ظهور رسانههاي اسلامي و افول سلطه رسانهاي غرب
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجوي»- امير حمزه نژاد؛ امپرياليسم خبري واژهاي است كه به خوبي گوياي احاطه غرب بر جريان رسانهاي دنياست؛ كشورهاي غربي با توجه به در دست داشتن تكنولوژي رسانهاي كه اعم از ماهواره، اينترنت و وسايل ارتباط جمعي ميشود، توانستهاند پس از جنگ جهاني دوم تا به امروز از اين جريان به نفع خود بهرهبرداري كنند.
علم ارتباطات و بخصوص جنگ رواني دانشي است كه غرب براي پيشبرد اهداف خود و هدايت افكار عمومي همواره بدان تكيه دارد و رسانهها به سبب كاركردي كه در زمينه فرهنگ سازي دارند در اين امر به كار گرفته ميشوند.
غرب، بخصوص آمريكا از زمان جنگ سرد اين مهم را بيشتر از پيش دنبال كرده است؛ بدين سبب گسترش رسانههاي غربي اعم از ديداري و شنيداري براي اهداف مختلف رشد چشمگيري يافته و حتي غربيها براي اين منظور از نيروهاي بومي كشورهاي مختلف نيز استفاده كرده اند تا بتوانند تاثير بيشتري بر روي مخاطبان خود بگذارند.
دانشمندان اين رشته با اشاره به مبحث اقناع به قدرت رسانهها اشاره دارند و جنگ نرم را نيز با توجه به تحميل اراده خود به افكار عمومي از طريق رسانهها تعريف ميكنند؛ در واقع هجمه خبري كه از رسانههاي وابسته به غرب توليد ميشود آنقدر زياد است كه افكار عمومي براي انتخاب آنها دچار مشكل ميشود و در همين راستا رسانههاي مذكور دست به گزينش اخبار و پررنگ كردن خبرهاي هدفدار براي مخاطبان خود ميزنند.
به طور مثال در هفته گذشته و با توجه به برگزاري جشن عروسي يكي از نوادگان ملكه انگليس بيش از 80 عكاس و خبرنگار براي پوشش خبري اين مراسم به انگلستان رهسپار شدند و اغلب رسانههاي مطرح جهان به انتشار اخبار مربوط به اين جشن پرداختند و اين جشن عروسي را در صدر اخبار خود جاي دادند، اين در حالي است كه كمتر شاهد انتشار اخباري در خصوص جنبش مردمي بحرين در اين رسانهها هستيم و اغلب رسانههاي خبري اين كشورها در مقابل جنايات حكومت آل خليفه و آل سعود سكوت كردهاند.
آمريكا وظيفه عمده جنگ رواني را تحميل اراده خود بر اراده دشمنان به منظور حاكم شدن بر آنان از راه هايي غير از راه هاي نظامي ميداند و در اين راستا از تبليغات راهبردي بين المللي بهره مي گيرد؛ جنگ رواني و امپرياليسم خبري در ابعاد گوناگون عليه دولت هاي مستقل و آزاد با اهداف سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و نظامي صورت ميگيرد.
سرمنشا و جهت گيري رسانههاي مطرح غرب
مطالعه پيشينه و جهت گيري اين رسانهها نيز بسيار حائز اهميت است كه براي اين منظور به بررسي بخشي از رسانههاي مطرح دنيا خواهم پرداخت.
آسوشیتدپرس (انجمن مطبوعات وابسته (به انگلیسی: Associated Press)) به طور مخفف AP یک آژانس خبرگزاری آمریکایی است و بزرگترین سازمان از این نوع در جهان میباشد.
این آژانس یک مالکیت شراکتی برای روزنامهها، رادیوها و ایستگاههای تلویزیونی شریک خود در آمریکاست که آنها، هم در تولید گزارشها و هم در استفاده از مطالبی که توسط کارکنان نوشته شده مشارکت دارند.
بسیاری از روزنامهها و ایستگاههای پخش سراسری در خارج آمریکا مشترکان آسوشیتدپرس هستند؛ به این معنا که هزینهای جهت استفاده از مطالب آژانس پرداخت میکنند، ولی عضو شرکت نیستند.
امروزه، مقر این خبرگزاری در شهر نیویورک است؛ این خبرگزاری بالغ بر ۳۷۰0 کارمند رسمی و تعداد نامشخصی کارمند غیر رسمی دارد.
برخلاف ادعاي خبرگزاري آسوشيتدپرس به مستقل بودن و با توجه به گسترش وسيع جهاني اين خبرگزاري، آسوشيتدپرس از ابزار فعال و مهم سياست خارجي آمريكا به شمار ميآيد و در واقع به عنوان خبرگزاري دولتي ايالات متحده آمريكا مطرح است و همان طور كه ذكر شد اكثر رسانهها و مطبوعاتي اين كشور از طريق اخبار اين خبرگزاري تغذيه ميشوند وخوراك خبري خود را از اين خبرگزاري تهيه ميكنند.
بدين منظور واضح است كه اكثر رسانههاي اين كشور به طور غيرمستقيم تحت كنترل دولت آمريكا قرار دارند و سياستهاي دولت را اجرا ميكنند.
خبرگزاری فرانسه
اين خبرگزاري به عنوان قدیمیترین خبرگزاری جهان و یکی از سه خبرگزاری بزرگ جهان چون رويتر و آسوشيتدپرس شناخته ميشود. پيشينه اين خبرگزاري به خبرگزاري «هاوس» باز ميگردد.
«هاوس» اولين كسي بود كه نام خبرگزاري را اعلام كرد. وي يهودي بود و خبرگزاري خود را در سال 1835 بنا نهاد. بدنبال بحران اقتصادي جهان، در دهه 30 اين خبرگزاري دچار بحران شد و با مساعدتهاي مالي حكومت فرانسه احيا گرديد.
منابع رسمي اين خبرگزاري نيز آن را به عنوان يك خبرگزاري مستقل معرفي ميكنند، اما در واقع پيگيريهاي خبري و تحليلي اين رسانه وابستگي اين خبرگزاري به وزارت خارجه فرانسه را آشكار ميسازد.
خبرگزاری فرانسه در پاریس مستقر است و با پشتيباني حكومت فرانسه پايگاههاي خبري خود را در سراسر جهان گسترش داده و دارای مراکز منطقهای در هنگکنگ، نیکوزیا، قبرس، مونتهویدئو، سائوپائولو و واشنگتن و دفاتر در ۱۱۰ کشور است.
این خبرگزاری اخبار را به زبانهای فرانسوی، انگلیسی، عربی، اسپانیایی، آلمانی، و پرتغالی انتقال میدهد.
خبرگزاري رويتر
رويتر يك فرد يهودي بود كه نزد هاوس در پاريس، آموزش ديد و در سال 1851 دفتري براي اخبار در لندن تاسيس كرد.
اين خبرگزاري جزو ابزارهاي اصلي سياست خارجي انگلستان است و مانند خبرگزاري هاوس در جنگ جهاني دوم دچار مشكل مالي شد و با مساعدت هاي مالي دولت انگلستان دوباره احيا گرديد.
اين خبرگزاري در طول جنگ جهاني دوم در جهت اهداف و مطامع انگليس به خبرپراكني ميان مستعمرات اين كشور پرداخت.
بيبيسي
البته در كنار رويتر، بنگاه سخن پراكني بيبي سي نيز در انگلستان فعاليت دارد كه داراي قدمتي 70 ساله در عرصه اطلاع رساني است و بيشتر در قالب شبكه هاي تلويزيوني و راديويي فعاليت مي كند.
بي بي سي در سال 1927 تاسيس شد و توانست به مرور زمان انحصار برنامههاي راديويي و تلويزيوني اين كشور را در دست گيرد.
گر چه اين امتياز پس از مدتي از بين رفت، اما بيبيسي توانست با توان بالايي به ترويج ديدگاههاي دولت انگليس طي 70 سال گذشته مبادرت ورزد.
تاريخ ايران در خصوص فعاليتهاي اين رسانه خاطرات تلخ زيادي را در ذهن دارد كه فعاليت بيبيسي در خلال كودتاي 28 مرداد هماهنگ شده با طراحان و مجريان كودتا عليه مصدق يكي از كاركردهاي استعماري اين رسانه در كشورمان بشمار ميآيد.
ظهور رسانه هاي اسلامي و تاريخ انقضاي امپرياليسم غرب
كارشناسان آنچه كه مي تواند تبليغات رواني عليه مخاطبان را خنثي كرده و كاهش دهد، اهتمام به مواردي چون «ارائه اخبار و آگاهي بروز از اوضاع منطقه اي و جهاني به مخاطبان»، «هدايت افكار عمومي به سوي تحليل و نقد و بررسي اخبار منتشر شده» و «ضرورت داشتن استراتژي و راهبرد رسانه اي به منظور مقابله با جنگ رواني» مي دانند.
در همين راستا رسانههاي خبري در گوشه و كنار جهان از سوي كشورهاي اسلامي بوجود آمده كه نمونههاي موفقي نيز در اين عرصه بشمار ميروند؛ شبكههاي خبري چون «الجزيره» و «پرس تي وي» نمونههاي موفقي در اين عرصه هستند كه توانسته اند به نوعي امپرياليسم خبري را دور بزنند و با توجه به رويكردهاي متفاوت شان، نگاه ويژه مخاطبان را به سمت خود جلب كنند.
«پرس تي وي» شبكه تلويزيون انگليسي زباني است كه توانسته است با تهيه مستندها و اخبار تحليلي خود به تحليل رويدادهاي دنيا پرداخته و زواياي پنهان مسائل مختلف را به مخاطب نشان دهد.
به گفته محمد سرافراز، مدیر شبکه پرس تي وي، به خاطر نیاز به وجود دیدگاه متفاوت در مسائل ایران و خاورمیانه، مخاطبان اصلی اين شبکه مردم انگلیسیزبان و مخاطبان اروپایی و آمریکایی هستند؛ در واقع شبكه پرستي وي با رويكرد شكستن امپرياليسم خبري پا به عرصه رسانهاي جهان گذاشته و شعار این شبکه «خبر از نگاه جدید» برای شکستن سلطه رسانههای گروهی غربی است.
شبكه تلويزيوني «الجزيره» نيز يكي از شبكههاي خبري مطرح جهان است كه با شكست سلطه رسانهاي غرب پا به اين عرصه گذاشت؛ این شبکه با پخش فیلم های سخنرانی اسامه بنلادن، پس از واقعه تروریستی 11 سپتامبر برای اولین بار در غرب به شهرت رسید.
شبکه الجزیره از سال ۲۰۰۶ میلادي پخش برنامههای خود به زبان انگلیسی را آغاز کرد؛ اين شبكه تلويزيوني با رويكرد انتشار اخبار در كمترين بازه زماني ممكن فعاليت و سعي دارد به عنوان يكي از اولين شبكههاي خبري در پوشش دهي اخبار مهم جهان به صورت زنده شناخته شود و در اين امر نيز تا حدودي موفق عمل كرده است.
اين دو نمونه به خوبي گوياي پتانسيل رسانههاي اسلامي در جهت اطلاع رساني دقيق و درست هستند كه ميتوانند به عنوان تجربههاي موفق بررسي شوند.
همان گونه كه ذكر شد ضرورت داشتن استراتژي و راهبرد مناسب براي مقابله با هجمه خبري غرب يك امر ضروري است و جنبشهاي مردمي منطقه نيز به خوبي نشان دهنده اين مطلب است كه اذهان مردم منطقه براي حركت به سمت حقيقت اسلام آماده است و براي اين منظور نيازمند راهبردي كلي و بلند مدت مي باشد كه با تاسيس رسانههايي با رويكرد مناسب اين امر امكان پذير خواهد شد./انتهاي پيام/