کد خبر:۱۲۶۴۳۷
بازديد از آسايشگاه ثارالله؛
قطعه اي از بهشت
صبح امروز جمعي از كاركنان سازمان بسيج دانشجويي و «خبرگزاري دانشجو» آمده بودند تا با جانبازان آسايشگاهي ديدار كنند كه هر كدامشان كوهي از صبر و دلي سرشار از شوق و اميد داشته و در قطعه اي از بهشت تسبيح گوي پرودگار خويش هستند.
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ در يكي از خيابانهاي شمالي تهران، آسايشگاهي براي جانبازان قطع نخاعي در نظر گرفته شده كه در يك بازديد دو ساعته، رئيس و جمعي از كاركنان سازمان بسيج دانشجويي را پذيرا شد؛ آسايشگاه جانبازان ثارالله كه ولو اندك مرهمي بر دردهاي بسيجيهاي قطع نخاعي دفاع مقدس است.
يك جانبازي در حياط آسايشگاه توجه بازديدكنندگان را جلب ميكند و ويلچرنشين خاطرات ماندگار دفاع مقدس درددلهايي دارد كه بيشتر از جنس حرفهاي ناب است؛ موج اخلاص حرفهايش تمام حزب و باند و جناح را در مينوردد و عنوانهاي پرطمطراق و دو سطري را بر نميتابد و همان جا سوال ميكند آن مسئول فلان اداره آيا نماز هم ميخواند؟
در بين صبحتهاي اين جانباز كه در كربلاي پنج نخاعش گلوله خورده ميتوان جملاتي پيدا كرد كه جنسي ديگر دارد؛ وقتي در كنكور در رشته زبان انگليسي دانشگاه شهيد بهشتي قبول ميشود به خاطر اينكه يك همراه را هميشه معطل خود نكند از درس انصراف ميدهد.
اين جانباز نخاعي، در ميان گلايههايش ثواب يك ساعته پرستارش را با همه آن مجالس پرآب و تابي كه تنها به اسم دين و به نفع خود برپا ميكنند عوض نميكند؛ چه نسلي را ما زود از ياد برديم، نسلي كه در عنفوان جواني به همه دنيا پشت پا ميزند و در خطي صف ميايستد كه تنها بارانش گلوله بوده است.
حيف است پاراگرافهايي از صبحتهاي اين عزيز را حذف كنيم كه از ادعاي خالي خدمت حكايت داشت و ميگويد كه به بيرون از در آسايشگاه به هيچ شهروندي نميتوان اعتماد كرد؛ دلم نميخواهد ديگر به شهر بروم و بياعتماديها را نظارهگر باشم و به زمانهايي تأسف بخورم كه بوي اخلاص در جامعه پيچيده بود.
دو جانبازي ديگر كه در طبقه دوم آسايشگاه بر ويلچرشان نشستهاند و هر دو هم قبلا كشاورز بودهاند، يكي از قم ميآيد و ديگري اصليت ايلامي دارد؛ صبوريشان مثال زدني است با اينكه از جواني بر روي ويلچر نشستهاند و تمام مرارتهاي بدون پا بودن را ديدهاند.
اما چند متر آن طرفتر جانبازي روي تختش نشسته است كه از بيتوجهيها گله دارد و كمي از حالت صبوري درآمده و حرفهايي ميزند كه از يك جانباز انتظار نميرود ولي مثل اينكه روحش از پُز دادنهاي خدمت و يكسان نبودن عمل و حرف مسئولان عذاب ميكشد.
پرسپوليسيترين جانباز نيز كه در تختش دراز كشيده و دستي در وبلاگنويسي نيز دارد با لبخندي زايدالوصف ديدارها را روحي تازه ميبخشد؛ با لهجه خوزستانياش نمي تواند عشقش به حاج همت و ولايت را پنهان كند و عنوان ميكند كه فتنهگران حتي تا آنجا پيش رفتند كه احمدينژاد را از ما گرفتند.
طبق گفته معاونت آسايشگاه ثارالله، تا كنون از جانبازان حدود 200 نفري كه از اين مركز به طور مستقيم و غيرمستقيم خدمت مي گيرند پنج نفر پزشك شدهاند و يك نفرشان نيز تخصص گرفتهاست و همچنين سه نفر مدرس، 13 نفر فوق ليسانس و 11 نفر مدرك ليسانس دريافت كردهاند.
ديدار به پايان آمده بود و در زمان خداحافظي، گروهي نيز از سوي بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور شهرري و با دستههاي گل به ديدار جانبازان آمده بود؛ بازديدها را به آنان ميسپريم و از آسايشگاه جانبازاني كه هر كدامشان كوهي از صبر و دلي لبريز از درد دارند، خداحافظي ميكنيم./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰