کد خبر:۱۲۴۰۱۰
كاظم جلالي:
پژواك صدای ملت ایران امروز در منطقه شنیده میشود
وقتی شعارهای مردم «الله اكبر» و «لا اله الا الله» است چه میتوان گفت؟ میعادگاه آنان نماز جمعه است، دیگر چه تعریفی میتوانیم از حركتهای دینی داشته باشیم؟ این پژواك صدای ملت ایران است كه امروز شنیده میشود و اثری است كه انقلاب اسلامی برجای گذاشت تا این حركتهای عظیم در منطقه شكل بگیرد.
به گزارش گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، سیاستهای دوگانه غرب در تحولات اخیر خاورمیانه و جهان اسلام دیگر بر كسی پوشیده نیست؛ از اظهارنظرها تا رفتارهای متناقضی كه نسبت به كشورهای منطقه از خود بروز میدهند، دخالت نظامی در لیبی و نیز سكوت و رضایت در برابر حضور نظامی آمریكا در بحرین از جمله این موارد است.
برای بررسی این موضوع و وضعیت بیداری اسلامی در منطقه، پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرن آيت لله خامنه اي، مصاحبه اي را با دكتر كاظم جلالی، عضو كمیسيون امنیت ملی و سياست خارجي مجلس انجام داده است كه متن آن به اين شرح است:
حدود چند ماه از آغاز انقلابها در خاورمیانه و جهان اسلام میگذرد. تحلیل شما از این چند ماه مبارزات مردم این كشورها چیست؟
بیداری اسلامی پدیدهای است كه پس از انقلاب اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا شكل گرفت. البته به این دلیل كه معمولاً حركتهای اجتماعی، حركتهای كُندی هستند و نیز برنامههای نظام سلطه مبنی بر كاهش تأثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر منطقه این بیداری به تدریج صورت گرفته است. بنابراین این خیزش عظیم اسلامی علیرغم میل غرب و ساختار قدرت جهانی به نتیجه رسیده است؛ مثلاً در كشور لبنان جریان مقاومت به رهبری حزبالله یا جریان مقاومت در فلسطین متأثر از همین بیداری اسلامی است. اینها در نتیجه بیداری اسلامی است كه اساساً جریان مقاومت طی سالیان پس از انقلاب اسلامی ایران عملاً جلوی تركتازی و پیشروی رژیم صهیونیستی در مرزهای اسلامی را كاملاً سد كرد.
خیزش اسلامی در سالیان اخیر به یك پختگی و وزانت رسیده است؛ گرچه تلاش شد تا در مقابل این خیزش اسلامی جریانات انحرافی را نیز در دنیای اسلام ایجاد كنند، مثل انواع افراطیگریها و كارهای تروریستی. اینها مسائلی بود كه طی سالیان گذشته به نوعی توسط جریان ساختار قدرت جهانی شكل گرفت، اما خیزش اسلامی از یك پختگی برخوردار شد. امروز میبینیم كه مصر از مبارك كه كاملاً در دست آمریكاییها و رژیم صهیونیستی بود، نجات پیدا كرد و جریان عظیم اسلامی یك گام به پیش رفت، اگرچه هنوز باید منتظر تحولات بعدی بود. در تونس و یمن این خیزش یك گام به پیش رفته است.
اما اینكه آیا خیزش عظیم اسلامی در همینجا به نتیجه رسیده و متوقف شده است؟ باید بگویم نه! اینگونه نیست بلكه مراحل تكاملی خودش را طی میكند. به نظر میرسد كه هنوز ما چشمانداز بسیار امیدبخشی را برای تحولات عمیقتر داریم.
به نظر شما دلیل غافلگیری آمریكا و نظام سلطه در تحولات خاورمیانه چه بود؟
آنها تصور نمیكردند كه با چند جرقه، این جریان در بسیاری از كشورهای شمال آفریقا و منطقه خاورمیانه یك تحول با این عظمت و سرعت ایجاد كند. چون اینها پس از انقلاب اسلامی ایران به تعبیر خودشان برنامهریزی كرده بودند تا خیزش عظیم اسلامی را مهار كنند و تصورشان هم این بود كه این خیزش عظیم اسلامی را مهار كردند. اگر شما به همین مصر نگاه كنید، متوجه میشوید كه داشتند برای انتخابات ریاست جمهوری آینده این كشور برنامهریزی میكردند و بحث میكردند كه آیا مبارك بیاید یا اینكه قدرت را به فرزند خودش جمال واگذار كند. در نهایت به این جمعبندی رسیدند كه برای یك دوره دیگر نیز مبارك بماند و بعد نوبت به جمال مبارك برسد. بنابراین برنامهریزیهای آنها نشان میدهد كه آنان از بروز یك تحول در مصر غافل بودهاند.
در تونس و لیبی هم همینطور بود. شما در هیچ كدام از این كشورها نمیبینید كه حتی یك پیشبینی خیلی رقیق هم شده باشد مبنی بر اینكه این كشورها در حال تحول هستند و این نشاندهنه غافلگیری نظام سلطه است. حالا این غافلگیری چگونه اتفاق افتاد؟ اساس خیزش اسلامی و رویكرد ضد صهیونیسم و ضد آمریكا در منطقه وجود داشت و نفرت از سیاستهای آمریكا نیز در منطقه موج میزد. اما آمریكاییها تصور میكردند كه با حكومتهای دستنشانده و نظامی خود در منطقه، كاملاً جریان را مهار كردهاند. اما دیدم كه بهواسطه عمق تنفر مردم از آمریكا، تحول آغاز شد، مثل آنچه كه در تونس و مصر اتفاق افتاد. لذا بخشی از این غافلگیری ناشی از عدم شناخت و تحلیلهای صحیح نسبت به جریان خیزش اسلامی و همچنین نسبت به حكومتهای دستنشانده خودشان بود.
اما برخی معتقدند كه آمریكا صحنهگردان اصلی و برنامهریز این انقلابها است.
به نظر بنده اینكه بگوییم این تحولات توسط آمریكاییها ایجاد شده، غیركارشناسانه است. آیا آمریكاییها با رفتن مبارك از مصر كه دروازه فلسطین است، سود بردند یا ضرر كردند؟ قطعاً آمریكاییها و رژیم صهیونیستی ضرر كردند. آمریكاییها میدانند چه موج نفرتی نسبت به آنان وجود دارد و تا حدی كه میتوانستند سعی كردند تا رژیم مبارك را حفظ كنند، اما وقتی دیدند كه رژیم مبارك دیگر قابل حفظ شدن نیست، سعی كردند انقلاب مردم مصر را به نوعی مهار كنند.
نكته دیگر اینكه وقتی در انقلابی از نمادهای دینی استفاده میشود، آیا این انقلاب و حركت غیر دینی است؟
وقتی شعارهای مردم «الله اكبر» و «لا اله الا الله» است چه میتوان گفت؟ میعادگاه آنان نماز جمعه است، در غیر جمعه نیز تلاش میكنند تا اول وقت نماز جماعت بخوانند. دیگر چه تعریفی میتوانیم از حركتهای دینی داشته باشیم؟ این پژواك صدای ملت ایران است كه امروز شنیده میشود و اثری است كه انقلاب اسلامی ایران برجای گذاشت تا این حركتهای عظیم در منطقه شكل بگیرد.
در میان تحولات اخیر، اوضاع دو كشور به دلیل حضور نیروهای خارجی از موقعیت خاصی برخوردار است. یكی لیبی و دیگری بحرین. به چه دلایل نیروهای خارجی در این دو كشور حضور دارند؟
نوع دخالتهای خارجی باعث یك نوع عكسالعمل منفی توسط ملتها شده است. در ارتباط با لیبی حقیقتاً غرب و ناتو تلاش میكنند كه توازن قدرت بین انقلابیون و قذافی كاملاً حفظ شود و نمیگذارند كه این توازن قدرت به نفع یك طرف به هم بخورد. مثلاً در روزهای گذشته ما بارها شنیدیم كه نیروهای ناتو به اشتباه مواضع انقلابیون را هدف قرار دادهاند و این اشتباه پنج یا شش بار تكرار شد! اشتباهاتی در این سطح آن هم با دستگاههای دارای تكنولوژی قوی برای دریافت اطلاعات، امری دروغ است و نمیتواند سهل و اشتباه باشد.
میخواهند انقلابها را به انحراف بكشانند، حتی اقداماتی كه در لیبی انجام میدهند، مثل تجاوزات جنسی و ناامنی، كارهایی است كه در گذشته در الجزایر تست كردند تا مردم را بر اثر ایجاد ناامنی و فضاهای خوفناك پشیمان كنند و این سؤال را به ذهن مردم این كشورها بیندازند كه از اساس ما چرا حركت كردیم و بعد به نوعی انقلابیون را مقصر نشان دهند. این كاری است كه آنها دارند انجام میدهند.
تحول در لیبی میتواند سرمنشأ بسیاری از تحولات باشد و آنها مایل نیستند كه مردم لیبی حكومت را در دست بگیرند، اگر بخواهم تشبیه كنم چیزی شبیه انتفاضه مردم عراق میشود. در انتفاضه عراق، پیروزی مردم و شكست صدام نزدیك بود، اما بلافاصله آمریكاییها و غربیها به شكل نامحسوسی صدام را كمك كردند. حتی مناطق پرواز ممنوع را نیز محدود كردند و اجازه دادند تا نیروهای صدام بتوانند در مناطق شیعهنشین با بالگردها پرواز كنند و شیعیان را از بین ببرند. از طرفی نزدیكی لیبی به اروپا باعث میشود كه پیام بیداری اسلامی به اروپا نیز برسد و این امر برای غربیها بسیار ناخوشایند است.
و اما بحرین؟
شاید شخصی ظاهر بحرین را ببینید و بگویید كه ارتش سعودی آمد و انقلاب بحرین را مهار كرد، اما آیا ریخته شدن خون این همه انسان بیگناه، مجروحین، فشار و شكنجه آنان معنای مهار شدن دارد؟ من یك مثال برای شما بزنم؛ در مورد عراق، موقعی كه آمریكاییها وارد عراق شده بودند، در داخل ایران خیلیها تحلیل میكردند كه دیگر در صحنه عراق، آمریكاییها برنده شدند. اما امروز باید پرسید كه آیا واقعاً آمریكاییها در عراق برنده شدند؟ من فكر میكنم در عالم سیاست باید كمی صبور بود، زود قضاوت نكرد و شكستها و پیروزیها را با حركات روبنایی قضاوت نكرد.
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰