نقدي بر نمايشگاه موسمي كتاب
کد خبر:۱۲۲۹۴۸
بيست و چهارمين نمايشگاه بين المللي كتاب/

نقدي بر نمايشگاه موسمي كتاب

نمايشگاه كتاب به عنوان فصل كتاب و كتابخواني موسمي مي‌تواند به اندازه و سهم خود نقشي كمابيش در فضاي فرهنگ كتابخواني جامعه داشته باشد، اما متوقف ماندن و قناعت كردن به چنين فصل‌هاي موسمي در امر فرهنگ كتابخواني مي‌تواند ضربات جبران‌ناپذيري به فرهنگ عمومي جامعه وارد كند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ اگر وضعيت نمايشگاه كتاب تهران را با توجه به متن و حواشي آن و نه صرفا به عنوان يك نمايشگاه، بلكه به عنوان قطعه اي از يك پازل فرهنگي در گسترده اجتماع بسنجيم، به نكات درخور توجه و تاملي نايل مي آييم.
 
اما لازمه اين رسيدن به تاملات و توجهات مورد اشاره اين است كه نمايشگاه كتاب را در مجموعه جريان و فضاي حاكم بر جامعه به لحاظ فرهنگي و بويژه كتاب و كتابخواني ببينيم و نه به صورت يك تافته جدا بافته و تكه اي جدا افتاده.

شايد از نظرگاه عادي و معمولي يك ناظر بي طرف، نمايشگاه كتاب تهران هيجاني زيبا ناشي از جوي فرهنگي باشد، اما بايد ديد حقيقت امر كدام است كه براي رسيدن به حقيقت امر ناچاريم نگاه خود را فراتر از برپايي 10روزه نمايشگاه و وراي اتفاقات مقطعي اين بازه زماني تغيير دهيم.

براي رسيدن به اين مهم بايد زمينه هاي فرهنگي و عمومي حوزه كتاب را در امر ميزان سرانه مطالعه و آمار حضور كتاب در عرصه جامعه به صورت عمومي مورد بررسي قرار دهيم.

با اين نگاه فراگير و همه جانبه است كه مي توانيم تلقي درستي از واقعيت فضاي كتاب و كتابخواني در جامعه ايراني داشته باشيم.

ترديدي نيست كه نمايشگاه كتاب به عنوان فصل كتاب و كتابخواني موسمي مي تواند به اندازه و سهم خود نقشي كمابيش در فضاي فرهنگ كتابخواني جامعه داشته باشد، اما متوقف ماندن و قناعت كردن به چنين فصل هاي موسمي در امر فرهنگ كتابخواني مي تواند ضربات جبران ناپذيري به فرهنگ عمومي جامعه وارد كند.
 
نگاهي به آمار كتاب در ايران به لحاظ كمي و كيفي و نيز توجه به ميزان سرانه مطالعه در كشور با عنايت به درصد باسوادي و نيز درصد جمعيت جوان جامعه مي تواند گوياي واقعيت هاي تكان دهنده و تامل برانگيزي باشد.

وقتي سرانه مطالعه در ايران كمتر از چند دقيقه در روز است و تيراژ متوسط كتاب ها چيزي در حدود 1000 نسخه است، اين حقيقت به شكلي عريان و غم انگيز رخ مي نمايد كه برخلاف منويات رهبر معظم انقلاب به همه دردمندان اين عرصه، هنوز كتاب وارد سبد مصرفي خانواده ها نشده و كتابخواني به يك فرهنگ عمومي تبديل نگرديده است.

واقعيت تلخ آن است كه از جهت كتابخواني و بر اساس آنچه آمار و ارقام رسمي و غير رسمي نشان مي دهد كشور ما از اين وضعيت خجالت آور رنج مي برد.
 
وقتي بدانيم تيراژ كتاب در كل كشور ما كمتر از تيراژ در يكي از محله هاي پاريس است، تا حدي به عمق فاجعه آگاهي مي يابيم و دقيقا در چنين موقعيتي است كه كاركردهاي مفيد و موثر برنامه هايي همچون نمايشگاه كتاب به شكلي واقعي تر رخ مي نمايد و اين نكته را يادآوري مي كند كه معضل عدم تداوم و استمرار در امر كتابخواني و نهايتا تبديل نشدن آن به يك فرهنگ عمومي نيازمند يك نگاه همه جانبه نگر و برنامه ريزي هاي بلندمدت است.
 
بنا بر اين اگر مديران فرهنگي جامعه صرفا به برنامه هاي مقطعي توجه كنند و تمركز خود را از استمرار و تداوم در امر فرهنگ سازي منحرف سازند، وضعيت بر همين منوال و موقعيت در همين فضاي غيرقابل قبول و نگران كننده باقي خواهد ماند.

تحليل فضاي حاكم بر فرهنگ كتابخواني در كشور ما نيازمند بررسي همه جانبه در تمامي جنبه هايي است كه به موضوع كتاب و كتابخواني ارتباط مستقيم و يا غيرمستقيم پيدا مي  كند.

از قيمت كتاب و قدرت اقتصادي مردم گرفته تا ساير جنبه هاي كمي و كيفي در عرصه انتشار كتاب موضوعي است كه در نوشتارهاي بعدي بتدريج به يكايك آنها خواهيم پرداخت./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار