نامه قدیری ابیانه به میرحسین موسوی در سال 60
به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، محمدحسن قدیری ابیانه، از سفرای پیشین وزارت امور خارجه، در سایت شخصی خود نامه ای خطاب به میرحسین موسوی را منتشر کرده که متعلق به 12 آبان 1360 است.
وی در آن زمان، رایزن مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا بود.
متن نامه به شرح زير است:
سفارت جمهوری اسلامی ایران
دفتر مطبوعاتی – رم
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر میرحسین موسوی، نخست وزیر و وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
با عرض سلام و آرزوی موفقیت برای شما در پیشبرد اهداف اسلامی و آرزوی موفقیت کامل خط امام بر خط کفر و نفاق، لازم می دانم مطالبی را به عرض برسانم.
گویا سفارت جمهوری اسلامی ایران در رم نفرین شده است؛ چرا كه از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا کنون هیچ گاه فرد صالحی در راس این نمایندگی قرار نگرفته است.
پس از 10روز اول پیروزی انقلاب اسلامی که سفارت در اشغال انجمن اسلامی بود، به مدت یک سال پرویز زاهدی، پسر عموی اردشیر زاهدی کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در رم بود و بالاخره پس از بارها تذکر و اعتراض به ایران احضار شد، که البته به آمریکا فرار کرد، در حالی که بیش از 100 پاسپورت را با خود برد، سپس اسکندر رستگار به عنوان کاردار منصوب شد که نامبرده نیز از طرز تفکر اداری قبل از انقلاب برخوردار است.
در دوران قطب زاده، باقر نصیرالسادات سلامی به سفیری منصوب شد. وی در ایتالیا تحصیل کرده بود و نه تنها در دوران تحصیل هیچ گونه فعالیت اسلامی نداشت، بلکه در دوران سفارت خود نیز یک ضد انقلاب بود.
در آن هنگام بارها به سفیری ایشان اعتراض کردم و برادران انجمن اسلامی نیز اعتراض خود را اعلام داشتند، ولی فقط چند روز قبل از عزل بنی صدر و وقتی شهید رجايی مسئولیت وزارت امور خارجه را عهده دار شد، سلامی عزل گردید و همان طور که پیش بینی می شد به ایران بازنگشت.
امید بود که این بار با تسلط برادران مکتبی در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، سفیری و یا کارداری مکتبی از ایران تعیین شود، لیکن متاسفانه مشاهده شد که کسی را به عنوان نماینده دولت مکتبی در ایتالیا انتخاب کرده اند که مزیتی بر مسئولان سابق این نمایندگی ندارد، بلکه از جهاتی نقایص بیشتری نیز داراست.
تکلیف شرعی خویش می دانم که مسئولان امر را در مورد محمدحسین نقدی، کاردار فعلی سفارت جمهوری اسلامی ایران در جریان بگذارم.
محمدحسین نقدی قبل و بعد از انقلاب در ایتالیا به تحصیل مشغول بوده و با وجود اینکه هفت سال از تاسیس انجمن های اسلامی دانشجویان ایتالیا وابسته به اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا می گذرد هیچ گونه تماسی با انجمن های اسلامی نداشته و بنا به گفته خود او که قبل از عزیمتش به ایتالیا در وزارت خارجه ایران در تهران به من گفت، مسئولان سندیکاهای کارگری را می شناسد.
حال این سوال مطرح است که با توجه به اینکه ایشان در ایتالیا فعالیت اسلامی نداشته و با انجمن های اسلامی در تماس نبوده، از طرف چه گروهی و یا به نمایندگی از کدام سازمان، حزب سیاسی با سندیکا آشنایی و ارتباط پیدا کرده است؟!
لازم به ذکر است که در ایتالیا معمولا احزاب و سندیکاها فقط مسئولان و نمایندگان گروه ها را به ملاقات می پذیرند.
نقدی در اولین روز ورودش به ایتالیا به عنوان کاردار، خطاب به برادران انجمن های اسلامی که در مراسم روز قدس گرد آمده بودند، هنگامی که شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر شوروی» را سردادند، اعتراض كرده و گفت که: «مرگ بر شوروی نگويید، در ایران هم نمی گویند. ما به شوروی احتیاج داریم.»
آنچه مسلم است اینکه پایه سیاست خارجی ایران بر مشی «نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی» استوار است حال این سوال مطرح است که چه گروهی معتقد به اختیاج ایران به شوروی است؟ جالب است که آقای نقدی به کنسول جمهوری اسلامی ایران در رم گفته است که به مارکسیسم آشنایی دارد، ولی از اسلام و تشیع شناختی ندارد.
از این مسئله که بگذریم زبان ایتالیایی نقدي ضعیف است و رفتار بسیار عصبی وي با کارمندان «ایرانی» سفارتخانه خیلی ناشایسته است؛ نقدي حتی در برخورد با حجت الاسلام خسروشاهی و برادران انجمن های اسلامی بسیار تند و غیر اسلامی بوده است و یک بار یکی از برادران انجمن های اسلامی را تهدید به فرستادن گزارش علیه وی كرده که باعث تعجب همگی برادران اسلامی شده است؛ از مدیریت برخوردار نیست و متاسفانه در صحبت ها و گزارش هاي خود غیر صادق است.
با توچه به تکلیف شرعی خود ظن خود را با شما در میان می گذارم. با توجه به برخی از اظهارات آقای محمد حسین نقدی و برخورد ایشان این احتمال می رود که وي از حزب توده باشد. ان شاءالله این طور نباشد، ولی اگر این چنین باشد باید خیلی متاسف بود و دقت کرد که آیا عناصر نفوذی دیگری از حزب توده بر سر کارها هستند یا نه. در هر حال چه ایشان از حزب توده باشد، چه نباشد، به هیچ وجه صلاحیت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران را ندارد.
کسی که در اوج انقلاب اسلامی هیچ گونه تماسی با انجمن های اسلامی نداشته و هیچ نوع فعالیت اسلامی نداشته و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشته چگونه نماینده جمهوری اسلامی می شود؟ من نظر خود را اعلام کردم و تکلیف شرعی خود را بجا آوردم.
از شما می خواهم نظر انجمن های اسلامی و حجت الاسلام خسروشاهی را نیز درباره ایشان جویا شوید و تصمیم لازم را اتخاذ کنید.
در ادامه این مطلب، قدیری ابیانه به توضیح سرنوشت نقدی پرداخته و در بخش ملاحظات آورده است:
1- شکایات و تذکرات فایده ای نبخشید. بلکه در پس از مدتی وزارت امور خارجه با قدیری ابیانه قطع رابطه استخدامی کرد و حتی بر خلاف تمامی ضوابط از تهیه بلیط بازگشت وی و خانواده با این بهانه که قطع رابطه استخدامی شده امتناع كرد. نقدی دستور داده بود که قدیری به هیچ وجه حق ورود به سفارت و دیدار با هیچ یک از پرسنل سفارت ندارد.
2- دانشجویان انجمن های اسلامی نقدی را به گروگان می گیرند بدون اینکه کسی در ایتالیا متوجه شود و به ایران پیغام می دهند که اگر او را عزل نکنید او را رها نخواهیم کرد. از ایران ابتدا او، برادران انجمن اسلامی را تهدید کرد که شما را ضد انقلاب معرفی می کنیم. اما وقتی اثر نکرد قول بررسی دادند. آنها نپذیرفتند تا اینکه آقای هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس مجلس بود خود با دانشجویان صحبت کرد و قول بررسی داد. آن گاه دانشجویان نقدی را رها کردند.
3- حجت الاسلام اژه ای که مسئول گزینش وزارت خارجه بود به ایتالیا آمد و تصمیم بر عزل نقدی شد.
4- نقدی به دنبال عزل، پناهنده شد و نماینده شورای ملی مقاومت (منافقین) در ایتالیا گرديد.
5- این بار حیدری خواجه پور که فردی متدین بود به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا منصوب شد.
6- سفیر جدید از قدیری ابیانه خواست به کار خود در سفارت ادامه دهد. قدیری پاسخ منفی داد و گفت که دیگر احساس تکلیف نمی کند در ایتالیا بماند. ماندن او تا آن زمان برای این بود که ضدانقلاب ها در راس سفارت بودند و در چنین شرایطی نباید صحنه را خالی می کرد.
7- بلیط برگشت برای وی و خانواده تهیه می کنند که باز می گردند.
8- در ایران وزارت خارجه پیشنهاد همکاری به قدیری ابیانه می دهد و به عنوان معاون اداره کل روابط عمومی منصوب و مشغول به خدمت می شود.
9- نقدی به دست عناصر ناشناس در ایتالیا ترور می شود.
10- بعد از مدتی به وی پیشنهاد می دهند که به عنوان سفیر عازم خارج شود و وی نمی پذیرد به این دلیل که در دوران انقلاب در ایران نبوده و مایل است در دوران جنگ در ایران بماند.
11- وی سپس به مدیرکلی اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه و مشاور وزیر منصوب می شود.
12- بعد از پایان جنگ به عنوان سفیر ایران در استرالیا عازم این کشور می شود./انتهای پیام/