کد خبر:۱۲۷۶۹۷
پارسانيا:
وصول در فرهنگ انتظار، مقتل عشق است
رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: وصول مقتل عشق است و عشق تا زماني وجود دارد كه عاشق به معشوق نرسيده باشد؛ چرا كه به محض رسيدن، ملاحظه ميكند كه دستيابي به عشق، هوسي بيش نبوده است.
به گزارش خبرنگار انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حجتالاسلام پارسانيا ديروز در دومين نشست آيندهشناسي انقلاب اسلامي كه در دانشگاه تهران برگزار شد، به بررسي و تبيين مفهور انتظار، واقعيت تاريخي انتظار و اينكه هيچ فرهنگي بدون مفهوم انتظار نيست، پرداخت.
وي گفت: انتظار فضاي بين وضع موجود با آرمان و وضعيت مطلوب است؛ انتظار فرهنگي است كه لازمه مفهومي آن اعتراض به وضع موجود است، انتظار مفهومي نيست كه به سرانجام برسد؛ چرا كه هر كس اين مفهوم را زود بفهمد، همانجا فرو ميريزد و اين همان نهيليست است.
رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: هنگامي كه تصويري از وضع مطلوب در قالب آرمان ساخته ميشود، به نهاد تبديل شده و در حكم زندان براي آدمي ميگردد، بنابراين انسان در صدد است اين زندان را فرو بريزد.
پارسانيا با بيان اينكه وصول، مقتل عشق است گفت: عشق تا زماني وجود دارد كه عاشق به معشوق نرسيده باشد و به محض رسيدن، ملاحظه ميكند كه هوسي بيش نبوده است؛ در اين حالت دو عملكرد وجود دارد يا باز ادامه ميدهد مانند كسي كه سرابي را در دور ميبيند يا فرو ريخته و خودكشي ميكند.
در انديشه اسلامي با توجه به نامحدود بودن مقصد همواره نشاط و پويايي وجود دارد
وي با بيان نگاه اسلام عنوان كرد: در انديشه اسلامي با توجه به اينكه مقصد نامحدود است، همواره نشاط، پويايي و زنده بودن ملاحظه ميشود.
رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی با بيان اينكه لازمه مفهومي انتظار اعتراض به وضع موجود است، گفت: دو نوع تعريف و نگاه به انتظار هست؛ در يك نگاه انتظار تجربه تاريخي بشر در همه حوزههاي فرهنگي، تاريخي و تمدني است و در نگاه ديگر انتظار از مفاهيم مستقر در همه تاريخها، فرهنگها و تمدنهاست.
پارسانيا ادامه داد: همه فرهنگها دنبال موعودند؛ يعني هيچ فرهنگي وجود ندارد كه در آن انتظار حضور و ظهور نداشته باشد.
وي در ادامه تصريح كرد: آيا حوزه زندگي انسان كه حوزه زيست، آگاهي و اراده است همواره در حاشيه اراده انساني شكل ميگيرد و اراده انساني مستقر بر تاريخ است يا اراده يكي از ساحتهاي انساني است و صرفنظر از اينكه متعلق به كدام فرهنگ است، در پشت هر ارادهاي الزاماتي است كه در قلمرو اختيار انسان قرار ندارد.
آيا پديده انتظار محصولي است دست ساخت انسان در حوزه فرهنگي – تمدني؟
رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه تبيين مفهوم انتظار بيان كرد: آيا پديده انتظار محصولي است كه دست ساخت انسان در حوزه فرهنگي – تمدني است يا هر فرهنگ و تمدني لازمه زيستي خود را با خود ميآورد كه هيچ اختياري در آن نيست و يك نارضايتي همراه دارد كه در قلمرو زندان انساني است.
پارسانيا افزود: تا انسان از زندان خود خارج نشود، فكر ميكند با عبور از يك مرحله خلاص ميشود، در حالي كه مكان ديگري كه نشان داده ميشود هم همين طور است.
وي با اشاره به حوزههاي معنايي گفت: حوزههاي معنايي را بايد به دو بخش تقسيم كرد؛ بخشي از آن متعلق به اعتبارات انساني و اجتماعي است و با توجه به اينكه همه دريافت هاي انسان يافتني نيست، بخش ديگر دريافت هاي يافتني و انكشافي است.
رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه با اشاره به دو نگاه پراگماتيستي و پديدارشناختي گفت: در نگاه پراگماتيستي معنا نوعي ابزار زندگي است كه به منظور تسهيل زندگي ايجاد ميشود، لذا صدق و كذب ندارد؛ ولي در رويكرد پديدارشناختي حقيقت و وجود به تعليق ميرود و علت به تعليق بردن حقيقت به خاطر نگاهي است كه در مطابقت با واقع دارد.
پارسانيا افزود: هرگاه حوزههاي معنايي تغيير كند حوزههاي زندگي انسان نيز عوض ميشود.
انسان در چنگ حقيقت است، بنابراين چگونه ممكن است حقيقت در حاشيه قرار بگيرد!
وي گفت: با توجه به تفاوت رويكرد پراگماتيستي با پديدار شناختي، دو نگاه مطرح است؛ معاني از حاشيه اراده انسان شكل ميگيرد يا اينكه اراده تا يك جايي هست و از جايي به بعد معنا ضرورت مييابد و اين مرحله ظهور واقعيت است.
رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به مفهوم صحيح حقيقت عنوان كرد: انسان در چنگ حقيقت است، بنابراين چگونه ممكن است حقيقت در حاشيه قرار بگيرد.
پارسانيا با اشاره به دو نگاهي كه در مورد انتظار وجود دارد، عنوان كرد: در نگاه اول انتظار معنا و كاركردي مانند تسبيح و بادبزن در زندگي دارد كه انسان با آن درگير است يا اينكه انتظار سوار بر همه زندگي است و همواره در متن زندگي در طول تاريخ بشري يافت ميشود كه در اين صورت يك انكشاف حقيقت است؛ يعني انسان در آن دخالتي ندارد، بلكه معنايي است كه ما نيز مجبور به تجربه آن هستيم.
وي در ادامه گفت: اگر تعريف دوم از انتظار پذيرفته شود، نفرتي از وضع موجود در وجود آدمي ايجاد ميشود؛ چرا كه با تصور وضع مطلوب به دنبال جاي ديگري است و وضعيت كنوني براي او آرامشبخش نيست.
رئیس کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به «برهان محبت» گفت: از جمله براهين اثبات واجب، برهان محبت است كه آيت الله شاه آبادي، استاد امام خميني(ره) خيلي از آن استفاده ميكردند.
پارسانيا گفت: طبق «برهان محبت» هماهنگي دو طرف درگير اثبات ميشود و در رابطه جاذب و مجذوب، محب و محبوب و موارد ديگر هر حالتي كه براي يكي اثبات شود براي ديگري نيز قابل تصور است.
وي گفت: از ملازمات انتظار دو مفهوم منتظر و منتظر است كه طبق برهان محبت نوعي هماهنگي بين اين دو برقرار است./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰