کد خبر:۱۲۷۲۵۸
آیتالله جوادی آملی:
دست يافتن به پيام قرآن با تفسير ظاهري آن ممكن نيست
آيتالله جوادي آملي با بيان اينكه در تفسير ظاهري قرآن، با بررسي يك يا چند آيه نميتوان به پيام قرآن دست يافت، گفت: براي پيبردن به پيام قرآن ضروري است همه آيات در كنار يكديگر مورد توجه قرار گيرند.
به گزارش گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»، آیت الله جوادی آملی در پاسخ به سئوالی مبنی بر روشهای تفسیری اهل بیت (ع) گفت: روشی را كه اهلبيت (ع) طى كرده و امضاء كردهاند، يك راه عمومى است كه ديگران نيز مىتوانند اين راه را طى كنند.
وي تصريح كرد: اهل بيت (ع) ظاهر آيه و يا سوره يعني آنچه از لغت، جمله، قراين، سياق و فرهنگ محاوره به دست مىآيد را حجّت مىدانستند و از طريق ظاهر قرآن آيات را تفسير مىكردند، اما اين روش راه عمومي است كه سايرين نيز ميتوانند از آن استفاده كنند.
جوادي آملي با اشاره به نوع دوم تفسير گفت: نوع دوم تفسير به تعيين حدود احكام و شرايع الهى مربوط است و اين نوع مختص به ائمه (ع) بوده و از راه وحى به دست مىآيد و ديگران از آن بىنصيب هستند كه در اين شيوه آنها مطلق هاى قرآنى را مقيّد كرده، تخصيصات مربوط به عمومات را ذكر مىكنند، شرايط و يا موانعى را بيان مىدارند.
اين مرجع تقيليد افزود: اين نوع از تفسير، از ظاهر و لفظ عبارات قرآنى و از سياق آيات، جملات و كلمات به دست نمىآيد و مانند قيد و يا شرطى كه براى نمازها ذكر مىشود، مثل اينكه نماز صبح دو ركعت باشد و بلند خوانده شود و بسيارى از امورى كه شرايط، موانع، حدود، قيود و تخصيصات را بيان مىدارد و مبهمها را معين مىكند، از اين قبيل است.
وي ادامه داد: پيامبر اسلام (ص) وحى تشريعى را از خداوند سبحان دريافت مىدارد و ائمه (ع) چون داراى رسالت و نبوّت نيستند، وحى تشريعى دريافت نمىكنند بلكه از وحي هاى تسديدى و إنبائى و از الهام و ديگر اقسام وحى بهره مىبرند.
نزول قرآن مانند نزول باران به تجافى نيست بلكه به تجلّى است
آيتالله جوادي آملي گفت: نوع سوم تفسير ائمه (ع) مربوط به باطن قرآن است. قرآن كتابى است كه نازل شده است و نزول آن به تجافى نيست بلكه به تجلّى مىباشد. نزول قرآن مانند نزول باران نيست، باران وقتى كه از ابر فرود مىآيد، به تجافى نازل مىشود.
اين مرجع تقليد در توضيح نزول تجافي گفت: در اين نزول، قطره باران تا زمانى كه در بالا هست در پايين نيست و چون در پايين منتقل شود در بالا نخواهد بود. نزول قرآن همانگونه كه على (ع) در نهجالبلاغه به آن اشاره مىكند به نحو تجلّى است و از بيانات نورانى امام صادق (ع) و ديگر ائمه نيز اين حقيقت استفاده مىشود.
وي ادامه داد: «فَتجَلّى لهُم سُبحانَهُ فى كتابِهِ من غير أن يكونوا رأوه» خدا در قرآن براى بندگانش تجلّى كرده است و آنها او را نمىبينند. در نزول به تجلّى آن حقيقت، در عين حال كه در مبداء و منبع هست مرحله وسطى و رقيق شده آن به اوسط مراحل و مرحله نازلتر و رقيقتر شده آن به پايينترين مراتب مىرسد و از اين طريق در دست ديگران قرار مىگيرد.
آيت لله جوادي آملي گفت: اگر انسان به مطلب عقلى و عملى بعد از تحقيق مجتهدانه در ذهن پي ببرد و نازل كند، اين نزول به تجلى است. مطلب علمى كه از ذهن تنزل پيدا مىكند مانند اشكى نيست كه از چشم پايين مىريزد؛ زيرا در اين صورت بعد از تنزل مطلب، در قلب و ذهن فرد چيزى باقى نخواهد ماند.
اين استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: در هنگام تنزل يك مطلب علمى نخست در محدوده خيال براى آن يك مقدمه، چند فصل و يك خاتمه و همچنين فارسى و يا عربى بودن آن در نظر گرفته مىشود و بعد از آن دست به قلم برده و مقاله يا كتابى تدوين مىشود و يا آنكه سخنرانى و گفتارى در مدّت يك ساعت و مانند آن ارائه خواهد شد.
وي گفت: سخنرانى يا كتابي كه به تجلّى نازل شده، داراى دو طرف است، يك سوى آن در معرض شنيدار و ديدار ديگران و سوى ديگر كه طرف بالا و عميق آن است به ذهن گوينده و نويسنده متعلق است و كسى كه آن را شنيده و يا مىخواند گاه از فهم آن و صعود به مقصود، باز مىماند و گاهى به مقصود گوينده و نويسنده راه مىيابد.
استفاده از معرفت نفس بهمنظور شناخت بهتر آثار الهي و كيفيت نزول قرآن
اين استاد اخلاق گفت: معرفت نفس انسان در شناخت آثار الهى مفيد است و از آن براى كيفيت نزول قرآن مىتوان استفاده كرد. قرآن كه به نحو تجلّى تنزل شده است ريشه اصلى آن در ام الكتاب است و خداوند سبحان از جايگاه آن بدينسان خبر مىدهد: «و انّه فى امّ الكتاب لدينا لعلّى حكيم» يعنى، به درستى كه قرآن در ام الكتاب نزد ما است و همين كتاب در نزول به تجلّى به صورت عربى مبين ظاهر مىشود.
آيتالله جوادي آملي ادامه داد: در كليه مراحل تجلي قرآن از امالكتاب تا عربى مبين به وساطت فرشتگان و مانند آن، يك حقيقت است؛ لذا كسى كه با لغت عربى و مانند آن آشنا است در همان محدوده از آن استفاده مىكند و كسى كه به راه نزول قرآن آشنا باشد از ظاهر پى به باطن مىبرد و از باطن به باطن باطن.
وي گفت: اهلبيت (ع) فرمودهاند كه براى قرآن ظاهر و باطنى است و براى باطن آن باطن ديگر است و براى باطن باطن آن بر همين قياس باطنى مىباشد، پس يكى از راه هاى اهلبيت (ع) در تفسير قرآن اظهار و بيان باطن قرآن است؛ زيرا آنها به بطنهاى قرآن انس كامل دارند و به سيرى كه قرآن در آن نزول كرده آشنا هستند.
اين مرجع تقليد با بيان نوع چهارم تفسير گفت: راهى كه اهل بيت (ع) در تفسير قرآن پيمودهاند و آن را نيز ترويج كرده و بر آن تكيه نموده و شواهدى فراوان را نيز ارائه دادهاند، همان راهى است كه استاد علامه طباطبايى پيموده و در اين روش برخى از آيات قرآن به كمك بعضى ديگر از آيات تفسير مىشوند. در بعضى موارد اهلبيت (ع) آيهاى را تفسير مىفرمودند و چون از آنها در مورد دليل آن تفسير پرسش مىشد، در پاسخ آيهاى ديگر را ذكر مىكردند.
آيتالله جوادي آملي در ادامه بحث تفسير آيه به آيه گفت: در زمان يكى از خلفا، مادرى شش ماه پس از ازدواج، فرزند خود را به دنيا آورد، خليفه به رَجم او حكم كرد و اهلبيت (عليهمالسّلام) با حكم خليفه با استناد به آيات قرآن و از طريق انضمام آيات با يكديگر، مخالفت كردند و بدين ترتيب هم حكم خداوند را بيان نمودند و هم خون بىگناهى را حفظ كردند. در يك آيه، مجموعه دوران باردارى تا پايان شيرخوارگى كودك سىماه بيان شده «و حملُه و فصالُه ثلاثون شهراً» و در آيه ديگر، شيرخوارگى كامل دو سال معرّفى مىشود. «و الوالدات يُرضعن اولادهنّ حَولين كاملَين» و چون دو سال يعنى بيست و چهار ماه از سى ماه كم شود مدّت شش ماه براى حداقل دوران حمل باقى مىماند.
اين استاد حوزه عنوان كرد: اين نوع از تفسير نظير نوع اوّل يك راه عمومى براى تفسير است و هر انسانى كه در خدمت قرآن بوده و با آن انس بگيرد، مىتواند از ارجاع آيات قرآن به يكديگر و جمع آيات، پيام و كلام خاص را از قرآن دريافت دارد. در نوع نخست به ظاهر يك آيه و يا سوره استناد مىشود و در آن حال نمىتوان گفت قرآن در اين مورد اين مطلب را بيان مىدارد، بلكه بايد گفت اين آيه و يا اين چند آيه، اين پيام را دارند.
وي در خاتمه گفت: وقتى مىتوان از پيام قرآن درباره يك مطلب سخن گفت كه همه آيات قرآن در كنار يكديگر مورد توجه قرار گرفته و با اجتهاد، از تفسير برخى آيات نسبت به بعضى ديگر بهرهبرده شد. در اين مرحله نيز نمىتوان گفت نظر اسلام در مورد اين مطلب همان است؛ زيرا براى اين ادعا بايد رواياتى را كه درباره مطلب مورد نظر وارد شده در كمال اجتهاد بررسى نموده و با استعانت از براهين عقلى در خدمت قرآن قرار گرفته و به جمعبندى و نتيجهگيرى همت گمارد. /انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰