استفاده آمریکاییها از بمبهای اتمی کوچک علیه خودشان در اقدامات تروریستی آینده
به گزارش خبرنگار سرويس انديشه «خبرگزاري دانشجو»، دكتر حسن عباسي در جلسه 272 از سلسله كلاسهاي «طرحريزي استراتژيك كلبه كرامت» گفت: در قسمتهای انتهایی سریال «فرینچ» دغدغههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آمریکا با هم ترکیب شده و بروز داده ميشود و شباهت زیادی به فيلمهاي 2012، Inception دارد.
وي افزود: پیش بینی ميشود آمریکاییها در اقدامات تروریستی آینده علیه خودشان از بمبهای اتمی کوچک به اندازه فلاسک چای با بدنه تیتانیومی یا مدل چمدانی استفاده كنند و تصميمشان بر معرفي ايران بهعنوان كشوري است كه به آنها حمله ميكند.
رئيس موسسه بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به جلسه كميته ضد تروریستی سنای آمریکا گفت: دو هفته پیش در جلسه اين كميته اظهار شد، «حالا که بن لادن مرد، القاعده در دست ایران است و ایران قرار است به ما حمله اتمی بکند.»؛ در واقع آمريكا در حال آماده سازی افکار عمومی است.
تاريخسازي جديد براي عراق با نابودي موزه بغداد در ابتداي حمله به اين كشور
عباسي گفت: در این سریال به نابودی موزه بغداد توسط آمریکاییها در جنگ عراق اشاره شده است؛ اولین کاری که آمریکاییها پس از ورود به بغداد انجام دادند، نابودی این موزه بود، هدف آنها تاریخزدایی و از بین بردن تاریخ یک کشور بود تا تاریخ جدیدی برای عراقیها بسازند.
وي ادامه داد: اين موزه در بردارنده 7000 سال تاریخ بین النهرین بود كه در کمتر از یک هفته تمام قطعات به تاراج رفته آن، در سراسر دنیا ردیابی شد.
رئيس موسسه بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به حمله آمریکا به عراق عنوان كرد: آمريكايي ها در اين حمله بشدت مراقب وزارت نفت، استخبارات عراق (سرویس اطلاعات) که بیش از 100 میلیون دلار ارزش اطلاعاتی داشت و موزه بغداد بودند؛ در واقع آمریکاییها منابع اطلاعاتی، فرهنگی و اطلاعاتی عراق را تسخیر کردند.
عباسي گفت: با وجود اين اقدامات در حمله به عراق، وزیر امور خارجه ایتالیا پس از ورود به عراق در روز چهارشنبه، 29 ارديبهشت 90 اظهار کرد، بهترین الگوی دموکراسی برای خیزشهای عربی منطقه، عراق است.
هدف سريال «فرينچ» علمي جلوه دادن مسئله تناسخ يعني حلول روح در جسم دیگر است
وي با تحليل قسمت 12 اين سريال گفت: در اين قسمت ویلیام بل (مسافر قاچاق) با استفاده از دستگاه نفس ربا - دستگاهي كه از طريق نظام مغناطیسی اقدام به ربودن مغز افراد ميكند - در مغز اولیویا حلول میکند؛ در واقع ذهن اولیویا را با استفاده از نوشیدنی که در عالم موازی به او دادهاند، به خواب بردهاند و برای مدتی محدود ذهن ویلیام بل در جسم اولیویا نشسته است.
رئيس موسسه بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز گفت: شبههای که در این قسمت وارد میشود آن است که مسئله تناسخ يعني حلول روح در جسم دیگر را که در تفکر هندوها جایگاه ویژهای دارد، از نظر علمی توجیهپذیر جلوه میدهد.
عباسي گفت: در اين سريال نفس، روح و ذهن، مادی در نظر گرفته شده و آن را انرژی میداند. آنچه ما نفس میدانیم، در ادبیات غرب Soul نامیده میشود؛ در این قسمت این طور پنداشته شده که سلولهای بدن انسان در اثر نیروی مغناطیسی به هم پیوسته ميشود، فردی که نفس آشام Soul Vampire نامیده ميشود، با قرار گرفتن در نزدیکی فردی که قصد خودکشی دارد، انرژی مغناطیسی او را دریافت میکند، بنابراین میدان مغناطیسی بدن فرد چنان قوی میشود که نمیتواند بمیرد.
وي گفت: در قسمت 18سعی میکند پسر پیتر، نوه والترنت (وزیر دفاع جهان موازی) که همانند پدرش قابلیت فعال کردن دستگاه نابود کننده جهان نخست را دارد، هر چه زودتر رشد کرده و متولد شود.
رئيس موسسه بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به قسمت 19 با عنوان مرگ مغزی بيان كرد: اين قسمت كه شبیه فیلم Inception است، سعی میکنند ویلیام بل را درون مغز یک فرد مرگ مغزی شده جای دهند؛ گویی کسی که مرگ مغزی شده است، ذهن، مغز و روح ندارد و جسمش یک خانه خالی است، در صورت موفقیت آمیز بودن این کار، میتوان ذهن یک انسان پیر را به جسم یک نوجوان منتقل کرد.
عباسي گفت: والتر بیشاپ، ویلیام بل و پیتر با مصرف LSD دچار توهم میشوند و در خواب به ذهن اولیویا میروند تا او را که در ذهن خود گم شده، بیدار کرده و برگردانند؛ منظور اين است كه پیتر او را بیشتر از خودش میشناسد و لازم است به او کمک کند تا در ذهن خودش پیدا شود. «جای انسان باید در ذهن خودش محکم و مطمئن باشد در غیر اینصورت به بدترین دشمن خود تبدیل میشود.»
وي با تحليل قسمت 19عنوان كرد: اين قسمت کپی و تقلید ضعیفی از فیلم Inception است كه با طراحی انیمیشنی بیش از نیمی از کاراکترها، به سریال ضربه هنری وارد كرده است.
رئيس موسسه بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز گفت: در قسمت 20 والتر نت قصد دارد با استفاده از سلاحی خاص دنیا را نابود کند تا فقط جهان موازی باقی بماند؛ تنها كسي كه میتواند این دستگاه را فعال کند، پیتر است؛ در عالم موازی از طریق بخش خالص پیتر در DNA پسرش دستگاه فعال میشود.
عباسي ادامه داد: دنیا در حال نابودی است، پیتر در اثر ضربه سلاح مریض شده است؛ والتر که خود را مسئول جنگ دنیاها میداند، بهمنظور درخواست بخشش و طلب كمك از خدا، عاجز و مستاصل به کلیسا میرود.
وي با اشاره به اين امر كه دستگاه نابود کننده دنیا در اين سریال سلاح هارپ است، گفت: در پروژه هارپ میدان مغناطیسی قوی از طريق تعدادی آنتن که در چند نقطه از زمیني به ابعاد زمین فوتبال قرار داده شده، ایجاد میشود كه با انتقال این انرژی به ساير نقاط جو، مناطق مختلف را از طریق ایجاد رعد و برق، زلزله و سیل ویران ميکند.
رئيس موسسه بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به اينكه پایان دنیاها بیشتر در آثار «جی جی آبراهام» دیده میشود، گفت: پایان نظم کهکشانی، پایان نظم طبیعی و پایان سیاسی و اقتصادی دنیا در این دست آثار دیده میشود.
نيويورك پایتخت مالی یهود و دومین شهر مقدس بعد از اورشلیم است
عباسي با بيان وضعيت يهوديها در آمريكا گفت: نیویورک پایتخت مالی یهود است و بعد از اورشلیم دومین شهر مقدس آنهاست و عمده بازارهای اصلی از جمله وال استریت و عمده یهودیها در این شهر مستقر هستند.
وي گفت: عمده ایرانیان در کالیفرنیا، بخصوص لوس آنجلس مستقرند و تمرکز هاليوود نیز در کالیفرنیاست؛ به همین دلیل اغلب مردم دنيا آمریکا را در کالیفرنیا میبینند.
رئيس موسسه بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز افزود: فیلم اصرار دارد که دریچه عالم موازی را در شمال شرق آمریکا، زیر مجسمه آزادی نشان دهد و در آن هیچ اشارهای به واشنگتن دي.سي، مرکز سیاسی آمریکا نمیشود.
عباسي با اشاره به آمادهسازي افكار عمومي توسط آمريكا عنوان كرد: قبل از 11سپتامبر 2001، از طریق فیلم آرماگدون که بر شمال شرق آمریکا متمرکز بود، افکار عمومی را آماده چنين رويدادي در نيويورك کرده بودند.
وي ادامه داد: در این سریال تمرکز بر منطقه شمال شرق آمریکا است و فقط آمریکا مطرح است و گویی آمریکاست که باید دنیا را نجات دهد؛ در واقع آمریکا در حال آماده کردن افکار عمومی جهان است که اگر نتوانست وضعیت اقتصادی، طبیعی و سیاسی را جمع و جور کند، جنگ جهانی به راه اندازد.
رئيس موسسه بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز گفـت: صحنه نهایی قسمت 21، تصویر تابلویی است که پایین برج جایگزین برجهای دوقلوی ویران شده نیویورک در سال 2006 نصب شده است؛ در واقع جنگ دنیاها را مجددا گوشزد، و بهانهجویی میکنند که 11 سپتامبر جدیدی به وجود آورند.
عباسي با اشاره به طراحي ويندوز بهمنظور جاسوسی عنوان كرد: «ان.اس.اي»، اطلاعات را توسط شبکه اينترنت و فضای سایبری از طریق کارتهای اعتباری به یغما میبرد؛ هر فردي که از کارت اعتباری استفاده كند، ردیابی ميشود و این مفهوم کنترل جمعیت است.
وي افزود: در قسمت 22 وقتی همه مردند، در سال 2026 يعني 15 سال جلوتر از روند طبیعی زمان هستند. جهان موازی از بین رفته است؛ پیتر و اولیویا ازدواج کردهاند و والتر بیشاپ در زندان است.
رئيس موسسه بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز در ادامه تحليل قسمت 22 گفت: والتر نت برای انتقام گیری از نابود کردن جهان موازی، اولیویا را میکشد و ناامنی ایجاد میکند، لذا مجبور ميشوند والتر بیشاپ را از زندان آزاد کنند تا جلوی کارهای والتر نت را بگیرد؛ نام بمبهای استفاده شده توسط نیروهای والتر نت «پایان دهنده دنیا» است.
عباسي ادامه داد: پیتر دوباره وارد دستگاه میشود و به 15 سال پیش باز میگردد و جلوی والترنت را میگیرد؛ در پایان سریال، اولیویا زنده میشود، عالم موازی که نابود شده بود، مجددا احیا میشود، نبرد دنیاها حل میشود و ثبات به عالم باز میگردد و مشکلات توسط آمریکاییها حل میشود.
بستر تعلیق این سریال تبیین جهان موازی يعني نسبت میان عالم نخست و عالم موازی است
وي در نقد فیلمنامه سریال «فرینچ» اظهار داشت: بستر تعلیق این سریال تبیین جهان موازی يعني نسبت میان عالم نخست و عالم موازی است.
رئيس موسسه بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز گفت: این سریال يك خط تعلیق اصلی و دو خط تعلیق فرعی دارد؛ خط تعلیق اصلی آگاه شدن مردم از توطئههای جهان موازی علیه عالم نخست است که این توطئهها باید توسط مردم خنثی شود، خطوط فرعی، نوسان رابطه پیتر و اولیویا و علوم جدیدی است که در هر قسمت توسط توطئهگرها مطرح میشود و مردم آن را خنثی كرده و نظریه علمی بالاتری ایجاد میکنند.
عباسي با بيان مولفههای استراتژیک سریال «فرینچ» گفت: القاي منتاليسم، القاي سوبژكتيويسم، القاي جهان موازي، القاي ساينتيفيسم (اصالت دانش، اعتقاد به اينكه با دانش میتوان همه چیز را حل کرد)، القاي داروینیسم، القاي ترنس اومانیسم (ایدئولوژی ماوراي بشرگرایی)، القاي جهان وطنی، القاي گلوباليسم (جهان گرایی)، القاي متروپلیتیزیسم (جامعه مادر شهر، یعنی اگر آنجا درست شود همه جا درست است و اگر آنجا خراب شود، همه جا خراب است)، القاي جنگ دنیاها، القاي آخرالزمان گراها (آپوکالیپتیزم) و القاي آرماگدونیسم است.
وي در خاتمه عنوان كرد: در فضای سایبری آمریکا «زندگی دوم Second Life » مطرح است؛ براي پيدا كردن راههای مواجهه با زنای ذهنی، زندگی دوم و موارد مشابه، ضروري است بیشتر در خودمان و ظرفیت ذهنی خودمان تامل كنيم./انتهاي پيام/