«قوي سياه»؛ سبُكي تحمل‌ناپذير هستي
کد خبر:۱۲۸۱۶۸
نقد و تحليلي بر آثار سينمايي هاليوود (دوره جديد) - 6

«قوي سياه»؛ سبُكي تحمل‌ناپذير هستي

«قوي سياه» را به راستي مي توان شاخص ترين اثر سينمايي دارن آرونوفسكي دانست كه توانسته است از پس يك ريسك بزرگ سينمايي، با موفقيت برآيد؛ فيلمي كه از نمونه هاي نه چندان مشابهش در سال هاي اخير، يك سر و گردن بالاتر است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ پنجمين فيلم دارن آرونوفسكي پس از تجربه هاي پيشين به نظر مي رسد در عين همچنان تجربه گرا بودن، فيلمي مهم، متفاوت، ريزبين و تاثيرگذار است.

پس از آثاري همچون «مرثيه يك رويا»، «چشمه»، «عدد پي» و «كشتي گير»، حالا در «قوي سياه» با دنياي نو و فضاي كاملا متفاوت روبرو هستيم؛ فضايي كه در آن مي توان به ذهنيات، روحيات و ممارست هاي تكان دهنده شخصيت اصلي فيلم به مثابه تلاطم هاي زندگي در دنياي امروز روبرو شد.

بستر داستاني فيلم «قوي سياه» فضايي را فراهم مي آورد تا مخاطب بتواند با لايه هاي دروني ذهني و مكاشفه در روحيات كاراكتر اصلي روبرو شود.

تمرين يكي از هنرآموزان براي دستيابي به موقعيت حضور در نقش اصلي يك نمايش باله، اين محوريت داستاني، زمينه اي مي شود براي روايت سخت، پيچيده و دقيقي كه كارگردان براي قصه پردازي فيلمش در «قوي سياه» انتخاب كرده؛ البته به تمام اينها بايد اضافه كرد، فرم سينمايي و ساختار بصري تكان دهنده و لذت بخشي را كه محملي براي اين روايت بشدت سينماورزانه قرار گرفته است.

در فيلم «قوي سياه» در واقع با يك شخصيت روبرو هستيم، اما در حقيقت لايه هاي دروني يك شخصيت را مي بينيم كه داراي مابازاهاي بيروني است كه در واقع اين مصاديق خارجي ابزارهايي هستند براي هر چه بهتر به تصوير كشيده شدن ذهنيت هاي شخصيت اصلي.

كاراكترهاي ديگر گاه در شمايل حسادت ورزي هاي مادرانه و گاه به صورت همزادآفريني و گاه در قالب مربي نمايش به تصوير كشيده مي شود، اما اهميت و زيبايي كار در اينجاست كه تمام اين كاراكترهاي متنوع و مصاديق بيروني و شخصيت هاي مختلف در منظومه اي گرد مي آيند كه حاصل بازتابندگي ذهنيات و روحيات كاراكتر اصلي است.

تمام ارزش هاي بصري «قوي سياه» در همين تلاقي و تداخل فرمي و مضموني شكل مي گيرد و البته در نوع انتخاب ساختار روايي و ميزانسن هايي كه معطوف به ويژگي هاي آن است و از دل آن بيرون مي آيد.
 
«قوي سياه» را به راستي مي توان شاخص ترين اثر سينمايي دارن آرونوفسكي دانست كه توانسته است از پس يك ريسك بزرگ سينمايي، با موفقيت برآيد؛ فيلمي كه از نمونه هاي نه چندان مشابهش در سال هاي اخير، يك سر و گردن بالاتر است.
 
مخاطب در «قوي سياه» در بستر سينمايي با فضايي انسان شناختي و هستي شناختي بر مبناي ذهنيات  و روحيات آدمي روبرو مي شود و در واقع به همان سان كه شاهد تمرين ها و تلاش هاي رقت انگيز كاراكتر اصلي است، خود نيز تمريني مهم و ارزشمند براي وارد شدن به جهان سينمايي كه كارگردان براي او آفريده، انجام مي دهد.

«قوي سياه» از سكانس هاي سرشار و ارزشمندي به لحاظ سينمايي برخوردار است كه از آن جمله مي توان به سكانس داخل قطار مترو اشاره كرد؛ جايي كه به ظرافت و دقت و زيبايي هر چه تمامتر شاهد مصداقي سينمايي از مفهوم همزاد هستيم.

اما ترديدي نيست كه  «قوي سياه» در عين تلاش، نشاط و انرژي كه از جهات مختلف در خود دارد، فيلم غم انگيزي است؛ فيلمي كه در گذار كاراكتر اصلي اش از مرز كودكانگي و معصوميت، به دنياي جنگ و جدال در زندگي بزرگترها، نشانگر تمام حسرت هاي و دريغ هايي است كه در چنين شرايطي دامنگير انسان مي شود.

شايد رقص باله چيزي باشد در برگيرنده ظرافت ها و زيبايي هاي ظاهري، اما «قوي سياه» حكايتگر تمرين براي رقصي در ميانه ميدان زندگي است، با همه اتفاقات مهيب،‌ حيرت آور و فرسايش دهنده اش./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار