حجت‌الاسلام رهدار به شبهه شناسی علوم دینی در فضای معاصر پرداخت
کد خبر:۱۲۴۷۴۳
در پيش‌نشست همايش «تحول در علوم انساني»

حجت‌الاسلام رهدار به شبهه شناسی علوم دینی در فضای معاصر پرداخت

رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اسلامي فتوح انديشه قم با اشاره به هفت شبهه و اشكالي كه از سوي برخي مخالفان تحول در علوم انساني مطرح مي‌شود، به بيان پاسخ‌ها در حوزه علم ديني پرداخت.

به گزارش گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام دكتر رهدار در پيش‌نشست استاني «همايش تحول در علوم انساني» گفت:‌ همواره بشر دو نوع دغدغه در متن حيات خويش داشته است؛ از سويي بايد امور زندگي‌اش را مي‌گذراند و از سويي نياز به باور‌ها و اعتقاداتي داشت كه اعمال و رفتار‌هايش را معنادار مي كرد؛ هر يك از اين دو بدون ديگري معنا ندارد و به لحاظ تاريخي مشاهده مي‌شود گاهي باور‌ها در حيات اجتماعي انساني پررنگ‌تر بوده است و گاهي اعمال و رفتارها.
 

وي بيان كرد: در دنياي غرب و مشخصاً در قرون وسطي، رنگ باورهاي مذهبي بر رفتارهاي اجتماعي غلبه داشته است؛ در اين دوران با رويداد رنسانس تأثير باورها بر ساخت اجتماعي انسان تقليل يافت و در رنسانس انسان به اين نتيجه رسيد كه مي تواند با تأملات عقلاني خويش رفتارها و اعمالش را رقم زند و زيست منهاي آسمان را تجربه كند.
 

رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اسلامي فتوح انديشه قم افزود: در انتهاي اين تجربه، انسان غربي به اين نتيجه رسيد که تصور جدايي آسمان از زمين غلط بوده، بنابراين از نيمه قرن بيستم تئوري‌هاي تفكيك ميان علم و دين جاي خود را به تئوري‌هاي وحدت ميان علم و دين داد.
 

رهدار ادامه داد: با اين حال حتي زماني كه بحث وحدت ميان علم و دين مطرح شد، حوزه ارزش‌ها و دانش‌ها را از يكديگر جدا كردند؛ بدين صورت كه دانش‌ها را به علم و ارزش‌ها را به دين سپردند؛ در طي اين فرآيند نيز به اين نتيجه رسيدند كه اساساً دانش‌ها را هم نمي‌توان از ارزش‌ها جدا كرد، گو اينكه دانش‌ها خود حاملان ارزش‌ها هستند.

 

علوم انساني حامل ارزش‌هاي خاستگاه خودشان هستند

 

وي با بيان اينكه انقلاب اسلامي با داعيه مخالفت با غرب به وجود آمده است، افزود: قرار بر اين بود كه مناسباتمان را با غرب تنظيم نكنيم و راهي متفاوت از غرب را پي بگيريم؛ همه بر اين باور بوديم كه علوم انساني حامل ارزش‌هاي خاستگاه خودشان هستند و چون خاستگاه اين علوم انساني دنياي غرب بود علي القاعده بايد ارزش‌هايي كه علوم انساني محمل آنها هستند نيز غربي باشند.
 

دبیر اجرایی همایش گفت: به همين علت در ابتداي انقلاب طرحي با عنوان انقلاب فرهنگي معطوف به پالايش و تهذيب در علوم انساني و توليد علوم انساني جديد ريخته شد؛ همان‌طور كه براي اين طرح واژه انقلاب انتخاب شده بود بايد انقلابي معرفتي نيز صورت مي‌گرفت، اما اين انقلاب دچار مانعي به نام جنگ شد.
 

رهدار ادامه داد: در آن برهه ما مثل افغانستان نمي‌توانستيم نظام آموزش علمي مان را براي مدت نامعلومي تعطيل نماييم و ناگزير بوديم دانشگاه‌ها را كه حسب طرح انقلاب فرهنگي تعطيل شده بود، باز كنيم؛ در اين ميان طرحي مطرح شد كه شعار عام و كلانش وحدت حوزه و دانشگاه با رويكرد تهذيب علوم بود و دغدغه اصلي ما از تهذيب اين علوم انساني، توليد علم ديني بود.
 

شبهه اول: علوم غير ديني مبتني بر عقل هستند و علوم ديني مبتني بر وحي، لذا غير قابل تعميم و اثبات

 

وي با بيان نقدهاي مخالفان تحول در علوم انساني به ماهيت علم ديني، رشد و كارامدي آن به طرح تعدادي از اين پرسش‌ها پرداخت و گفت: نخستين نقدي كه به بحث علوم ديني در كشور ما صورت مي‌گيرد اين‌ است كه علوم ديني مبتني بر وحي هستند، در حالي كه علوم غير ديني مبتني بر عقل هستند و وحي قابل تعميم و قابل اثبات نيست.
 

رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اسلامي فتوح انديشه قم افزود: كساني كه اين پرسش را مطرح مي‌كنند به درك متفاوتي از نسبت عقل و دين در عالم اسلامي و عالم مسيحي نرسيده‌اند، در دنياي غرب مسيحي نه عقل غربي، زبان دين مسيحي را مي‌داند و نه آيين مسيحيت زباني دارد كه به راحتي در كنار زبان عقل قرار گيرد؛ در يك چنين فضايي طبيعي است كه اگر مردم بخواهند هم عاقلانه زيست كنند و هم باوري متدينانه داشته باشند، بنابراين بايد ميان عقل و دين دو ساحت تفكيكي قائل شوند.
 

رهدار در ادامه با بيان فضاي عالم اسلامي عنوان كرد: در عالم اسلامي عقل و وحي به خوبي توانسته‌اند با يكديگر ديالوگ كنند؛ به طوري كه وحي ما عقلاني است و عقل ما نيز وحياني است، در ادبيات اعتقادي ما اين‌طور گفته مي‌شود كه عقل همان وحي دروني و وحي همان عقل بيروني است، گو اينكه عقل و وحي دو حيث از يك چيز هستند.

 

وي افزود: اين مسئله كه گفته مي‌شود علم ديني مبتني بر وحي و علم غير ديني مبتني بر عقل است ناشي از تفكر تفكيكي عقل و وحي است كه ريشه در الهيات تفكيكي غرب مسيحي دارد.
 

شبهه دوم: علم ديني تعبدي است و غيرقابل انتقاد و پرسش

 

رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اسلامي فتوح انديشه قم گفت: شبهه دوم اين است كه علم ديني تعبدي است و در رويكرد متعبدانه نمي‌توان انتقاد و پرسش كرد؛ چه بسا در فضاي تعبد عقل مي‌ميرد.
 

رهدار براي پاسخ به اين سوال تصريح كرد:  تفسير و درك از تعبد در ادبيات غير ديني غلط است؛ اگر بخواهيم مقولات تعبدي را در منظومه اعتقادات اسلامي مكان‌يابي كنيم، در‌مي‌يابيم كه اين مقولات در ابتداي كار نيستند، بلكه در اواسط و انتهاي آن هستند، بنابراين تعبد مفهومي مياني و پسيني است.

 

وي ادامه داد: در اسلام به ما اجازه داده شده كه براي ايمان آوردن پرسش كنيم، انتقاد كنيم، به چالش بكشانيم و طلب معجزه كنيم، اگر از تمام اين مراحل گذار كرديم، آن هنگام ايمان بياوريم؛ پس تعبد مسبوق به يكسري فعاليت‌هاي عقلاني است.
 

رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اسلامي فتوح انديشه قم افزود: بر خلاف ادعاي مستشرق كه در فضاي علم ديني پرسش و انتقاد رخت بر مي‌بندد، تاريخ اسلام نشان مي‌هد كه در عالم اسلامي در ديني‌ترين علوم مثل فقه و تفسير نيز انتقادات جدي وجود دارد؛ ما فقيهاني داريم كه در بحث فقهيشان تا مرز الحاد رفته‌اند، نزاع‌هاي خونين در حوزه كلام ميان معتزله و اشاعره بوده است كه همگي به نام اسلام و دين صورت گرفته است، متكلم معتزلي ادعايش درك اسلام است، متكلم اشاعري نيز به همين نحو، عارف شيعي، عارف سني، فيلسوف شيعي، فيلسوف سني همه ادعا دارند كه از دين بهره گرفته‌اند.
 

شبهه سوم: موضوعات علم ديني محدود است و بسياري از نيازهاي بشري را رصد نمي كند

 

رهدار عنوان كرد: پرسش سوم اين است كه گستره موضوعي و كمي علوم غير ديني به مراتب بيشتر از علوم ديني است، حال اگر بخواهيم علم ديني معطوف به تمدن ديني توليد كنيم قطعا بسياري از نيازهاي بشري را به علت كمبود ورودي‌ها نمي‌توان رصد كرد.
 

وي در پاسخ به اين سوال گفت: ميان علوم ديني و معارف ديني تفاوت وجود دارد، معارف ديني عموماً حوزه نصوصات ديني يعني متن قرآن، متن آيات، متن عمل و رفتار ائمه معصومين هستند، در حالي كه علوم ديني شامل الزامات بسط منطقي معارف هستند؛ هر علمي كه بتواند بعدي از ابعاد انسان را در ارتباط با خدا تبيين كند، علم ديني است.
 

رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اسلامي فتوح انديشه قم بيان كرد: ذكر اين نكته لازم است كه ارزيابي منظومه علوم ديني از طريق كميت علوم مطلوب نيست و بايد منظومه‌هاي علمي از طريق كارآمدي در جهتشان ارزيابي شوند؛ در ارزيابي بايد بررسي شود كه ادعاهاي منظومه علوم ديني و غير ديني چيست و تا چه اندازه در برآورده كردن ادعاهاي خود كارآمد هستند.

 

وي گفت: اساساً علوم غير ديني توانايي رصد تمام نيازهاي بشر را ندارند چه رسد به برآورده كردن آنها، چون شناخت جريان غير ديني از انسان، شناخت ناقصي است.
 

 

شبهه چهارم: فرآيند توليد علم در فضاي غير ديني مشخص ولي در فضاي ديني مبهم است

 

رهدار بيان كرد: چهارمين اشكال به علم ديني اين است كه فرآيند توليد علم از يك آيه يا يك روايت مبهم، مجمل و نامشخص است؛ اين در حالي است كه در فضاي غير ديني نشان داده شده كه چگونه مفاهيم تبديل به فرمول، فرمول‌ها تبديل به ساختارها، ساختارها تبديل به نهادها شده و تمدن به وجود آمده است.
 

مسئول كميته اجرايي همايش در پاسخ به اين سوال گفت: دين تنها آيه و روايت نيست كه علم ديني بسط آيه و روايت باشد؛ دين يك بسته است، بسته‌اي كه در آن قرآن، روايت، سيره، تاريخ، عرف، تجربه و شهود است؛ علم ديني برآيند تعامل تمام اين مؤلفه‌ها با يكديگر است.
 

وي تصريح كرد: ممكن است گفته شود كه تمام اين مولفه‌ها بجز قرآن، روايت و سيره در بسته علم غير ديني نيز هست، پس تفاوت در كجاست؟ پاسخ اين است كه تفاوت علم ديني و غير ديني در مباني، ماده، متد، غايت و جهت است به همين علت ما معتقديم كه هم علم ديني و هم علم غير ديني تشكيكي هستند. از سوي ديگر ما معتقديم كه رشد علم شبكه‌اي است نه خطي، به همين علت نه در دنياي اسلام كه در دنياي غرب هم نمي‌توان ادعا كرد كه از يك گزاره مي‌توان يك تمدن ساخت.
 

شبهه پنجم: علم ديني در بهترين شرايط، علمي حكومتي و توجيه‌گر قدرت است

 

رهدار گفت: به لحاظ تاريخي نشان داده شده در هر مقطعي كه عَلَمي معطوف به علم ديني بلند شده نوعاً از طريق پشتيباني يك قدرت فائقه بوده است؛ يعني علم ديني در بهترين شرايط، علمي حكومتي و توجيه‌گر قدرت است.
 

رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اسلامي فتوح انديشه قم با بيان اينكه سه ساحت براي علم قابل تصور است بيان كرد: ساحت اول، ساحت نفس‌الامري است بدين معني كه خداوند در نظام تكوين، قوانين و ودايعي قرار داده است كه مي تواند  ادراك ما به آنها تعلق گيرد يا نه. ساحت دوم، ساحت ادراكي علم است كه در آن ودايع هستي، معلوم و مكشوف و مُدرَك مي‌گردند. ساحت سوم ساحتي است كه در آن گزاره‌هاي ذهني از جهان دوم حركت كرده و در عالم بيروني به عمل و رفتار تبديل مي‌شوند.
 

وي در ادامه افزود: هر يك از اين ساحت‌ها با ابزار، عوامل و روش‌هاي خاص خود فعال مي‌گردند بدين صورت كه اگر برهان ابزار اصلي توليد علم در جهان دوم است الزاماً در جهان سومِ علم، ابزار اصلي نيست.
 

رهدار ادامه داد: در جهان سوم علاوه بر برهان ابزارهايي چون شهرت، پول، امكانات، تبليغات و رسانه وجود دارند از طرفي محملي كه كارآمدي علم ديني در آن مورد سنجش قرار مي‌گيرد جهان سوم است. ما علم ديني را براي تنظيم رفتارها و مناسبات بشريت در جامعه مي‌خواهيم در اين جامعه نيز همواره قدرت وجود دارد و حتي پشتيبان توليد علم غير ديني است.
 

شبهه ششم: باورهاي ديني جلوي خلاقيت را مي گيرد و عالم را محدود مي كند

 

اين استاد حوزه و دانشگاه گفت: سوال بعدي اين است كه اساساً علم ديني محدود كننده است. باورهاي ديني خلاقيت را از معتقدان به خود مي‌گيرد. وقتي كسي باور داشته باشد كه خدا جهان را ربوبيت مي‌كند اين باور او را محدود مي‌كند و مانع از اين مي‌شود كه او طرحي براي ربوبيت عالم ترسيم كند؟
 

وي در پاسخ به اين سوال گفت: اساساً علم و دين محدود كننده هستند، طبعاً علم ديني هم محدود كننده است. محدوديت‌هاي علمي و ديني محدوديت‌هايي كمال‌زا هستند. براي مثال ما سال‌ها فرزندانمان را سر كلاس‌هاي مدارس و دانشگاه‌ها محدود مي‌كنيم، اما هيچ عاقلي نگفته است كه چون مدارس و دانشگاه‌ها محدود كننده است بايد آنها را تعطيل كرد؛ پس به صرف اينكه علم ديني محدود كننده است نمي‌توان گفت آن را توليد نكنيد.
 

شبهه هفتم: تمدن ديني تمركزگراست و تخصص و تقسيم كار با تمركزگرايي امكان پذير نيست

 

رهدار در ادامه عنوان كرد: آخرين شبهه‌اي كه به علم ديني وارد مي‌كنند اين است كه علم ديني به علت خاص و واحد بودن منبع و منشأ آن تمركزگرا است پس تمدن ديني هم تمركزگرا است؛ اين در حالي است كه تمدن يعني پيچيدگي، در اين پيچيدگي دو مفهوم كليدي تخصص و تقسيم كار وجود دارد؛ تخصص و تقسيم كار با تمركزگرايي امكان‌پذير نيست؛ نمي‌توان در رأس يك تمدن فردي را گذاشت كه همه تخصص‌ها را بداند و همه كاها را بتواند به تنهايي انجام دهد.
 

رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اسلامي فتوح انديشه قم در پاسخ عنوان كرد: تقسيم با تجزيه متفاوت است؛ ادعايي كه در غرب مبتني بر تقسيم كار است ادعاي باطل است، آنچه كه آنها تقسيم كار مي‌نامند از نظر ما تجزيه است، در حالي كه در كشور ما تقسيم كار است نه تجزيه؛ براي مثال نظام سياسي ما مبتني بر تفكيك قواست. تفكيك قوا در نظام ما يعني قوه قضائيه، مجريه و مقننه هركدام وظيفه خود را انجام مي‌دهند البته با يكديگر ارتباط هم دارند.
 

وي در ادامه بيان كرد: اتفاقي كه در دنياي غرب افتاده تفكيك نيست، بلكه تجزيه است؛ تجزيه يعني اين قوه با وجود تعاملي كه با قوه ديگر دارد، جزيره‌اي است جداي از آن به علت اينكه در اين تعامل هيچ‌يك ادعاي رياست بر ديگري را ندارند، در كشور ما علاوه بر اين قوا شخصي به نام ولايت فقيه در رأس اين سه قوه حضور دارد كه در دنياي غرب چنين چيزي وجود ندارد.
 

رهدار در خاتمه گفت: تقسيم زماني معنا دارد كه مقسم وجود داشته باشد؛ اين در حالي است كه در تجزيه مقسم و مركز وجود ندارد؛ تجزيه عين كثرت است و با توجه به اينكه در كثرت تكامل وجود ندارد، پس در غرب به علت وجود كثرت‌ها تكامل معنا ندارد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار