رمز پايداري جريان شيعه سوگواري در عزاي حضرت زهرا (س) است
کد خبر:۱۲۴۶۷۰

رمز پايداري جريان شيعه سوگواري در عزاي حضرت زهرا (س) است

رمز پايداري جريان شيعه در همراه بودن پيوند عاطفي و قلبي با پيوند فكري و عقلاني از طريق سوگواري در عزاي حضرت زهرا (س) است.
گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»، مقام فاطمه‌ زهرا (س) از جمله مقاماتى است كه تصور آن براى انسان هاى معمولى كمي دشوار است؛ آن حضرت بر حسب مسئوليت رسمى، نه پيغمبر است، نه امام و جانشين پيغمبر، در حالي كه در حد پيغمبر(ص) و امام است؛ مقام آن حضرت در حدي است كه ائمه‌ هدى‌ (ع) نام مبارك فاطمه‌ زهرا (س) را با عظمت و با تجليل بر زبان جاري مي سازند.
 
زندگي حضرت زهرا (س) از جنبه‌هاي مختلف قابل بررسي است؛ آنچه در زندگى ظاهرى آن بزرگوار وجود دارد، از يك سو علم و حكمت و معرفت است كه در آثار  باقيمانده از آن حضرت چون خطبه فدكيه برجسته است؛ اين خطبه در موقعيتي ايراد شده كه حضرت قصد تعليم مردم را نداشتند و در واقع يك محاجه سياسي در عالي‌ترين سطح آن بوده است.
 
در مقدمات اين خطبه كه يكپارچه حكمت و معرفت است، حضرت در رابطه با توحيد مطالبي را عرض كرده اند؛ موضوعات اين قسمت شامل «توحيد از منظر و دريچه مواهب الهي»، «توحيد حقيقتي بي نهايت ولي دست يافتني»، «توحيد و تدبير در آفرينش» و «نگاه توحيدي به نبوت و وجود مقدس رسول خدا (ص)» مي باشد.


 
از سوي ديگر قسمتي از زندگي آن بزرگوار به مجاهدت اختصاص يافته است؛ از دوران كودكى در مكه، در شعب ابى‌طالب، در كمك‌رسانى و روحيه‌دهى به پدر بزرگوارش تا همراهى با اميرالمؤمنين در مراحل دشوار زندگى در مدينه، در جنگ ها، در غربت ها، در ميان آن تهديدها، در آن سختى زندگى مادى و فشارهاى گوناگون و همچنين در دوران بعد از رحلت پيغمبر چه در مسجد مدينه و چه در بستر بيمارى؛ در همه‌ اين مراحل، اين بزرگوار مشغول فعاليت است. در حقيقت ايشان يك حكيم و يك عارف مجاهد است.
 
آن بزرگوار از لحاظ وظايف خانوادگي، وظيفه‌ همسرى، وظيفه‌ مادرى، تربيت فرزند، پذيرايى و مهربانى با شوهر نيز يك زن نمونه است؛ آنچه كه در خطاب به اميرالمؤمنين از اين بزرگوار نقل مي‌شود و تعبيرى كه بكار مي‌برد مملو از خشوع و خضوع است.
 
آنچه حائز اهميت است اينكه براي تشكيل يك جامعه سالم شيعي فعال و رو به جلو وجود چنين بانواني لازم و ضروري مي باشد.
 
دانستن اين معارف با اينكه انسان را با سجاياى آن بزرگوار آشنا مي‌كند، اما بدون پيوند عاطفى، بدون محبت و بدون آن آتش شور و شوقى كه اشك ها را از چشم انسان جارى مي كند - چه در وقتى كه انسان مصيبت او را مي‌شنود، چه در وقتى كه منقبت او را - انسان را به نتيجه نمي‌رساند. 
   
با ملاحظه در تاريخ، وقتى پيغمبر اكرم(ص) در ايام فتح مكه، يعنى هشت سال بعد از هجرت پيغمبر، وضو مي‌گرفت، اصحاب براى گرفتن آب وضويى كه از صورت مبارك آن بزرگوار جارى مي‌شد و به منظور تبرك آن بر يكديگر سبقت مي‌گرفتند؛ اين همان پيوند عاطفى است كه با خضوع قلبى و ايمان به معارف نبوى متفاوت است.
 
همين پيوند عاطفي است كه موجب تحير و تعجب يك دشمن عنود چون ابوسفيان مي‌شود و حتي به قدرت نفوذ اسلام در دل‌هاي مردم اذعان مي‌كند.
 
مسلماً جريان شيعه با همه‌ معارف مستحكم آن در طول زمان و تاريخ، در ميان اين همه دشمنى بدون پيوند عاطفى و معنوى و روحى هرگز نمي توانست باقى بماند./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار