نگاهي به كتاب «جریان شناسی فکری ایران معاصر»
کد خبر:۱۲۴۹۶۲

نگاهي به كتاب «جریان شناسی فکری ایران معاصر»

دکتر عبدالحسین خسروپناه، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در كتاب «جریان شناسی فکری ایران معاصر» به شيوه‌اي علمي و با متني روان به بررسي جريان‌هاي فكري مؤثر در تاريخ معاصر پرداخته است.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»، دکتر عبدالحسین خسروپناه در كتاب «جریان شناسی فکری ایران معاصر» سعی می کند به شکلی مجمل و مفید به بررسی جریان های فکری مؤثر در کشور از جمله جریان عقلانیت اسلامی، جریان سنتی، جریان مکتب تفکیک، جریان تجددستیزی سنتی، جریان تجددستیزی فلسفی، جریان فرهنگستان علوم اسلامی، جریان سنت‌گرایی و جریان روشنفکری بپردازد.
 
نكات و ويژگي‌هاي مثبت كتاب

از ویژگی‌های مثبت این کتاب داشتن نظم گفتاری و منطق تحلیلی واحد و مشخص است؛ بدین گونه که در معرفی هر جریان، ابتدا به زیست نامه رهبران آن پرداخته سپس از مبانی، ارکان و لوازم آن سخن می‌گوید و در پایان نیز به آسیب‌شناسی جریان مربوطه می‌پردازد که خود به فهم بهتر محتوای مدعای هر کدام از جریانات فکری کمک بسزایی می‌کند.
 
از طریق این کتاب می‌توان آشنایی اجمالی و مفید با شخصیت‌هایی حاصل کرد که در محافل و مجامع عمومی کمتر پیرامون‌شان سخنی می‌شنوید، لذا شناخت فضای فکری ایران، بدون این آشنایی و آگاهی ناقص و ناتمام خواهد بود.
 
از جمله این افراد می توان به فخرالدین شادمان، احمد فردید، سید منیرالدین هاشمی، داریوش شایگان، سید حسین نصر، رضا داوری اردكاني، مجتهد شبستری و مهدی نصیری اشاره کرد.
 
از دیگر ویژگی های مفید این کتاب، گونه شناسی ارائه شده در خصوص نحوه مواجهه روحانیت با پدیده مدرنیته می‌باشد؛ گونه شناسی‌ای که در کمتر کتابی همانند آن یافت می‌شود و برای قشر دانشجو در شناخت جریان های فکری موجود در حوزه علمیه و در میان روحانیت بسیار کارگشاست.
 
ویژگی مثبت دیگر این کتاب ذکر منابع دقیق و کامل، بخش بندی جزئی و مفید و استفاده از عناوین و زیرعناوین مناسب است.
 
نكات ضعف كتاب

در کنار همه نقاط مثبت گفته شده، کتاب از ضعف گزیده و مختصرگویی در بخش «روشنفکری لیبرال متأخر» برخوردار است؛ جریانی که بیش از این به توضیح و تبیین نیازمند است؛ برای مثال در «روشنفکری لیبرال نئوشریعتی» از مسعود پدرام، هاشم آقاجری، تاج زاده، محسن آرمین و علوی تبار یاد می‌کند، اما اطلاعات کافی در خصوص محتوای فکری آنان و چرایی قراردادن آنها در درون چنین جریانی داده نمي‌شود.
 
همین طور در قسمت «روشنفکری لیبرال غیردینی» آن‌گاه که رامین جهانبگلو، حسین بشیریه، سیدجواد طباطبایی و داریوش آشوری و ... را نام می‌برد یا در «روشنفکری لیبرال- سکولار با رویکرد ادبی» و نام بردن از افرادی چون احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، غلامحسین ساعدی و هوشنگ ابتهاج نيز دچار ضعف ارائه محتواي فكري اين جريان‌ها است.
 
قسمت‌هايي از كتاب

« ... گفتمانی که به اجتماع دین اسلام و مدرنیته معتقد است و دین را عامل عقب ماندگی نمی‌داند؛ گفتمان روشنفکری دینی نامیده می‌شود که خود به دو جریان دیگر انشعاب می‌یابد؛ یعنی، جریانی که بر میراث گذشته اسلامی تأکید بیشتری داشته و جریانی که چنین تأکیدی ندارد. دسته نخست، توسط علامه طباطبایی و استاد مطهری هدایت می‌شد كه البته این دسته را هم می توان از شمار گروهی دانست که سازگاری میان دین و مدرنیته را به صورت نسبی مطرح می‌کنند و دسته دوم با رویکرد روشنفکری علم‌گرایانه مانند روشنفکری آیت الله طالقانی، دکتر سحابی و مهندس بازرگان، روشنفکری دینی جامعه گرایانه مانند روشنفکری دکتر شریعتی و روشنفکری دینی با رویکرد فلسفه تحلیلی و هرمنوتیک فلسفی مانند روشنفکری دکتر سروش تقسیم می‌شود. گفتمان دیگری توسط آقای مصطفی ملکیان مطرح شده، ولی هنوز به جریان اجتماعی تبدیل نشده است؛ این گفتمان روشنفکری معنویت‌گرا، جمع دین و مدرنیته را ممکن نمی‌داند و لزوم مدرنیته را نیز می‌پذیرد، ولی بر ضرورت معنویت در دنیای مدرنیته اصرار می‌ورزد و پروژه عقلانیت و معنویت را مطرح می‌سازد.»
 
كتب ديگر مرتبط با موضوع

این کتاب در کنار کتاب ارزشمند رسول جعفریان با نام «جریان ها و جنبش‌های مذهبی- سیاسی ایران» که به دوران قبل از انقلاب می‌پردازد و کتاب «جریان شناسی فرهنگی بعد از انقلاب اسلامی» که زیر نظر سید مصطفی میرسلیم تدوین شده است؛ تنها کتبی هستند که به رسالت تبیین و تحلیل جریان های معاصر ایران می‌پردازند.

لازم به ذکر است، کتاب در بخش پایانی به بیان دیدگاه های مقام معظم رهبری پیرامون مسئله روشنفکری می پردازد./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار