جریان‌شناسی فتنه در انقلاب اسلامی
کد خبر:۱۲۵۰۱۵
پاسخی به چرایی اتفاقات اخیر در کشور

جریان‌شناسی فتنه در انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی ایران مثل هر انقلاب دیگری در جهان ریشه در تحولات گذشته داشته است، و از نگاه سیاسی حداقل ریشه در تحولات 200 ساله اخیر، و از زاویه دین و دغدغه های دینی ریشه در 1400 سال گذشته دارد.
گروه سیاسی «خبرگزاري دانشجو»، غلامرضا ملك عليپور، مدرس دانشگاه‌هاي استان گيلان؛ در 200 سال گذشته اتفاقاتی رخ داد که مردم و رهبران انقلابی به این جمعبندی رسیدند که هیچ تحول و اصلاحی پاسخگوی دغدغه های جامعه نیست و فقط انقلاب است که مشکل را حل و کار عاملین عقب ماندگی ایران و وابستگی این سرزمین به بیگانگان را یکسره و خروج ملت را از زیر یوغ استکبار و استبداد رقم می زند.
 
آنچه در 200 سال گذشته رخ داد عبارت است از: عیش طلبی، رفاه زدگی، شکم بارگی، ظلم و استبداد، وابستگی به بیگانه و وطن فروشی و سوء تدبیر در بدنه حاکمیت ایران و دقیقا در زمانی که جهان در حرکت پرشتاب و پیش رونده است.
 
نداشتن استراتژی، هدف، برنامه و روز مرگی عمل كردن توسط حاکمان ایران دقیقا در زمانی که دیگران دارای برنامه، هدف و استراتژی بوده، و برای دستیابی به آن، جنگ، تجاوز، استثمار، و استعمار را بر کشورهایی چون ایران تحمیل کردند. ( از جمله جنگ اول و دوم روسیه علیه ایران، جنگ اول و دوم جهانی، جدا نمودن افغانستان، عراق، کشورهای امروزی حاشیه جنوب خلیج فارس و دریای خزر از ایران، استقلال بحرین، الحاق بخشی از ایران به پاکستان امروزی، تحمیل سیاست مرکانتالیزم ( تجارت طلا و نقره در دوره معاصر، نفت و معادن )، مهره چینی در کشورهایی چون ایران برای تداوم استعمار و استثمار).
 
 آشنایی ایرانیان با غرب و شرق عالم در سایه گسترش تکنولوژی ارتباطات و اعزام ایرانیان به خارج ( برای تحصیل و علم آموزی و یا برای تفریح و خوشگذرانی ) و ایجاد دغدغه اینکه چرا غرب پیشرفت کرد و ما عقب ماندیم که پاسخ این دغدغه به دو شکل بود: عده ای معتقد بودند علت بدبختی ایران، غربی نبودن است، بنابراين باید از سر تا پا غربی و فرنگی شویم.
 
عده ای نیز معتقد بودند گرفتاری های ایران در دام بی هویتی و فاصله گرفتن از خودی خود می باشد. (در سایه رسیدن به پیشرفت، نه غربی شدیم و نه ایرانی و مسلمان ماندیم و در خلا هویت به سر می بردیم)
 
فقر و بدبختی ناشی از ویرانی سازمان های اقتصادی کشور نظیر سازمان ایلات و عشایر، نظام ارباب و رعیتی، ساختار مدیریت آب، جنگل ها و مراتع در سایه سیاست های تحمیلی از خارج و بی تدبیری و سیاست استبدادی داخل نظیر کوچ اجباری عشایر و در نتیجه فروپاشی سازمان عشایر، سیاست اصلاحات ارضی، بی مدیریتی و نداشتن برنامه، استراتژی و ناتوانی در مدیریت بر آن، فروپاشی سازمان روستا و خلع مردم روستا از مدیریت بر آب، جنگل و مراتع با تاسیس ادارات آب، جنگل و مراتع و ناتوانی این ادارات بر این منابع عظیم و خدادای ( که نتیجه آن، نابودی اقتصاد کشاورزی، دامپروری و اقتصاد روستا و شهر بود )
 
شکست پیاپی یا تضعیف اقدامات اصلاح طلبانه رفورمیستی بدلیل سیاست های استبدادی داخل و استعماری خارج و طرح های استبدادی جدید که در پی آن، مردم از اصلاح وضع موجود ناامید شوند.
 
از جمله این اقدامات اصلاح طلبانه معاصر عبارت بود از: جنبش تنباکو؛ این جنبش با هدف نفی سبیل و ممانعت از انعقاد قرارداد اقتصادی بود که بواسطه آن، کفار و بیگانگان بر مسلمانان مسلط شوند.
 
این جنبش بواسطه پیوند روحانیت و ملت پیروز شد و هم استبداد داخلی و هم استعمار خارجی شکست خوردند، اما نکته مهم اینست که بواسطه این امر، گرانیگاه قدرت ایران و اسلام؛ یعنی روحانیت و دین توسط استعمار انگلیس و شوروی مورد شناسایی قرار گرفته، و مورد هجمه ناجوانمردانه قرار گرفت؛ به نحوی که از آن تاریخ به بعد نه فقط در جمعیت روشنفکری، بلکه در بدنه سلطنت نیز نفوذ کرده، و سعی کردند عامل عقب ماندگی را نه استبداد داخلی و استعمار خارجی، بلکه روحانیت و اسلام معرفی می كنند. حتی ادبیات اصیل ایرانی که ادبیات معنوی بود در این عصر متاثر از این نگاه شکل گرفت ( ادبیات روشنفکری ).
 
انقلاب مشروطه؛  این انقلاب با هدف کاهش قدرت شاه ، حاکم كردن قانون در جامعه، ارتقاي وضعیت معیشتی، رفاهی و ترقی همه جانبه کشور و ملت با ائتلاف سه طبقه مردم، بازار و روحانیت به پیروزی رسید، اما همین که استعمار، مسیر مشروطه را بجای دین زدایی و برگرفته از نظام الگوی مشروطه انگلیس به سمت مشروطه مشروعه و اسلامی دید با کمک شاه وقت ( محمد علی شاه ) مجلس را به توپ بسته، نا امنی زیاد در کشور ایجاد و بین مشروطه خواهان اختلاف افکنده و در یک کلام، انقلاب مردمی را از درون خالی نمود و در پی آن استبداد مدرن رضاخانی را پایه ریزی کردند.
 
در این دوره بود که با ساختار سیاسی، نظامی، اقتصادی ریشه دار و اصیل ایران؛ یعنی سازمان ایلات و عشایر و با ساختار آموزشی، اقتصادی، مذهبی و قضایی اصیل ایران ( روحانیت ) و با فرهنگ اصیل اسلامی- ایرانی، نه در خفا و پوشش جریان اصلاح طلبی، بلکه به طور آشکار و صریح مبارزه شد.
 
 جنبش ملی شدن صنعت نفت؛  این جنبش با هدف ملی کردن نفت، به عنوان سرمایه ملی، شکل گرفت، اما بدلیل کوچک بودن هدف، انحراف جریان، اختلاف بین رهبران ملی و مذهبی، فرو افتادن در دام آمریکا برای مبارزه با انگلیس و نهایتا با کودتای 28 مرداد سال 1332 شکست خورد و بعد از آن، نفت ایران به نام شرکت ملی نفت ایران – انگلیس به جای تاراج توسط انگلیس در قالب کنسرسیوم نفتی توسط آمریکا، انگلیس، هلند و فرانسه تاراج شد.
 
بعد از کودتای 28 مرداد، به دلیل تسلط ویژه استعمار بر کشور و حاکمیت حکومت نظامی و استبدادی پهلوی تا قیام امام ( ره ) و پیروزی انقلاب اسلامی ایران هیچ حرکت فراگیر اصلاح طلبانه ای شکل نگرفت.
 
 پیروزی انقلاب اسلامی؛  حوادث فوق، ملت ایران و جریان رهبری تاریخ سیاسی معاصر؛ یعنی روحانیت و امام عزیز ( ره ) را به یک واقعیت انکار ناپذیر؛ یعنی انقلاب همه جانبه و تاسیس نظامی متفاوت از نظام های سیاسی گذشته؛ یعنی جمهوری اسلامی رهنمون گردید و باعث پیروزی انقلاب اسلامی شد.
 
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دو گفتمان که در طول تاریخ سیاسی معاصر خاصه بعد از سال 1250 به بعد مسیر را باهم طی می کردند در کنار گفتمان سوم نوظهور و متعلق به دوران رضاخان به بعد، به نقش آفرینی می پرداختند.
 
گفتمان نخست، گفتمان روشنفکری است. گفتمان روشنفکری متشکل از مسلمانان سکولار می باشند که نگاه حداقلی به دین دارند. این دسته از روشنفکران یا متاثر از آموزش های شبکه فراماسونری بوده، یا زرق و برق غرب و ظواهر غرب شامل تکنو لوژی، ساختمان، کارخانه، جاده، راه آهن، دستگاه نظامی و سیاسی غرب برای اینان خوشایند بوده، و یا زیر بنای اندیشه و تفکر اینان، تفکر و اندیشه های غرب معاصر بوده است.
 
اینان معتقد بودند که دین هیچ سخنی در حوزه تدبیر اجتماعی، پیشرفت و توسعه نگفته و یا اگر حرفی را زده مبتنی بر شرایط اجتماعی و قبیله ای عصر پیغمبر (ص) بوده، و با علم و شرایط جدید هیچ تباین و همخوانی ندارد.
 
بنابراين باید پیشرفت و ترقی را در هندسه غربی، در تجربه غربی و در ارتباط با دنیای کنونی دید. اینان در حوزه زیربنا، اندیشه های لیبرالیسم، ناسیونالیسم، اومانیسم و سکولاریسم را مفید دانسته، و در حوزه روبنا نیز بین اخلاق فردی و اجتماعی، بین دین در حوزه شخصی و سیاست در حوزه اجتماعی، بین مصالح و توصیه دینی و منافع ملی افتراق و جدایی قائلند و در حوزه روابط و سیاست داخلی و خارجی، اصل را بر منافع ملی، مصالح ملی و سیاست ماکیاولی می دانند، نه عقل الهی و اخلاق دینی و سیاست اسلامی.
 
بنابراين معتقدند برای هماهنگی با جامعه جهانی و جهانی شدن و تامین منافع ملی، می توان از برخی دستورات دینی نظیر شرابخواری، رابطه نامشروع زن و مرد و ... دست کشید و همکاری با اسرائیل و غرب علیه مردم فلسطین و لبنان، همکاری و رابطه با غرب برای تسلط بر کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای خزر و ... اقدام كرد.
 
نظام سیاسی پیشنهادی اینان نیز، نه جمهوری اسلامی، بلکه جمهوری دمکراتیک و مدل غربی است. این جریان، انقلاب اسلامی را نه یک انقلاب اصیل اسلامی، بلکه یک حرکت ملی عدالتخواهی و متاثر از مدرنیسم و انقلاب های غربی و با هدف تغییر نظام حکومت از پادشاهی به نظام دمکراتیک می دانند و قائلند اسلام برای عصر جدید الگوهای حکومتی ندارد تا بتواند انقلابی، اسلامی و مبتنی بر اندیشه های اسلام شکل دهد.
 
بنابراين به نام اسلام و انقلاب اسلامی، دشمنی با غرب را، بی معنا و در راستای نادیده گرفتن منافع ملی کشور و عقب نگه داشتن ایران و معرفی چهره بد و تهاجمی از اسلام می دانند. مقابله با غرب را نقشه شوروی سابق و جریان کمونیسم در گذشته و نقشه چین و روسیه در امروز برای تسلط بر ایران و گرفتن امتیاز از ایران می دانند.
 
نماینده این جریان در گذشته، اشخاصی چون تقی زاده، فروغی، تیمور تاش، صمصام السلطنه، مصدق، دکتر امینی، دکتر سنجابی و ... بوده، و بعد از انقلاب اسلامی جریانی مثل نهضت آزادی، جریان ملی – مذهبی، حزب مشارکت و برخی از اصحاب ذی نفوذ در مدیریت ارشد کشور می باشند.
 
این دسته به نام تامین منافع ملی کشور، جریان های برانداز با مخالفت های معنادار علیه جمهوری اسلامي شکل داده اند که از جمله آنها عبارتند از: تلاش برای براندازی سخت نظام جمهوری اسلامی در قالب کودتای نوژه و همراهی و همکاری با آمریکا در حادثه طبس، شکل دهی و یا حمایت از شبکه های ترور، اغتشاش و خرابکاری، تلاش برای القای اندیشه های خود در قانون اساسی و ساختار نظام سیاسی بعد از انقلاب اسلامی نظیر مخالفت با اصل ولایت فقیه، مخالفت با نظام سیاسی مبتنی بر جمهوری اسلامی و همراهی با اندیشه جمهوری دموکراتیک، مخالفت مجلس خبرگان و تلاش برای تشکیل مجلس موسسان ( سنا ) مخالفت با شورای نگهبان، مخالفت با نهادینه کردن دین در نظام اجرایی کشور نظیر تشکیل جهاد سازندگی، سپاه و بسیج، کمیته امداد امام ( ره )، شکل گیری نهاد نمایندگی ولی فقیه در ادارات، نهاد ها و دانشگاه ها، تلاش برای حاکمیت اندیشه سکولاریسم، لیبرالیسم و اومانیسم در کشور به جای حاکمیت دین و اندیشه های دینی و مخالفت با برخی اصول دین نظیر اصل نفی سبیل و استقلال، اصول سیاست های خارجی اسلامی  ، اصل قصاص و ...  تلاش برای حاکمیت لیبرالیسم فرهنگی با نام تعامل فرهنگی و عدم باور به وجود تهاجم فرهنگی و وجود دشمن.
 
 
تلاش برای رابطه با قدرت های شرق و غرب و نفی اصل نه شرقی نه غربی با نام تامین منافع ملی و ادعای جلوگیری از بدنام شدن ایران در عرصه بین الملل، تلاش برای نهادینه کردن مشروعیت ایرانی به جای اسلامی – ایرانی و تامین منافع ملی حتی در سایه نادیده گرفتن ظلم مستکبران به کشورهای مستضعف جهان در منطقه از جمله فلسطین، عراق، افغانستان، لبنان و ... - ضمن طرح شعار و افتخار به ایرانی بودن عدم همراهی با ملت در طول هشت سال دفاع مقدس و عدم محکومیت جنگ تحمیلی (جنگ عراق علیه ایران، جنگ اسرائیل علیه فلسطین، لبنان و غزه، جنگ آمریکا علیه افغانستان و عراق ) و همراهی با غرب در اتخاذ سیاست ها نظیر محکوم کردن جریان 11 سپتامبر، جنگ عراق علیه کویت، مقاومت حزب الله و حماس در مقابل رژیم اشغالگری قدس.
 
جریان ناسیونالیسم (ملی گرایی )؛ این جریان اگر چه ریشه در قیام بابک خرم الدین و با نام مقابله با اعراب و دفاع از ایرانی بودن دارد، اما به دلیل پیوند اسلام و ایران و هویت اسلامی – ایرانی در طول تاریخ، هرگز نتوانست طرفداران جدی پیدا کند و سازمان تشکیل دهد.
 
این اندیشه بعد از انقلاب فرانسه در دنیا طرفدارانی پیدا کرد، اما در ایران و همزمان با دوران قاجار، باز نتوانست جای پایی باز کند و از طرف دیگر، توانایی علما در عرصه سیاست کشور، هویت اصیل کشور را فراتر از جغرافیای طبیعی و در قالب جفرافیای سیاسی و تمدنی ایران؛ یعنی هویت اسلامی شکل می داد.
 
بعد از شکست پیاپی انگلیس از علما و اتحاد ملت با علما، انگلیسی ها شعار ملی گرایی و هویت ایرانی را در مقابل هویت اسلامی تبلیغ و برای آسیب رساندن به جایگاه اسلام و انتقام از علمای مبارز رضا شاه را و در پی کودتایی( کودتای 1299 ) حاکم بلامنازع، مستبد و دیکتاتور ایران منصوب کردند.
 
رضا شاه از آنجایی که سواد نداشت و جریان های سیاسی و بازی های پشت پرده را نمی شناخت و از طرفی خوی بزرگ طلبی و استبدادی وی، او را به گزینه مناسبی برای تحمیل سیاست های استعماری انگلیس، نه با زبان انگلیسی، بلکه با زبان رضا خانی تبدیل کرده بود.
 
همچنین به دلیل نداشتن پیشینه سیاسی، عدم اتصال به دستگاه قدرت، سلطنت و طبقات سیاسی – اجتماعی، هیچ پشتوانه مشروعی برای حکومت بر ایران نداشت.
 
بنابراين در راستای کمرنگ کردن هویت اسلامی و مشروعیت بخشی به حکومت، حکومت خود را پهلوی و مبانی حکومت خود را ناسیونالسیم ایرانی نامید و هدف خود را بازگشت به دوران اقتدار ایران قبل از اسلام قرار داد.
 
به همین خاطر این جریان را جریان نو ظهور می نامند. در تاریخ معاصر و جریان هایی چون حزب تجدد در دوره رضا خان، حزب نوین ایران، پان ایرانیسم و جبهه ملی در دوره محمد رضا شاه و مجاهدین خلق، حزب خلق ایران، جریان ملی – مذهبی و جریان انحرافی اصولگرایی، این پدیده را مدیریت كرده است.
 
 
 از جمله شخصیتهای مهم تاریخ معاصر این جریان عبارتند از: احمد کسروی، سید محمد تدین، علی اکبر داور، قوام السلطنه، دکتر مصدق، فرشید اقبال، کریم سنجابی، ید ا... و عزت الله سنجابی، صادق قلب زاده، ابوالحسن بنی صدر، ابراهیم یزدی، اسفندیار رحیم مشایی، جوانفکر، بقایی و ...
 
این جریان فکری، دوران قبل از اسلام ایران را دوران پر افتخار، عدالت محور و دور از ظلم و ستم و استبداد و دوران شکوفایی صنعت، اقتصاد و کشاورزی دانسته، کوروش را نماد انسان دوستی و مدافع حقوق بشر و بنیانگذار دوستی و روابط بین ملت ها و انسانها می دانند و چشم خود را بر روی هم لشکرکشی ها، کشور گشایی ها، و ظلم و استبداد بر ملت در داخل و خارج از ایران قبل از اسلام و قربانی کردن فرزندان رعایا و جوانان کشور زیر پای پادشاهان برای دفع بلا و خلق لحظات خوش اشراف، خاصه در عید نوروز باستان و چهارشنبه سوری و سیزده بدر می بندند.
 
این جریان فکری، آغاز انحطاط و عقب ماندگی ایران را نه در احیای سنت پادشاهی باستان و انحراف جریان اسلام در ایران، نه در غفلت دستگاه حاکم در عصر پیشرفت غرب بعد از رنسانس، نه در فساد و دستگاه حاکم و دوری دستگاه حاکم از دین و ارزش دینی، نه در تهاجم همه جانبه نظامی، فرهنگی و سیاسی غرب علیه اسلام و ایران، بلکه در حمله اعراب به ایران و ورود دین اسلام به ایران دانسته، ایرانیت و هویت ملی را رمز عبور از این دوران و رسیدن به شکوفایی ایران می دانند.
 
این جریان همواره برای دستیابی و تحقق آمال و آرمانهای خود، حضور در بدنه قدرت و حاکمیت را پذیرفته و برای آن تلاش کرده اند.
 
گاهی در قالب دفاع از استبداد مدرن رضاخان، گاهی در لباس دفاع از نفت و جنبش ملی شدن نفت، گاهی در قالب همراهی با روحانیت برای پیروزی و سپس تلاش برای کنار زدن آن، و گاهی نیز با نام اصولگرایی و سپس تلاش برای شکست این آرمان اقدام كرده اند.
 
 از جمله اقدامات مهم این جریان در تاریخ سیاسی معاصر عبارتند از : تلاش برای ایجاد انقلاب مشروطه در قالب مشروطه سلطنتی و مخالفت با مشروطه مشروعه؛ مشروطه سلطنتی ضمن پذیرش الگوی حکومتی غربی و دوری از الگوی حکومتی اسلامی، بازسازی سلطنت و پادشاهی دیرینه ایرانی و تعریف حکومت به صورت بسیار ظریف و برای جلوگیری از ادامه حضور مردم در عرصه مدیریت جامعه بوده است و با همین پیشینه مخالف مشروطه مشروعه بوده، آنرا انحراف مشروطیت از مسیر اصلی خود می دانست.
 
این جریان در جهت منزوی كردن روحانیت و اندیشه سیاسی – اجتماعی اسلام، اندیشه سیاسی اسلام و ایران فقط تا عصر مشروطه پرداخته، و از بین اندیشمندان عصر مشروطه به طرز مشکوک، فقط به اندیشه سیاسی نائینی (برداشت از کتاب تنبه الامه و تنزیه المله) اشاره كرده. با این نگاه که نائینی مخالف اندیشه سیاسی و اقدامات عملی شیخ فضل الله بر دولت است.
 
در این نوع پردازش دو نکته وجود دارد؛ اولا افراد این جریان فضایی که از مخالفت شیخ فضل الله با مشروطه برای حوزه علمیه نجف ایجاد کرده بودند زمینه ساز تحریر کتاب فوق توسط مرحوم نائینی شد.
 
ایشان به محض اطلاع از شیطنت ها و میسر انحرافی مشروطه بلافاصله از مخالفت شیخ فضل الله دست کشیده، و دستور جمع آوری کتاب خود را نمودند؛ اگرچه متاسفانه دیر شده بود و هم کتاب زمینه سوء استفاده را برای مخالفان شیخ فضل الله و جریان اسلام گرا فراهم کرده بود و هم شیخ فضل الله توسط دادگاه فرمایشی مشروطه خواهان به اعدام محکوم، و به دار آویخته شده بود.
 
تلاش برای بازسازی نظام استبدادی در قالب استبداد پهلوی و نظریه پردازی پیرامون ناسیونالیسم باستان گرایی پهلوی؛ این عمل نیز با نگاه به احیای دوران پادشاهی قبل از اسلام، جایگزینی ملی گرایی با اسلام گرایی، اقدام عملی با شعائر مذهبی و دینی از طریق تعطیلی عزاداری ها و دسته هاي عزاداری اهل بیت، کشف حجاب، آزادی بی حد و حصر، جایگزینی شعائر ملی نظیر چهارشنبه سوری، نوروز باستانی، جشن های 2500 ساله و حمایت از تحریر کتاب هایی چون هزار و یک کله، علل زوال و انحطاط ایران، شکوه و عظمت ایران باستان  ... و کمرنگ كردن اعیاد اسلامی.
 
تلاش برای نفوذ در حکومت و ایفای نقش فعال در ملی کردن تصمیمات و اقدامات نظیر تلاش فروغی برای نصب رضا شاه و پسرش محمد رضا شاه، روی کار آمدن بنی صدر در انقلاب اسلامی ایران با عنوان رئیس جمهور و احیای روش های جنگی اشکانیان در جنگ تحمیلی و نادیده گرفتن روحیه جهاد، شهادت، ایثار و روش های جنگ، مقابله و دفاع مسلمانان از اسلام در صدر اسلام و بعد از آن، که بواسطه آن در بخش زیادی از سرزمین مقدس ایران در جنگ تحمیلی از دست رفته، و تا زمان فرماندهی کل قوا بنی صدر پیروزی در جنگ نداشته ایم.
 
حضور قطب زاده، ابراهیم یزدی و ... در بدنه اجرایی و مسئولیتی کشور و موسوی در سمت نخست وزیری به مدت هشت سال، حضور و نفوذ در بدنه فکری و دانشگاهی کشور خاصه در علوم انسانی به عنوان زیر بنای فکری هر کشور،خاصه در بعد از انقلاب اسلامی ایران و تاثیر گذاری بر جریان فکری علمی، تصمیم سازی و اجرایی کشور با هدف ارتقاي ایران حتی به قیمت استفاده ابزاری از مردم. 
 
این جریان و بعد از فرار بنی صدر هرگز نتوانست شرایط مناسبی را برای فعالیت خودش فراهم نماید، بنابراين همواره زیر پوستس و در پوشش جریان های دیگر عمل كرد.
 
اما از سال 76 و بروز حادثه دوم خرداد شرایط جدیدی برای اینان، با نام آزادیخواهان افکار و اندیشه  فراهم و نقش آفرینی جدیدي را در دوره جدید رقم زدند.
 
اینان بعد از جنگ از تاسیس دولت تکنو کرات حمایت كرده، اقتصاد لیبرالیزم را در دولت هاشمی رفسنجانی و کابینه سکولار و معتقد به جدایی دین از سیاست را در دولت خاتمی بوجود آورده، و پشتیبانی کردند.
 
با پیروزی اصولگرایان در انتخابات دوم شوراها ( 1381 ) انتخابات مجلس هفتم ( 1382 ) و انتخابات ریاست جمهوری 84 ( دکتر احمدی نژاد ) تقریبا ناامید شده بودند، بنا برای حضور مجدد در عرصه قدرت و سیاست، زمینه های انحرافی دولت را از مسیر اصلی فراهم آوردند.
 
احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری و بعد از پیروزی در مدیریت قوه مجریه، با نماد حمله و تهاجم به رژیم اشغالگر قدس شناخته می شد، به نحوی که مقبولیت آقای احمدی نژاد در کشورهای اسلامی به دلیل همین روحیه در کنار سید حسن نصرا... قرار داشت.
 
در همین فضا معاون آقای احمدی نژاد از ملت اسرائیل دفاع می کند که با واکنش مقام معظم رهبری مواجه میشود .
 
احمدی نژاد در بین روسای جمهور بعد از جنگ به عنوان نماد مبارزه با استکبار جهانی و آمریکا و مدافع ملت های مستضعف و مسلمان می باشد . جایگاه دکتر احمدی نژاد در بین ملت های منطقه به دلیل خوی استکبار ستیزی و استبداد ستیزی و داشتن روحیه انقلابی به مراتب بیش از رهبران جهان عرب است، اما  در همین فضا، در بحبوحه انقلاب های اسلامی و مردمی منطقه، حلقه دوم سیاست خارجه ایران از شاه اردن و نخست وزیر کویت برای سفر به ایران دعوت می کنند که با واکنش علما و دلسوزان انقلاب مواجه شد.
 
در حالی که اصلاح طلبی در طول انقلاب امتحان خودش را پس داده، و حتی در بحبوحه فتنه 88 قائل به جدا کردن خط خود از جریان فتنه نبودند و اصولگرایان با احیای گفتمان امام و رهبری و انقلاب اسلامی، با اجرای پروژه های بسیار بزرگ و حیاتی نظیر سهمیه بندی بنزین، هدفمند سازی یارانه ها، ساماندهی 89 سفر استانی در طی کمتر از شش سال و اجرای پروژه های عمرانی بسیار عظیم در کشور امید و طراوت و پیوند ملت با انقلاب را دوباره رقم زدند.
 
در چنین دوراهی مشهود ، تیم آقای مشایی به ائتلاف اصولگرایی و اصلاح طلبی می اندیشند . سخنان اخیر آقای جوانفکر را ملاحظه کنید: «بسیاری از شاخصه های جریان اصولگرایی قادر به پیشبرد نظام نیستند، اصولگرایی امروز همچون جریان راست دیروز کهنه شده است؛ بنابراين بخشی از جریان اصیل اصولگرایی یا جریان اصلاح طلبی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری آینده ائتلاف خواهد کرد» این جمله یعنی انشقاق در جریان اصولگرایی ، ایجاد حق برای تیم مشایی و مهر ابطال بر همه جریان اصولگرایی و مشروعیت بخشی و ایجاد فضای حیاتی و زندگی سیاسی مجدد برای اصلاح طلبان ( حال معلوم نیست منظور ایشان از جریان اصیل اصلاح طلب کیانند ! ) - اجاره بسیار گران منشور کوروش و به نمایش گذاردن آن در ایران ، نامیدن روز بازگرداندن منشور کوروش به انگلیس به عنوان روز مهم و به یاد ماندنی ، پشتیبانی از تولید CD مشکوک و هدفمند ( ظهور نزدیک است ) ، تلاش برای ایجاد سازمان دانشجویی – شاید به عنوان رقیب برای سازمان بسیج دانشجویی - ، تلاش برای تسلط بر شبکه ها و سازمان ملی جوانان کشور و... تا حد گفتگوی تلویزیونی پر حاشیه رئیس جمهور در خصوص عملکرد نیروی انتظامی و اعتقادات فرهنگی ، ادعای رئیس محترم جمهور به حضور خانمها در کنار آقایان به عنوان تماشاگر در ورزشگاههای فوتبال کشور و ... نشان از حیات آرام و همراه با نفوذ عمیق این جریان در درون دولت اصولگرا می باشد . ادامه دارد ...
پربازدیدترین آخرین اخبار