گر حکم شود که مست گيرند در شهر هر آنکه هست گيرند
يك روزنامه نگار و اصلاح طلب نوشت: اگر در منطق ما سخنان مهدي كروبي در باب اصلاح طلبان مشاركتي و مجاهدين انقلابي جفاست، سخنان اصلاح طلبان مشاركتي و مجاهدين انقلابي در باب نيروهاي فراتر از محدوده خود نيز جفاست و بياخلاقي سياسي به نظر ميرسد.
به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، اين روزنامه نگار در ذيل مطلبي با عنوان «سانتراليسم دموكراتيك، خوب يا بد؟» به نقد رفتار اصلاح طلبان با يكديگر پرداخت و نوشت: ميگويند كه مهدي كروبي، جايگاهي محوري در حزب اعتماد ملي دارد و برخورداري از چنين جايگاهي، دموكراسي در حزب را در پاي سانتراليسم مركزي قرباني ميكند و باعث ميشود كه صداي حزب، نه صداي اعضا صداي راس باشد.
وي در ادامه با تاييد اين نظريه مينويسد: اما اين آسيب تنها گريبانگير حزب اعتماد ملي و مهدي كروبي نيست و ماجرا در كليت اردوگاه اصلاح طلب بر همين منوال است؛ اگر از اعتماد ملي بگذريم آيا در ديگر احزاب، اين نخبگان حزبي نيستند كه به جاي بدنه حزب تصميم ميگيرند؟ به واقع بدنه و هواداران احزاب جناح چپ تا چه حد در انتخاب دبيركل مجموعه خود دخيل هستند؟ تصميم گيريهاي حزبي تا چه ميزان برآمده از خواست و مطالبات بدنه است؟
اين روزنامه نگار در ادامه با اشاره به سخنان مهدي كروبي پيرامون اختلاف افكني در اردوگاه اصلاح طلبها نوشته است: ميگويند كه مهدي كروبي، نيروهاي اصلاح طلب در احزاب همچون مشاركت و مجاهدين انقلاب را تندرو و راديكال معرفي كرده و با چنين سخناني راه را براي حذف اجتماعي آنها گشوده است.
اين فعال سياسي با بيان اينكه اگر بخواهيم اين سخن کروبي را مصداق تخريب شخصيت بگيريم و نكوهيده بدانيم، آنگاه بايد به تامل در سخناني كه برخي دوستان مستقر در احزاب اصلاح طلب ديگر مطرح ميكنند نيز بنشينيم؛ آنگاهي كه آنها هم علت شكست اصلاحات را برخي تندرويهاي نيروهاي جوان اصلاح طلب و دانشجويان ميدانند.
عضو شوراي سردبيري روزنامههاي توقيف شده شرق و هم ميهن با بيان اينكه «سخن مهدي كروبي در متهم كردن ديگر گروههاي اصلاح طلب» به تندروي اگر ناجوانمردانه و نادرست باشد، سخن دوستان مشاركتي و مجاهدين انقلاب ما در متهم كردن لايههاي جدي تر اصلاح طلب نيز مشمول همين حكم است، مينويسد: اگر گفتار مهدي كروبي به «خودي و غيرخودي» كردن عرصه سياست اصلاح طلبانه منجر ميشود، گفتار ديگر دوستان مستقر در احزاب اصلاح طلب نيز آيا چنين پيامدي نداشته است؟ اما شايد جالب ترين قسمت يادداشت اين روزنامه نگار مربوط به اجماع نظر گروهكهاي اصلاح طلب در مورد مواضع آنها، بخصوص در انتخابات باشد.
وي در اين رابطه با يادآوري مخالفت برخي اصلاح طلبها با تشكيل جبهه دموكراسي خواهي مصطفي معين مينويسد: مخالفت مهدي كروبي با جبهه اصلاحات مبني بر حساب و كتاب و منافعي است كه اين انتخاب براي او ميتواند داشته باشد، اما آيا مخالفت برخي با جبهه دموكراسي خواهي و حقوق بشر نيز چنين مبناي مشابهي نداشته است؟
اين روزنامه نگار تاكيد ميكند: مهدي كروبي مخالف طرح كانديداتوري خاتمي است و حاضر نيست به راحتي زمين سياست را تحويل حاميان كانديداتوري خاتمي بدهد؛ همچنان كه عده اي ديگر نيز مخالف طرح نام عبدالله نوري هستند و طرح نام وي را خارج از محاسبات سياسي خود قلمداد ميكنند.
نويسنده روزنامههاي دوم خردادي در پايان با بيان اينكه اوضاع عمومي در اردوگاه اصلاح طلبان بدين ترتيب يك روال كلي دارد و چه جاي آن است كه فردي از درون اين اردوگاه، ديگري را به خاطر رفتارهايي نكوهش كند، نوشته است: اتفاق جديدي نيفتاده است و گويي تنها يك تفاوت وجود دارد و اين بار، متفاوت از قبل آنكه متهم ميكرد، در جايگاه متهم قرار گرفته است./انتهاي پيام/