي از اين فيلم ها كه محصول سينماي باليوود و محصولات اخير سينماي جهان است، رسما به ترويج سينماي اسلام آمريكايي مي پردازد و يا در فيلم ديگري با عنوان جادوگري، آموزه هاي بوديسم مورد توجه و تلقين قرار مي گيرد.

البته نبايد فراموش كرد كه مواردي از اين دست را مي توان نمونه هاي قابل شناسايي و به اصطلاح گل درشت دانست كه قابل رديابي است، در حالي كه بسياري از آثار سينماي مفاهيمي به مراتب خطرناكتر را در لايه هاي زيرين خود و به شكلي پيچيده به مخاطب ارائه مي دهد كه اتفاقا از تاثيرگذاري بيشتر و بهتري نيز برخوردار است.

ادامه اين روند چه نتايجي را براي مخاطب ايراني به همراه خواهد داشت و اين پرسشي است كه در نوشته هاي آتي به آن خواهيم پرداخت./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار