کد خبر:۱۲۷۶۰۰
شهيد بروجردي:
تنها براي پیاده شدن حکم خدا بايد شمشير زد؛ وگرنه مبارزه فایدهای ندارد
شهيد بروجردي معتقد بود كه تنها براي پیاده شدن حکم خدا بايد شمشير زد و اين همه هدف ماست؛ در غير اين صورت دیگر مبارزه فایدهای ندارد، حالا چه شاه باشد، چه کس دیگری!
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ فعاليتهاي قبل انقلاب شهيد بروجردي به گونهاي بود كه يك نمونه آن را مادرش نقل ميكند: «خانه ما در محله مولوی تبدیل شد به مرکز انتشار اعلامیه ضد رژیم. محمد به همراه چند نفر از دوستانش در طبقه همکف یکی از اتاق ها سه چهار دستگاه خیاطی گذاشتند و عده ای بیوقفه پشت این چرخها کار میکردند. این ظاهر قضایا بود. درست در زیر زمین همین اتاق آنها چاپخانه مجهزی داشتند که شبانه روز کار میکرد. سرو صدایش تمام محله را برداشته بود، ولي باعث سوءظن کسی نمیشد. هر کس به خانه میآمد فکر میکرد این همه سرو صدا مال آن چهار تا چرخ خیاطی است.»
شهيد بروجردي با درس هایی که از فعالیت های سیاسی- تبلیغاتی گرفته بود، نهایتا به این نتیجه رسید که در راه سرنگونی دیکتاتوری آمریکایی شاه صرفا به مبارزه سیاسی نباید بسنده کرد، لذا در سال 1355 برای آموزش اصول و قواعد جنگهای پارتیزانی به همراه چند نفر به سوریه رفت و در آنجا با شخصیت روحانی برجسته لبنان، امام موسی صدر از نزدیک آشنا شد و با گذراندن دوره های آموزش نظامی و چریکی نزدشهید چمران و شهید محمد منتظری پس از دو ماه به ایران بازگشت.
اگر عمل به حكم خدا باعث «انحصارطلب» ناميدن ما ميشود، ما به این معنا، انحصارطلبیم
شهيد بروجردي بعد از انقلاب براي مدت كوتاهي مسئوليت زندان اوين را بر عهده داشت كه چندان به درازا نینجامید؛ در بهار 1358 تحت نظارت شورای انقلاب و با کوشش فراوان به همراه 11 تن ديگر بازوی مسلح انقلاب اسلامی را تأسیس كردند. در آن مقطع، در شورای مرکزی سپاه فعاليت خود را آغاز کرد و به فاصله کوتاهی پس از آن، مسئولیت معاونت عملیات «پادگان ولی عصر» (عج) را عهده دار شد.
وي شدیداً به ضرورت تداوم تربیت عقیدتی-سیاسی در کنار آموزش نظامی عناصر سپاه و نظارت روحانیت انقلابی پیرو خط امام بر عملکرد کلی این نهاد انقلابی تأکید داشت و معتقد بود: «امام می فرمایند همه هدف ما، مکتب ماست. آنها که مکتب را قبول ندارند، میگویند نتیجه چنین اعتقادی میشود انحصار طلبی؛ ما اگر که شمشیر به دست گرفتهایم، باید «لتکون کلمة الله هِی العُلیا» شمشیر بزنیم، برای اینکه حکم خدا و دین خدا روی کار بیاید. اگر هدف ما اجرای حکم خدا و حاکمیت دین او نباشد، دیگر مبارزه چه فایده ای دارد؟ حالا چه شاه باشد، چه کس دیگری، آن وقت چه فرقی خواهد داشت که ما برای چه کسی می جنگیم؟ بحث ما و هدف ما این است که حکم خدا پیاده بشود. اگر عمل به این وظیفه باعث می شود ما را «انحصارطلب» معرفی کنند، البته به این معنا ما انحصارطلبیم.
جهاد مسیحایی در غرب
با گسترش غائلهآفرینی تجزیهطلبان تحت الحمایه آمریکا و بعث عراق در کردستان، شهيد بروجردي در رأس گروهی از سپاهیان کم ساز و برگ انقلاب، ابتدا به «کرمانشا» و از آنجا به «سنندج» ميرود.
از همان بدو ورود به منطقه، در شرایطی که سنندج و پادگان لشكر 28 ارتش در این شهر، به محاصره کامل قوای ائتلافی ضد انقلاب، از «دموکرات» و «کوموله» گرفته تا «چریک های فدایی» و «پیکار» درآمده بود، فرمانده عملیات، قلع و قمع قوای تا بن دندان مسلح ضد انقلاب در کردستان را بر عهده ميگيرد.
در عرف لیبرالي بنيصدر رزمآوران مظلوم سپاه همچون بروجردی، بي مسئولیت و مخل مدیریت جنگ معرفی میشدند
با شروع تهاجم ارتش عراق به خاک میهن اسلامی، شهيد بروجردي راهی «سر پل ذهاب» شد؛ آنچه در این دوران بر صعوبت کار شهيد بروجردي و همرزمانش در جبهههای غرب، صد چندان میافزود، تسلط بلامنازع لیبرالیزم منحط و در راس آن، بنی صدر خائن بر مقدرات جبهه و جنگ بود.
سردار شهید حاج همت در رابطه با سیاستهای مخرب لیبرالها در ماه های آغازین جنگ گفته است: «در یک جلسه نظامی، به اتفاق شهید بروجردی و سایر برادران سپاه غرب کشور به بنیصدر گفتیم عراق چندان هم که وانمود میکنید، آسیبناپذیر نیست. شما کافیست به استعداد یک تیپ نیرو به ما بدهید تا ضربات خوبی به دشمن در جبهه غرب، در عمق شهرهایش وارد کنیم. پاسخ بنیصدر را هیچوقت از یاد نمیبرم که گفته بود ما نیروهایمان را برای دفاع از جنوب لازم داریم. من حتی یک نفر هم در اختیار شما قرار نمیدهم.»
این توجیه ریاکارانه سمبل لیبرالیزم در حالی بود که خط سازش، در جنوب نیز کارنامه سیاهی از خود بر جای گذاشت.
آری، در عرف لیبرالیزم منحط، رزمآوران مظلوم سپاه، مردانی همچون محمد بروجردی، «عناصری فاقد مسئولیت» و «مخل مدیریت جنگ» معرفی می شدند. پس از حذف لیبرال ها و باند خائن «بنی صدر» از مقدرات دستگاه اجرایی کشور، سردار رشید کردستان، در راس گروهی از فرماندهان جنگ آزموده و زبده نبردهای غرب کشور جهت تشکیل، و سازمان و کادربندی یگان های رزمی نیروی زمینی سپاه در جبهه های جنوب، راهی خوزستان شد.
با وجود مسئولیت سنگین رهبری نبردهای غرب کشور، «محمد» لحظه ای از جبهه های جنوب غافل نبود، بویژه در رابطه با تثبیت فتح بستان - نبرد طریق القدس - با اجرای دو رشته عملیات انحرافی - حماسه شگرف «فتح المبین» - در دوم فروردین 1361 نقشی ارزنده و اساسی ایفا کرد.
منبع: تلخيص از سايت شهيد آويني /انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰