قیام علیه ظلم فقط در ظرف جمهوری اسلامی ممکن است
کد خبر:۱۲۳۳۶۸
مصاحبه اختصاصی «خبرگزاری دانشجو» با طلبه سیرجانی:

قیام علیه ظلم فقط در ظرف جمهوری اسلامی ممکن است

قيام عليه ظلم فقط در ظرف جمهوري اسلامي و به پشتوانه ولي فقيه مي تواند شكل بگيرد و الا بيهوده مي شود و ابتر مي ماند و كاري لغو خواهد بود. الان زمينه فراهم است در اين شرايط است كه هر حركت عدالتخواهانه به نتيجه مي رسد. الان اساس درست است و سنگ بنا حق است اما مفاسد و آفت‌هايي در آن وجود دارد كه بايد به قصد اصلاح با آن مبارزه كرد.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»: یکی از پر سر و صدا ترین چهره های مبارزه با مفاسد اقتصادی، در چند سال اخیر، علیرضا جهانشاهی یا همان طلبه سیرجانی است، به بهانه سالروز ابلاغ فرمان 8 ماده ای رهبر معظم انقلاب به سران قوا مبنی بر مبارزه با مفاسد اقتصادی و برای پاسخ به شبهاتی که درباره حرکتش وجود دارد به سراغ او رفتیم.
 
در این مصاحبه سه و نیم ساعته که در خیمه او در کنار حرم حضرت عبد العظیم – همان جایی که چند ماهی است در آن تحصن کرده - انجام شد صحبت به مسائل مختلفی کشیده شد. از فعالیت برای جوانان مساجد سیرجان تا کتک خوردن یک جانباز سیرجانی توسط نیروی انتظامی و حتی برکناری وزیر اطلاعات و سی دی ظهور نزدیک است.

قسمتی از مصاحبه که مربوط به زمین خواری ها و فعالیت های وی در این زمینه است در ادامه می آید:
 
خبرگزاری دانشجو: آقای جهانشاهی زندگي در تحصن چگونه می گذرد؟

جهانشاهی: زندگي من در اينجا يك زندگي در شرايط ويژه است نه در شرايط سخت. چون سخت نيست واقعاً. این که در جوار حرم سيدالكريم خيمه‌اي زده شود و 2-3 نفر در آن زندگي كنند عادي نيست، از اين جهت مي گويم زندگي در شرايط ويژه.

خبرگزاری دانشجو: چقدر در روز در حرم هستيد؟

جهانشاهی: معمولاً بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب در حرم هستم. و سایر اوقات فقط برای نماز به مصلای حرم می روم.

خبرگزاری دانشجو: رابطه‌تان با كاركنان حرم چطور است؟

جهانشاهی: خوب است، بسيار عالي است.

خبرگزاری دانشجو: چند فرزند داريد؟

جهانشاهی: فرزندي ندارم.

خبرگزاری دانشجو: همسرتان اينجا با شما هستند؟

جهانشاهی: نخير، ایشان در قم ساكن هستند.

خبرگزاری دانشجو: چند وقت است ايشان را نديده‌ايد؟

جهانشاهی: از ايام نوروز، حدوداً يك ماه است.

خبرگزاری دانشجو: همسرتان مشكلي با اين نوع زندگي ندارند؟

جهانشاهی: (با خنده) بايد از خودشان بپرسيد، ايشان همراه خوبي براي من بوده‌اند در اين راه، نه تنها مزاحمت ايجاد نكرده‌اند حتي خيلي وقت‌ها مشوق من هم بوده اند.

خبرگزاری دانشجو: متولد چه سالي هستيد؟

جهانشاهی: 1351

خبرگزاری دانشجو: هزينه زندگي تان چگونه تامين مي شود؟

جهانشاهی: خدا مي رساند.

خبرگزاری دانشجو: يعني تدبيري براي تامين معاش نمي كنيد؟

جهانشاهی: نه من فقط توكل كرده‌ام به خدا، از جمله در مسائل مربوط به رزق و روزي و خدا هم تا الان ما را در شرايطي قرار نداده است كه حتي نگران شويم، پيشاپيش آنچه نياز داشته‌ايم به ما رسانده است. خدا چون حكيم است امتحاناتش هم روي حساب است، قرار نيست خدا اينجا ما را با مسائل مالي امتحان كند، زمينه‌هاي راهي كه ما بايد برويم را خدا بايد فراهم كند و از جمله اين زمينه‌ها مسائل مالي است كه نبايد دغدغه ما باشد.

خبرگزاری دانشجو: اينها درست است اما مسير رسيدن رزقتان را دقيقاً مي فرماييد از كجاست؟

جهانشاهی: من شهريه مختصري از حوزه مي گيرم، كه زير 150 هزار تومان است اما خدا به آن بركت مي دهد. به صورت متفرقه هم كمك‌هايي در حدود 50 تا 100 هزار تومان مي رسد كه همه را لطف خدا مي دانم و نگاهم اينگونه نيست كه به آنها اصالت دهم، اينها را وسيله‌هايي مي دانم كه خدا براي ادامه اين راه مي رساند دست خدا را مي بينم نه ظاهر كار را، من در مسائل مالي و غيرمالي وابسته به هيچ جا نيستم. اگر پيشنهادي هم از مجموعه ای برسد رد مي كنم اما از بعضي از دوستان كه كاملاً به آنها اعتما داريم مبالغ كمي به صورت هديه مي رسد كه من آنها را پس نمي زنم.

خبرگزاری دانشجو: بزرگترين مشكلتان الان چيست؟

جهانشاهی: بزرگترين مشكل ما نبودن امام زمان (عج) است. ديگر هيچ مشكلي نداريم. (کمی فکر می کند) اما اگر از بزرگترين سختي‌ها بپرسيد، چون مشكل با سختي متفاوت است بزرگترين سختي من اين است كه همسرم تنهاست. من خودم اينجا هيچ سختي ای ندارم اما بار اصلی اين حركت روي دوش همسرم است ايشان تنهايي را تحمل مي كنند تا ما اين راه را ادامه دهيم. اما هر دوي ما چون اين سختي را در راه خدا و براي رضاي خدا تحمل مي كنيم برايمان شيرين است. همسرم در مصاحبه‌هايي كه كرده‌اند گفته‌اند، اگر شوهرم به خاطر مال دنيا رفته بود، تنهايي را تحمل نمي كردم.
 
خبرگزاری دانشجو: مجمع جوانان مساجد سيرجان، از چه زمانی و با چه اهدافی شکل گرفت؟

جهانشاهی: فعاليت‌هاي مجمع از سال 77 به طور جدي  شروع شد. من آن زمان، تابستان‌ها از قم به سيرجان مي رفتم و فعاليت‌هاي فرهنگي در قالب مساجد انجام میدادم. که این فعالیت ها مقدمه‌اي شد برای شکل گیری مجمع جوانان مساجد سيرجان.

پس از مدتي، كتابخانه مسجد جامع سیرجان را در اختيار ما گذاشتند. مجمع، جلسات هفتگي داشت که در این جلسات جوانان بين 22 تا 23 ساله حاضر می شدند و همین ها که اکثرشان دانشجو بودند مجمع را شکل دادند. از سال 80 كه من به سيرجان برگشته بودم و درحوزه سيرجان تدريس مي كردم تا سال 85 وقت بيشتري براي مجمع مي گذاشتم.

خبرگزاری دانشجو: فعاليت‌هاي مجمع حول چه مسائلي بود؟

جهانشاهی: جلسات هفتگي مجمع زمينه‌ طراحي برنامه‌هاي ديگر بود، در اين جلسات هر كس هر بحثي كه مي خواست مطرح مي كرد. غير از جلسات، چند همايش بزرگ به مناسبت‌هاي مختلف برگزار كرديم. برگزاري اردوهاي زيارتي و جام‌هاي ورزشي هم از ديگر فعالیت‌هاي ما بود. نشريات گل نرگس درباره امام زمان(عج)، گل ياس درباره حضرت زهرا (س) و گل لاله درباره انقلاب اسلامي را هم منتشر مي كرديم.
مجمع، واحد خواهران هم داشت که توسط همسرم اداره مي شد. كار مهم ديگر ما، نصب هفت بيلبورد در سطح شهر بود، كه فقط مخصوص فعاليت‌هاي مذهبي و فرهنگي بود. هزينه آن را هم خدا رساند. تا سال 82 فعاليت‌ها ما در همين حوزه‌ها بود، از اين سال ما شروع به انتشار چند بيانيه عدالت خواهانه كرديم كه اين بيانيه‌ها كاملاً كلي بود و وارد جزئيات و مصاديق نمي شد. به صورت كلي از بعضي از مفاسدي كه وجود داشت گلايه مي كرديم.

خبرگزاری دانشجو: مثلاً چه مفاسدي را مطرح مي كرديد؟

جهانشاهی: مثلا رانت خواري‌ها و رشوه خواري‌ها.

خبرگزاری دانشجو: چگونه از وقوع اين مفاسد اطلاع پيدا مي كرديد؟

جهانشاهی: اينها را همه در سیرجان مي دانستند. در اين سال‌ها مواردي را كه مي شنيديم و واقعيت هم داشت اما خيلي قابل پيگيري نبود فقط در حد تلنگر به مسئولان گوشزد مي كرديم مواظب هم بوديم سياه نمايي نكنيم.

خبرگزاری دانشجو: عكس العمل‌هاي مسئولان چه بود؟

جهانشاهی: از طرف مسئولان عكس العملي نديديم، چون وارد جزئيات  و مصاديق نمي شديم تيتر مطالبمان اين بود: «بايد كاري كرد» بعد از آن به سال 84 رسيديم كه نقطه عطفي در فعاليت‌هاي ما بود جرقه حركت‌هاي ما هم برخوردي بود كه با يكي از جانبازان 65 درصد شهر ما شد.

خبرگزاری دانشجو: چگونه؟

جهانشاهی: بعضي از مسئولان شهر دستور دادند كه اين جانباز شيميايي را دستگير كنند و او را به شدت كتك بزنند. ايشان به بعضي از مسئولان معترض بود و به صورت علني مثلا در نماز جمعه، اعتراض مي كرد. مثلاً يكي از كارهايي كه ايشان كرده بود اين بود كه يك بار پسر فرمانده نيروي انتظامي شهر را در حالي كه جلوي دانشگاه آزاد مشغول اعمال منافي عفت بود گرفت و برد تحويل پدرش داد.

خبرگزاری دانشجو: دستگيري و كتك زدن ايشان چگونه بود؟

جهانشاهی: آبان سال 84 بعد از نماز جمعه، ماموران نيروي انتظامي در حضور فرمانده وقت اين نيرو (كه بعداً خودش دستگير و محاكمه شد) او را گرفتند و به شدت كتك زدند. تصميم ساكت كردن او ظاهراً جعمي بوده اما مجري‌اش فرمانده نيروي انتظامي شهر شده بود، متاسفانه در حين كتك زدن، ايشان بيهوش مي شود و ماموران به خيال اينكه ايشان مرده است او را مي برند و بيرون شهر رها مي كنند. این مسئله كمي نيست. من حاضرم اين مسائل را اثبات كنم از نظر من هنوز اين مسائل زنده است و بايد به  اين ظلم رسيدگي شود. 

 بعد از اين ماجراها بود كه ما به طور جدي درصدد حمايت از اين جانباز برآمديم و فعاليت‌هايمان در زمينه مبارزه با ظلم جدي تر شد. 

بعد از اين زمان، اتفاقاتي افتاد كه ما در جريان چند زمين خواري در شهر قرار گرفتيم اولين كارمان، انتشار يك بيانيه به نام «فرياد عدالت 1» خطاب به مسئولان و «فرياد عدالت 2» خطاب به مردم بود. در واقع، اينها بيانيه نبود. متن يك طومار بود كه مردم در مساجد آن را امضاء كردند. اين متن خطاب به سران سه قوه بود و در آن درخواست رسيدگي به زمين خواري‌ها با تشكيل كميته‌اي را كرده بوديم. 

 اين طومار را به ارگان‌هاي مختلفي ارائه كرديم. در رياست جمهوري به ما توصيه كردند برگرديم و يك طومار ديگر تهيه كنيم كه در آن سرنخ‌هايي از بعضي مصاديق زمين خواري در آن باشد.
 
خبرگزاری دانشجو: اين پيشنهاد را آقاي داوود احمدي نژاد مطرح كرد؟

جهانشاهی: درست خاطرم نيست ايشان بود يا كس ديگر. اما در همان جلسه مطرح شد. 

 بنا به این توصیه، ما هم برگشتيم و متني نوشتيم به نام «فرياد عدالت 3» در اين بيانيه از چهار زمين خواري در شهر نام برديم. حدود 4 هزار امضاء جمع شد و آن را در تهران به مسئولان تحويل داديم. بعد از برگشت به سيرجان، دو هفته بعد دادگاه ويژه كرمان من را احضار كرد و محاكمه‌ام شروع شد. در اين دادگاه من را به سه ماه و يك روز زندان محكوم كردند.

خبرگزاری دانشجو: اتهامتان چه بود؟

جهانشاهی: تشويش اذهان عمومی. البته شاکی خصوصی هم داشتم. شاکی خصوصی، رئيس اداره مسكن و شهرسازي سيرجان بود كه خودش به من گفت جلسه‌اي در سيرجان برگزار شده و من را مجبور كرده اند از تو شكايت كنم.

خبرگزاری دانشجو: دردادگاه از شما مدرك هم خواستند؟

جهانشاهی: نه اصلاً بحث بر سر زمين‌ها نرفت، نخواستند ادعايم را ثابت كنم. آنها بحث را به جاي ديگري بردند. حرفشان اين بود كه تو اصلاً چه كاره هستي كه اين مطالب را بيان كرده‌اي.
 
خبرگزاری دانشجو: چرا بار اول كه به زندان رفتيد بعد از 50 روز آزاد شديد؟

جهانشاهی: ظاهراً دفتر مقام معظم رهبري پيگير بوده‌اند و نامه‌هايي كه از دفتر ايشان آمد، باعث آزادي من شد. مسئولان دادگاه ويژه چند بار در اين مدت مي آمدند و به من توصيه مي كردند كه درخواست عفو بدهم اما من قبول نمي كردم چون جرمي مرتكب نشده بوم و غير از اين، درخواست عفو، راه را براي پيگيري‌هاي بعدي بر من مي بست. بعد از آزادي هم حاضر نبودم زندان را ترك كنم و به زور من را بيرون كردند.

خبرگزاری دانشجو: بعد از آزادي چه كرديد؟

جهانشاهی: بعد از بيرون آمدن از زندان، به قم برنگشتم و در همان سيرجان ماندم تا يا يك نفر جوابگوی برخوردی که با من شده باشد و يا اگر قرار باشد به قم بيايم تصمیم داشتم به عنوان دادخواهي پياده بیايم و همين اتفاق هم افتاد من روز شهادت حضرت زهرا (س) در 18 خرداد سال 87 پياده به سمت تهران حركت كردم. بعد از 33 روز و طي 390 كيلومتر متاسفانه به جاي تلاش براي حل مسئله، صورت مسئله را خواستند پاك كنند و دوباره من را دستگير كردند و به شيراز بردند. صبح 20 تير به شيراز منتقل شدم و 55 روز در انفرادي بودم، 5/23 ماه زندان و 8 سال خلع لباس و چند جريمه ديگر برايم تعيين كردند. اينها ظلمي در حق من است كه البته براي من مهم نيست اما مسئله اين است كه نبايد تسليم ظلم شد هر كس توان ايستادن در مقابل ظلم داشته باشد و نايستد گناهش از ظالم بيشتر است چون اين كار نوعي ظالم پروري است.

خبرگزاری دانشجو: چه شد كه بعد از 8 ماه آزاد شديد؟

جهانشاهی: 28 اسفند 87 بعد از 8 ماه و 8 روز از زندان آزاد شدم. من چون در زندان بودم از وقايع بيرون اطلاعي ندارم. يك هفته قبل از آزادي دادگاه ويژه تهران احضارم كرد در آنجا نزديك به چهار ساعت، با من صحبت كردند و اصرار داشتند من تقاضاي عفو بدهم و آزاد شوم، من كاملاً مي دانستم چيز ديگري پشت ماجرا است و اين دلسوزي‌ها صادقانه نيست البته خبر نداشتم دستور آزادي من آمده است اما معلوم بود مي خواهند مدركي از من داشته باشند و بعد آزادم كنند. چند روز بعد اصرار كردند تقاضاي مرخصي ايام نوروز بكن من باز قبول نكردم و در آخرين ساعت آخرين روز كاري سال 87 دستور آزادي من را دادند.

خبرگزاری دانشجو: جمله «شكر الله مساعيك»، را از كجا مطلع شديد رهبري گفته‌اند؟

جهانشاهی: در جلسه‌اي كه يك هفته قبل از آزادي در دادگاه ويژه روحانيت داشتم، اشاره شد به اينكه در جلسه‌اي كه اعضای دادگاه ویژه، به ديدار رهبري رفته‌اند ايشان از وضعيت من سئوال كرده‌اند، در همين حد اما جمله دقيق چه بوده دقيقاً يادم نيست.

خبرگزاری دانشجو: پس این عبارت «شكر الله مساعيك»، از کجا منتشر شد؟

جهانشاهی: بچه های جنبش عدالتخواه این را به من گفتند. البته در این باره اختلاف نظر پيش آمده است. اين جمله براي ما يك تيغ دو لبه شده است از يك طرف مدال افتخاري شد براي اين ماجرا، اما از طرف ديگر بعضي از دوستان معتقدند رهبري گفته‌اند «شكر الله مساعيك، ديگر ادامه نده». اين جمله دوم را بعضي گفته‌اند اما من به آن معتقد نيستم. معلوم نيست منظور رهبري اين بوده كه من ديگر پيگير نباشم يا نه. و نمي دانم نظر مقام معظم رهبري درباره حركت ما چيست. اگر يقين كنم آقا مخالفند من دست بر مي دارم اما تا وقتي يقين نكرده ام بايد بر اساس آن چيزي كه از منويات ايشان تشخيص مي دهم حركت كنم و حتي منتظر اين نيستيم كه ايشان صريحاً تاييد يا تكذيب كنند.

احتمال قويتر درباره اين جمله اين است كه آقا اصلاً جمله را خطاب به من نگفته‌اند. من بعدها از بعضي از كساني كه با دفتر آقا ارتباط دارند اين را شنيدم و خودم هم آن را بيشتر مي پسندم. آن نقل این است كه آقا در همان ديدار دادگاه ويژه روحانيت گفته‌اند چرا با اين طلبه سيرجاني اين گونه برخورد كرديد؟ راهش اين بود كه به ايشان مي گفتيد شكر الله مساعيك، ممنون كه اين مسائل را به ما اطلاع دادي، ما پيگيري مي كنم، شما ديگر پيگيري نكن. آقا در واقع در اعتراض به اين برخورد دادگاه ويژه روحانيت اين جمله را گفته‌اند و منظورشان اين بوده كه راهش اين طور است نه اينگونه كه شما با او برخورد كرده‌ايد. من اين روايت را محتمل تر مي دانم.

خبرگزاری دانشجو: تا به حال خواسته‌ايد از نظر ايشان مطلع شويد؟

جهانشاهی: نه، من خودم در اين مسائل نظرم اين است كه نبايد از ايشان سئوال كنيم.

خبرگزاری دانشجو: امروز اگر آقا بگويند اين كار را دیگر ادامه ندهيد، پيروي مي كنيد؟

جهانشاهی: معلوم است كه قبول مي كنم اما خود ما دنبال اين نيستيم كه پيگير نظر ايشان باشيم به نظر من پيگيري اين مسئله از رهبري، كار شري خواهد بود. چون در هر سئوال خير نيست. در قرآن هم آمده چرا سئوال‌هايي مي پرسيد كه اگر جوابش به شما برسد شما را اذيت مي كند.

اين سئوال جلوي يك خير را مي گيرد. قيام ما براي عدالتخواهي يك خير است و گاهي سئوالي پرسيده مي شود كه فرد سئوال شونده نمي تواند آن را تاييد كند اين مسئله فقهي نيست كه ما مجبور باشيم سئوال كنيم. رهبري محظور دارند كه اين كار را تاييد كنند.

خبرگزاری دانشجو: اما رهبري خيلي اوقات از جنبش دانشجويي مطالبه پيگيري و كوتاه نيامدن از مواضع را دارند؟

جهانشاهی: در كليات بله، اما در جزئيات نبايد پاي رهبري را وسط كشيد. در اين ماجرا اگر خودمان تحليل درستي داشته باشيم به اين نتيجه مي رسيم كه اينجا سئوال كردن خطاست. قبل از سئوال بر طبق تحليلي كه خودمان و در مشورت با بعضي از بزرگان داريم به اين نتيجه مي رسيم كه اين حركت درجهت اهداف انقلاب است و آن را انجام مي دهيم. اما اگر پاي رهبري به كار باز شود موضوع كلاً عوض مي شود و شايد ديگر ادامه آن صلاح نباشد چون ممكن است به اسم رهبري تمام شود لذا صلاح نيست. مثلا در جريان تجمع دانشجویان در فرودگاه، براي اعزام به غزه هم اگر مي پرسيدند قطعاً رهبري مي گفتند نه، لذا با تشخيص خودشان عمل كردند و آقا هم بعدها چندبار به اين حركت دانشجويان استناد كرده‌اند.

خبرگزاری دانشجو: روش فعلي‌تان را بهترين راه ممکن مي دانيد؟

جهانشاهی: بله، هم بهترين راه است و هم احساس مي كنم تكليف من است.

خبرگزاری دانشجو: فكر مي كنيد حرکتتان به كجا ختم مي شود؟

جهانشاهی: به ظهور امام زمان(عج). من غير از این، نتیجه ای براي این حرکت تصور نمي كنم.

خبرگزاری دانشجو: شما اگر به سيرجان برگرديد و براي انقلاب نيرو تربيت كنيد فكر نمي كنيد موثرتر باشيد؟

جهانشاهی: نه، الان ديگر از اين حرف‌ها گذشته است، همين روزهاست كه حضرت ظهور كنند من معتقدم از اين خيمه خارج نمي شوم مگر اينكه يك قيام لله شكل دهم براي مبارزه با ظلم.

خبرگزاری دانشجو: قيام عليه ظلم در جمهوري اسلامي، به معنای ایستادن در مقابل نظام نیست؟

جهانشاهی: بهیچوجه، كارهايي كه من تا كنون انجام داده‌ام همين كه زندگي‌ام را تعطيل كرده‌ام و اينجا نشسته‌ام اين قيام عليه ظلم است. و اتفاقاً اين قيام در ظرف جمهوري اسلامي و به پشتوانه ولي فقيه مي تواند شكل بگيرد و الا بيهوده مي شود و ابتر مي ماند و كاري لغو خواهد بود. اگر اين زمينه‌ها نبود ما هم مجبور بوديم به مدلي كه نواب صفوي و حضرت امام خمینی (ره) قيام كردند، عمل كنيم اما الان نظام جمهوري اسلامي مستقر شده و زمينه فراهم است به بركت خون شهدا و مجاهدت‌هاي حضرت امام و حكومت ولي فقيه، در اين شرايط است كه هر حركت عدالتخواهانه به نتيجه مي رسد. الان اساس درست است و سنگ بنا حق است اما مفاسد و آفت‌هايي در آن وجود دارد كه بايد به قصد اصلاح با آن مبارزه كرد./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار