کد خبر:۱۲۷۱۴۹
نقد و تحليلي بر آثار رضا اميرخاني؛
نمادي از رويشهاي نسل انقلاب
مخاطبان نسل امروز نويسندگان پس از انقلاب، اميرخاني را بيشتر و بهتر با رمان زيبا و تاثيرگذار «من او» ميشناسند؛ البته اين شناخت نتيجه حاليه باطراوت و جلب نظر كنندهاي است كه حول اين رمان شكل گرفته و ناشي از ويژگيهاي منحصربفرد و جذاب اين رمان است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ رضا اميرخاني، نويسنده جوان، خوش قلم و اهل تحقيق و تدبر روزگار ما بي ترديد برايندي روشن و بكر از فرآيند پر افت و خيز نويسندگي پس از انقلاب است.
شايد بتوان مهمترين و برجسته ترين شاخصه و نماد نوشته هاي اميرخاني را چه در حوزه ادبيات داستاني چه در حوزه مقالات تحقيقي و تحليلي و چه در حوزه سفرنامه، صداقت و صراحتي دانست كه در آثار او به چشم مي آيد و موج مي زند.
مخاطبان نسل امروز نويسندگان پس از انقلاب، اميرخاني را بيشتر و بهتر با رمان زيبا و تاثيرگذار او (من او) مي شناسند؛ البته اين شناخت نتيجه حاليه باطراوت و جلب نظر كننده اي است كه حول رمان «من او» شكل گرفت و ناشي از ويژگي هاي منحصربفرد و جذاب اين رمان بود.
ويژگي هايي كه با قلم ورزيده، نوازشگر و جذاب اميرخاني توانست يكي از بهترين و جذاب ترين رمان هاي پرفروش پس از انقلاب را بيافريند، بويژه آن كه «من او» هم از جهت ساختاري حائز ويژگي هاي فني قابل دفاعي بود و هم از جهت محتوايي تداعي كننده ارزش هاي معرفتي و آلام آمال انساني و الهي.
به عبارت ديگر كار اميرخاني را در آثار شاخصش كه «من او» بر تارك آن مي درخشد، مي توان اين گونه تحليل كرد كه نويسنده با دست يازيدن به دو عنصر صداقت و صراحت تلاش مي كند با دستيابي به عنصر جذابيت و بهره گيري از آن در كنار ساير مولفه هاي فني در داستان، با توجه و تمركز بر محوريت پيام هاي معرفتي و آسماني و با رويكردي انقلابي و آرماني مخاطب را در منظومه اي ملهم از اين مباني قرار دهد.
علاوه بر ادبيات داستاني كه اوج آن «من او» بود و حتي در كارهاي پيش از آن مانند «ارميا» و پس از آن «بيوتن»، اميرخاني در قالب هاي ديگر چون سفرنامه و مقالات تحليلي نيز آثار درخوري از خود به جا گذاشته است كه از آن جمله مي توان به «نشت نشا» و «داستان سيستان» اشاره كرد.
نگارنده معتقد است داستان سيستان كه متن سفرنامه رهبر معظم انقلاب در سفري 10 روز به استان سيستان و بلوچستان از نگاه و قلم اميرخاني است، بهترين اثر نوشتاري اميرخاني طي سال هاي گذشته به شمار مي رود؛ سفرنامه اي كه مي توان آن دو عنصر آشناي آثار اميرخاني يعني صداقت و صراحت را بوضوح و روشني در آن يافت و علاوه بر آن از نوازشگري هاي متني نرم و جذاب گاه بذله گو و گاه فكاهه لذت برد.
يكي ديگر از آثار رضا اميرخاني كه به نوعي آخرين اثر نوشتاري او محسوب مي شود كه در حوزه سفرنامه منتشر شده، سفرنامه اميرخاني به كشور افغانستان است بعنوان «جانستان»؛ در اين سفرنامه اميرخاني تلاش مي كند ضمن نزديك شدن به فرهنگ، آيين، روش، منش، اخلاق و خلقيات مردم آن سرزمين تصويري صريح، بي پرده و روشن از واقعيت ها و حقيقت هاي آن به مخاطب عرضه كند.
تلاش اميرخاني در اين سفرنامه در گسترده اي از تجربه، شناخت و مواجهه عيني با واقعيات رخ مي دهد كه براي مخاطب از جذابيت قابل توجهي برخودار است؛ ضمن اينكه اميرخاني در اين سفرنامه نيز با همان نگاه ويژه و جذاب و حتي رعايت همان رسم الخط خاص خود، جزئي نگري هاي جذاب و جالب توجه سفرنامه پيشين را تكرار كرده است؛ به عبارت ديگر با بياني ملهم از ادبيات، شاعرانگي و طنزي ترد و تلخ رويكرد رئاليستي اش را در اتمسفري از فضاسازي جذاب و واژه پردازي زيبا و اديبانه به كار برده است كه البته عدم تكلف و خوش خواني و لذت بردن از ويژگي هاي مهم آن است.
بلخ، الاخر! صبح است ساقيا و مي دانم قدحي پرشراب خواهي كرد كز سنگ ناله خيز روز وداع افغان...
حالم عجيب گرفته است و حالا از عمق جان مي فهم كه عمق جان كه اين خاك، كش دارد...
بدم نمي آيد كه اگر روزي خواستم سفرنامه اي بنويسم نامش را بنهم «كش هندو كش».
ساعت هفت و نيم صبح است و از اوتل نظرگاه بيرون مي زنم. پيش از بيرون آمدن چاي سبز مي خورم با لقمه اي نان و پنير كه هر چه مي كنم قهوه چي حساب نمي كند و اين را مي گذارد به انعامي كه اضافه كرده ام به حساب دو شب اتاق. عجيب مردمي هستند مردم اين ديار هنوز روي تخت هاي قهوه خانه عده اي مست خوابند.
پتوي افغاني روي صورت كشيده اند و كيسه مال و منال زير سر نهاده اند و خرناس مي كشند بي خيال عالم و ما في ها و بدخوابي ما مرفهان نقرس زده قرص خواب خور! يكي هم سيمي از زير كيسه مال و منالش بيرون آمده و رفته است تا پريز برق؛ شايد اين يكي شارژر موبايل يا پخش موسيقي يا هر چيز ديگري باشد.
اما مجموعا همه دارايي مرد رهگذر افغان همان است كه شب زير سرش مي گذارد!.../انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰