کد خبر:۱۲۷۷۰۳
نگاهی به روند شکل گیری فرقه ضاله بهاییت-بخش اول
فرقههای ضاله، فرزندان نامشروع
شيخ احمداحسائی، بنیانگذار شیخی گری در مورد امام دوازدهم ميگويد: حضرت صاحب الزمان(عج الله) به جهان هورقليا رفته و نويد ميداد كه امام(ع) در قالب و كالبد ديگري پيدا خواهد شد، همين عقيده و نظر بود كه مايه فكري علي محمد باب و فرقه بهاییت شد.
گروه اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ دین چون درختی می ماند که زمانی متولد شده، رشد می کند و به ثمر می نشیند. اگر باغبان از درخت مراقبت نکند آفات نه تنها مانع رشد و به ثمر رسیدن درخت می شوند بلکه درخت را می خشکانند.
از آنجا که هر حقیقت دینی در بستر زمان متولد شده و رشد می کند پس عجیب نیست که مورد تهاجم آفات قرار گیرد، برای محافظت از درخت دین و به ثمر نشاندن آن باید در گام اول آفات دین را شناخته سپس از دین در مقابل آنها محافظت کنیم و در نهایت این آفات را ریشه کن کنیم.
جریان های انحرافی و فرقه های ضاله از جمله آفات مهم دین به شمار می روند. این فرق و جریان ها مانند آتش زیر خاکسترند که هرگاه روشن شوند، دامان تمام جامعه را فرا خواهد گرفت. جامعه را مریض کرده و وحدت را از بین می برند.
ما به همان اندازه که محتاج به شناخت حقیم ناچار از شناخت باطلیم؛ زیرا باطل که همان پوچ است یارای باقی ماندن نداشته و برای استمرار حیات باید با حق بیامیزد. پس برای تشخیص حق ناب ناگزیر از شناخت باطلیم.آفات دین غالبا مؤثر از دو عامل است: 1.کج فهمی ها مانند خوارج. 2.قدرت طلبی ها مانند طلحه و زبیر.
واکاوی جریان های انحرافی، دقت در شخصیت رهبران آن ها و تحلیل منافع آنان برای کشورهای استعمارگر در هر مقطعی از زمان پر سود و هشدار دهنده است.
بهایی گری یکی از فرق ضاله ای است که در ابتدا با حمایت دولت عثمانی و برای ایجاد شکاف بین شیعیان ایجاد شده و سپس با حمایت کشور انگلستان وبرای تامین اهداف استعماری تا به امروز ادامه حیات داده است.
بهايي گري خود از بابي گري و بابي گري خود از شيخي گري مي آيد، شيخي گري را شيخ احمد احسايي بنيان گذارد.
شيخ احمد در زمان فتحلي شاه مي زيست و در كربلا به سرمي برد. حاصل پندارهاي شيخ احمد احسايي كه از فلسفه يونان بهره مي جست و در نظر داشت تا در قالب مذهب پياده كند، بنياد مذهب شيخي گري محسوب مي شود.
دو اصلي كه شيخ احسايي از اصول ديني حذف كرد عدل و معاد بود. وی برتر شمردن عدل را بر ساير صفات خدا جايز نمی دانست. معتقد بود كه روز قيامت انسان با تركيب و عنصري كه اكنون دارد تجديد حيات نمي كند بلكه با عنصر «هورقليائي» يعني با تركيبي ديگر از آن چه تركيبات فعلي ما را تشكيل مي دهد احياء مي شود.
شيخ احمد در مورد امام دوازدهم بر همين مبنا نظري مشابه دارد و مي گويد حضرت صاحب الزمان(عج الله) به جهان هورقليا رفته و نويد مي داد كه امام(ع) در قالب و كالبد ديگري پيدا خواهد شد. همين عقيده و نظر بود كه مايه فكري علي محمد شيرازي شد.
پس از شيخ احمد احسايي، سيد كاظم رشتي به عنوان برجسته ترين شاگرد احمد احسائي استاد هجويات و چرندبافي بود.
سيد كاظم رشتي در مقطع زماني حساسي زمام شيعه را به دست گرفت كه مسائل سياسي در منطقه به چنين افراد عوام فريبي توجه خاصي داشت و با نفي اين و آن براي دامن زدن به اختلافات از عوامل مذهبي بهرههاي زيادي مي گرفت.
روند و مشی سيد كاظم نشان مي دهد كه وي در نقش رهبري چگونه به طور مستقيم يا غيرمستقيم آلت دست قرار گرفته.
چنان كه میرزا محمد تنكابني نقل مي کند:
در زماني كه در مجلس درس حاجي سيد كاظم حاضر مي شدم و مي خواستم از مذهب ايشان اطلاعي حاصل كنم قالباً مذمت از فقها مي كردند و سخن درشت بلكه العیاذ بالله به فقها ستم مي نمودند.
در كربلا در بلواي شيخيه هيچ يك از علماي اماميه سيد كاظم را تائيد نمي كردند و همه علماي وقت منکر فضل و صحت عقيده سيد كاظم رشتي بودند.
سيد كاظم رشتي تنها كسي بود كه صاحب جواهر را احمق و مستضعف خوانده و او را شيعه نمي دانست.
سيد كاظم آن چنان بر گفتارش به ظهور امام زمان(عج الله) پافشاري و تاكيد داشتند: كه تمام شاگردانش هر آن در انتظار ظهور به سر مي بردند. او همواره بر اين جمله پافشاري مي كرد كه حضرت هم اكنون در ميان شماست.
از مطالب خواندني وي شهر رويايي و من درآوردي او مي باشد كه در كتابي به نام (شرح قصيده) از آن سخنها گفته شده است. سيدكاظم بنا به مطالبي كه شنيده بود در تفسير جلمهاي (انا مدينه العلم و علي بابها) چنين مي گويد:
مدينه العلم شهري در آسمان است كه هزاران كوي دارد و به هر كوي هزاران كوچه مي باشد.من نام هاي همه ي اين كوي ها و كوچه ها را مي دانم ولي چون بر شمردن آنها دراز است تنها به برخي از آنها مي پردازم؛
عقد صاحب رجل اسمه شلحون كوچه اي است كه دارنده اش مردي است به نام شلحون. عقد صاحب كلب اسمه كلحون كوچه اي است كه دارنده اش سگي به نام كلحون است.
اين شرايط و روش سيد كاظم محيط كربلا را به صورتي درآورده بود كه مشتي رند و اوباش را به دور وي جمع نمود و محيط را مساعد هر گونه بهره برداري ساخته بود.
بنابراين سيدكاظم رشتي و یارانش سخت مورد محبت و احترامات مقامات عثماني بودند چون شيخيه توانسته بود در زمان سيد كاظم رشتي آن چنان تضاد و تشديدي در ميان جامعه ايجاد كند كه دست ماموران عثماني را جهت مداخله در امور باز بگذارد و از طرفي نفوذ و قدرت محافل شيعي را كه از مراكز مهم نفوذ حكومت شيعي ايران به حساب مي آمد و افكاري مغاير و مخالف با خلاقت عثماني در قلمرو عثماني به شمار مي آمد سركوب نمايد.
سيد كاظم هفده سال بر همين مبنا به جاي شيخ احمد احسائي نشست و هرچه خواست كرد. ولي او كسي را به جانشيني انتخاب ننمود از اين رو شيخيان به چند گروه تقسيم شدند بدين سان پس از مرگ سید کاظم رشتی شیخیان به دو دسته تقسیم شدند.
پیروان کریم خان و پیروان ميرزا شفيع تبريزي كه به همان شيخي شناخته شدند. در اين ميان سيدي به نام علي محمد از شيراز به دعوي برخواست و گروهي از ملايان شيخي به او ملحق شدند اين گروه از دو گروه ديگر زيادتر بود.
سيدعلي محمد هم از شاگردان سيد محمد كاظم رشتي شمرده مي شد؛ وی در شيراز دعوي آغاز كرد.
ادامه دارد ...
/انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰