عدم انسجام مشكل اصلي فيلم «خيابان بيست و چهارم»
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فيلم خيابان بيست و چهارم كه يكي از اكران هاي حال حاضر در سينماهاي كشور است، ظاهرا بنا بوده به عنوان يك اثر روانشناسانه اكشن و جنايي تلقي شود، اما آنچه نهايتا اتفاق افتاده، به نظر مي رسد چيزي غير از اين باشد.
و اين ماجرا از آنجايي شروع مي شود كه خيلي از تماشاگران سينما هنگام نمايش صحنه هاي ترسناك و روان شناسانه فيلم به جاي ترس و تامل مي خندند كه اين نشانه قابل توجهي است براي اينكه مطمئن شويم همه چيز در اين فيلم به صورت جا به جا رخ داده و برعكس است.
فيلم «خيابان بيست و چهارم» چه از جهت ساختاري و چه نرم افزاري مجموعه اي از ايرادها و ضعف هاي متنوع است.
داستان فيلم از جهت مضمون و نوع روايت و آدم هايش اساسا غيرايراني است؛ يعني از مولفه ها و نشانه هاي ملي و آييني ايراني و اسلامي در آن خبري نيست و به عبارت ديگر فيلم را نمي توان اثري دانست كه بر اساس شاخصه ها و نمادها و مفاهيم اينجايي ساخته و پرداخته شده باشد.
از طرف ديگر يكي از ايرادهاي بسيار شديد فيلم بازي هاي بد و تا حدي فاجعه آميز آن است و بازيگراني كه به نابازيگر شبيه ترند و اساسا جلوي دوربين رفتارها و گفتارها و حركات و سكناتي دارند كه مخاطب غيرحرفه اي را به تعجب واميدارد.
در كنار آن فضا و داستان غيرايراني و نيز بازي هاي بد و مبتديانه و همچنين اكشن هاي خنده آور كه مجموعه اي قابل توجه از نقاط ضعف متراكمي را تشكيل مي دهند، مي توان به موارد ديگري نيز اشاره كرد كه در فيلم «خيابان بيست و چهارم» به عنوان ضعف هاي ساختاري و مضموني و محتوايي حضوري جان بركفانه دارند؛ از آن جمله مي توان به قصه بي چفت و بست و لرزان فيلم اشاره كرد كه از قدرت و انسجام لازم براي يك اثر سينمايي برخوردار نيست و البته نكته مهم ديگري كه به لحاظ محتوايي در فيلم وجود دارد و به نوعي بازتاب همان غير اينجايي بودن فضا و نگاه و نشانه هاي فيلم است.
اين مورد را مي توان در كاراكتر اصلي فيلم كه بيمار رواني است، مورد پيگيري و تحليل قرار داد و آن اينكه بيمار رواني فيلم «خيابان بيست و چهارم» كه مبتلا به نوعي از ساديسم و هنجارستيزي است، مبارزه اش با هنجارها شكل بومي ندارد؛ به عبارت ديگر تفاوت ميان چنين بيمار رواني در جامعه ايران و اصل آن در يك جامعه غربي، به اين شكل قابل توضيح است كه اگر اصل را در اين بيماري خاص مبارزه با هنجارهاي قانوني اجتماع بدانيم اين مبارزه در يك جامعه غربي با هنجارهاي خاص آن جامعه صورت مي پذيرد و از ستيز با آن هنجارها خودنمايي مي كند، اما در جامعه اي مثل ايران همين مبارزه با هنجارهاي خاص يك جامعه شرقي و ديني همچون ايران شكل مي يابد و اين دقيقا همان نكته مبنايي در فيلم است كه توجه به آن مي توانست سازنده اثر را متوجه اين تفاوت مبنايي كند و از آنجا فضاي داستان و نشانه هاي ساختاري و متني فيلم را براي او شكل داده و تفاوتي كه ميان اين دو نوع از جامعه است را به او نشان دهد.
اما در فيلم «خيابان بيست و چهارم» هيچ كدام از اين اتفاقات نيفتاده و تمام مشكلات ساختاري و محتوايي در اثر به چشم مي خورد و عدم تمايز در هنجارهاي مورد توجه قرار گرفته كه قاعدتا در يك جامعه مثل ايران با يك جامعه غربي وجود دارد.
نهايتا اينكه فيلم «خيابان بيست و چهارم» چه از جهت متني و چه از جنبه محتوايي اثر قابل دفاعي نيست و در كارنامه پراكنده كارگردانش كه نوعي پرش مندي و عدم انسجام را نشان مي دهد، نقطه اي رو به افول محسوب مي شود./انتهاي پيام/