کد خبر:۱۲۶۲۰۹
نگاهي به اجراهاي نمايشي جشنواره تئاتر دانشگاهي؛
«سايه خواني»، تلخ، تيره، تاريك و...
تئاتر «سايه خواني» تنها در يك گام موفق بود آن هم به پس و آن هم در ايجاد رخوت و سستي و خستگي ناشي از چيدمان سرد و تاريك و ياس آلود.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، آيا مهم است كه يك اثر هنري چقدر بر مبناي زيبايي شناسي آن قالب استوار باشد، آيا مهم است كه در يك اثر هنري تا چه اندازه ريتم، بازي، روايت، ديالوگ، دكور، حركت، صدا، نور و در كليت اثر، ميزانسن قابل دفاع تمرين شده، حرفهاي، درست و اصولي باشد؟
آيا مهم است كه يك تئاتر بتواند حس مورد نظرش را به شكلي تام و تمام و جامع و مانع به مخاطب منتقل و القاء كند؟
اينها همه مهم است. اينها اصول و اصالت و اساس هنر است به ويژه هنر تئاتر كه به زندگي شهره است و به تكاپو و تمرين، استوار.
اما در كنار تمام اينها، چيز ديگري هم مهم است و آن مضمون و محتواي اثر و داستان و روايت آن است.
تئاتر «سايه خواني» كه در جشنواره تئاتر دانشگاهي اجرا شد در هيچكدام از دو محور مورد اشاره در فوق نتوانست به درجهاي قابل قبول برسد و پاسخگوي انتظارات به جاي تماشاگر باشد.
اين تئاتر تنها در يك گام موفق بود آن هم به پس و آن هم در ايجاد رخوت و سستي و خستگي ناشي از چيدمان سرد و تاريك و ياس آلود.
آيا به راستي اين همه تلخي و تاريكي و وهم و نااميد و زجر و درد لازم است؟ آيا تماشاگر امروز جامعه ما به اين چيزها نياز دارد؟ آيا اينها اولويت ماست.
سوال اساسي اين است كه چنين ايدهها و مضامين و سوژههايي از كجا و چگونه و چرا به ذهن نوسيده و كارگردان تئاتري ما رسوخ و نفوذ مي كند؟
قصد تفتيش عقايد نداريم، بحث فضا و زمينهها و ايرادات كار است كه يكسره منتهي به چنين چيزهايي مي شود آن هم در اين سطح از كيفيت اجرا و ارزشمندي متن و اثر به نمايش درآمده.
مدرس زباني براي كار به خانهاي مي رود كه آگهياش را در روزنامه ديده و خانهاي متعلق به يك پيرزن، با يك خدمتكار كه برادرزن اوست فضاي تاريك و سرد و رخوت زده و حسرت بار و عسرت آلودي كه با شبح و وهم و مرگ و غم دست به گريبان است و البته پايانش به مرگ و نيستي منتهي مي شود.
وهم، اگر در مجراي خود هدايت نشود و خيال و حتي غم و درد و تخيل ناشي از آن، اگر در مسيري صحيح و اصولي با مباني درست و ارزشمدارانه مورد توجه و استفاده قرار نگيرد به همين جا منجر مي شود كه بسياري از تئاترهاي جشنواره تئاتر دانشگاهي به آنجا رسيده است.
فضاهاي تلخ و تيره و غمبار و وهم آلود و پر از ياس و نااميدي و نيستي و البته با نقش تعيين كننده خودكشي و نهيلسيم و پوچي و .....
وقتي محصولات و توليدات و خروجيهاي دانشگاه و دانشجو، چنين باشد و وقتي نيروهاي جوان و نوپا و آينده ساز، آن هم در عرصه و جرگه هنر، چنين مايوس و رخوت زده و عبرت بار و حسرت آلود باشند، ديگر چه توقعي مي توان داشت از آن فضا و برآيندي كه از اين فرآيند حاصل خواهد شد؟!
سايه خواني، همچون ساير امثال و اقرانش مشحون از تلخي و تيرگي بود و البته همانطور كه گفتيم بي رعايت اصول و استانداردهاي هنري تئاتر.
اي كاش حداقل ما را به شكل درست و با رعايت معيارهاي زيبايي شناسي بصري به سمت نيستي و نابودي و تلخي و وهم و بيچارگي رهنمون مي كردند!/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰