کد خبر:۱۲۴۴۱۰
نگاهي ديگر به فيلم «مرهم»؛
شكوه شكست
فيلم «مرهم» فارغ از ارزشهاي ساختاري كه قابل دفاع و بسيار قابل تامل و ستايش برانگيز مي باشد از ارزش هاي متني و رويكردهاي متعهدانه والا و كم يابي برخوردار است كه ستايش آنها در واقع تحسين و بزرگداشت انسان و انسانيت بوده و حرمت گذاشتن بر حس دردمندي، دلسوزي و تعهد اجتماعي.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در بخشهاي قبلي اين نوشتار تا حدودي به ارزش هاي ساختاري و ويژگي هاي ارجمند بصري فيلم «مرهم» توجه كردايم و شاخص هاي متنوعي كه اين فيلم را فراتر از سطح كنوني سينماي ايران قرار مي دهد مورد تحليل و بررسي قرار داديم و از آن جمله به ارزش هاي فرمي و زيبايي شناسي ساختاري فيلم اشاره كرديم كه از آن جمله مي توان به ميزانسن هاي بكر و جذاب و استاندارد سينمايي، بازي هاي خوب و تاثير گذار و نيز فضا سازي تكان دهنده و بسيار حرفه اي فيلم اشاره كرد.
ترديدي نيست كه فيلم «مرهم» يكي از برترين آثار دهه اخير در سينمايي ايران به شمار مي آيد و بهترين نمونه در سينمايي كم تعداد سينماي ايران در حوزه فيلم هاي آسيب شناسانه اجتماعي ايران است.
پيش از اين اشاره كرديم كه اساسا ژانر سينماي نوآر يا به عبارت رساتر و دقيق تر سينماي اجتماعي ايران يك ژانر مرده است كه فيلمي مثل «مرهم» در واقع تلاشي دوباره براي احياي اين ژانر مهم و از دست رفته سينماي ايران است.
اما فيلم «مرهم» فارغ از ارزش هاي ساختاري كه قابل دفاع و بسيار قابل تعمل و ستايش برانگيز است از ارزش هاي متني و رويكردهاي متعهدانه والا و كم يابي برخوردار است كه ستايش آنها در واقع تحسين و بزرگداشت انسان و انسانيت است و حرمت گذاشتن بر حس دردمندي، دلسوزي وتعهد اجتماعي.
حقيقتا بايد گفت فيلم «مرهم» از لطايف ناياب روزگار ماست اثري كه در اوج سوز و درد و رنج چشم بينايي براي هم دردي و نگاه روشني براي ايفاي نقش متعهدانه خويش است.
فيلم «مرهم» اثري است در وادي ديگر دردها و رديابي علت ها و دنبال كردن معلول ها و بازتاباندن واقعيت ها و حقيقت ها.
«مرهم» آينه اي براي دردمند بودن است و نه ابزاري براي تكسب و تعيش از درد و زجر ديگران.
«مرهم» فيلمي است در اوج سلامت و پاكي در عين غوطه ور بودن و غورا در درياي غم ها و زجرهاي نسل امروز و ديروز.
«مرهم» آيينه اي است در برابر جامعه ما آيينه اي بي غبار كه مي توان آن را با سنگي شكست؛ چرا كه اين آيينه در اوج زلالي و صيقل نهيف و دردمند و تنهاست.
اما مي توان در برابر اين آينه ايستاد و خود را درآن به تماشا نشست و خود را شكست تا شايد بار ديگر خود را باز آفريد.
«مرهم» همانطور كه بيش از اين گفتيم نياز امروز سينماي ماست؛ سينمايي كه بيش از هر زمان ديگري به آثاري همچون مرهم نياز دارد تا مرهمي شود بر زخم هاي بي بهبود آن.
نكته نهايي كه در اين نوشتار به مناسبت اكران اثر دردمندانه و زيباي مرهم در سينماهاي كشور قابل اشاره مي دانيم اين است كه فيلم «مرهم» در عين تمام ارزش هاي بصري ويژگي هاي ساختاري و تعهد توجه اي كه نسبت به دردهاي اجتماع در آن وجود دارد فيلمي است مهجور كه شايد اندكي از تبليغات و توجه اي كه رسانه ها نسبت به ساير آثار سينماي ايران نشان مي دهند متوجه آن نكردند.
فيلمي كه نه از تبليغات ميداني چنداني برخوردار است نه تيزرهاي مفصل تلوزيوني دارد نه كارگردانش از جنس آدم هاي شارلاتان و معركه گير و حاشيه ساز سينماست و نه اساسا فيلم اش نشانه ها و مولفه هاي مبتذل و عوام فريبانه را دارد ضمن آنكه فراموش نكنيم فيلم «مرهم» كه به اعتقاد نگارند و بسياري از معتقدان از برترين آثار اخير سينماي ايران است در جشنوراه فيلم فجر به مسابقه راه پيدا نكرد و اين موضوع گرچه از نظر هنري ابدا ارزشي ندارد و قابل اعتنا نيست اما از اين جهت كه چنين آثاري دچار چه ظلم هاي مضاعفي مي شوند قابل توجه و تاسف و تاثر است.
فيلم «مرهم» هم اكنون در سينماهاي كشور به روي پرده رفته است و ترديدي نيست كه اين مردم و تاريخ هستند كه سرنوشت يك اثر هنري را رقم مي زنند و تاريخ گويايي اين حقيقت است كه تنها چيزي كه ارزش ستايش و تعظيم هنري را براي اثر يك هنرمند پديد مي آورد گوهر ناب و حقيقت هنرورزانه اي است كه در صدف آن اثر وجود دارد و هرگز ضائل شدني نيست اگر چه دور اگر چه دير.../انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰