کد خبر:۱۲۸۵۳۸
نقد و تحليل فيلم «شرط اول»؛
شرط اول چون كند فيلم ساز كج ...!
به نظر ميرسد يك نوع شتابزدگي مفرط در فيلم «شرط اول» وجود دارد كه باعث شده سازنده آن نتواند آن طور كه بايد و شايد نسبت به شاخصهها و عناصر حتي مهم اثرش حساسيت، دقت و وسواس لازم را از خود نشان دهد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ مسعود اطيابي با فيلم قبلي اش، «خروس جنگي» خاطره خوبي را در ذهن ما بر جاي گذاشته بود.
«خروس جنگي» يك فيلم خوش ساخت با مضموني بسيار مهم و ارزشمند و مبتني بر فكري درست و اصولي بود كه نهايتا منجر به يك فيلم جمع و جور و دوست داشتني شد.
خاطره خوب «خروس جنگي» در واقعه نتيجه همپوشاني تمامي اين مولفه هاي تاثيرگذار در يك فيلم سينمايي بود.
«خروس جنگي» هم مخاطب را مي خنداند، هم براي او اشاره ها و رهنمودهاي ارزشمندي به همراه داشت و هم توانست سطح فيلم هاي خانوادگي و كمدي سينماي بدنه ايران را به نرمي و خوشي و بدون هيچ ادا و اطواري ارتقا دهد.
خلاصه اينكه «خروس جنگي» يك فيلم خانوادگي خوب و منسجم بود، حاوي مضامين ارزشمند فكري و اخلاقي كه نمره قبولي گرفت.
اما فيلم «شرط اول» متاسفانه نسبت به اثر قبلي كارگردانش يك عقبگرد محسوب مي شود و نه حتي در جا زدن؛ گر چه بعضي از نشانه گذاري هاي ساختاري و مضموني فيلم قبلي در اين اثر هم به چشم مي خورد، اما به هيچ وجه داراي آن انسجام و قدرت داستاني و اجرايي نيست و نمي توان از آن دفاع كرد.
تلفيق امر ماورايي و قدسي همچون فرشته مرگ با اجراي طنز و فكاهه و هجو براي انتقال مضمون و مفهوم مد نظر، نيت خوب و راه درستي است، اما به شرط آن كه تمامي زمينه ها و مولفه ها تامين، و تدارك ديده شده باشد و اين اتفاقي است كه در فيلم «شرط اول» رخ نداده است كه دلايل آن متعدد و متنوعند.
فيلم اساسا نتوانسته است فضاي يكدست و منسجمي را متناسب با مضامين اخلاقي و ارزشي اش و قالب و ساختار روايي و سينمايي كه انتخاب كرده، پديد آورد.
اساسا اجراي فيلم در بخش هاي مختلف آن سست و بدون انرژي و قوت است، بازي ها در اكثر كاراكترها نازل و غير قابل دفاع است، داستانك ها و شخصيت هاي فرعي، كليشه اي و گاه حتي نزديك به مدل هاي معروف فيلم فارسي هستند و نهايت اينكه ريتم بد و ناجور فيلم در تلاقي با ساير حفره هاي ساختاري و مفهومي اش، فيلم را دچار معايب و كژي ها و كاستي هاي غير قابل اغماض كرده است.
علاوه بر همه اينها و به موازات تمام اين نكات، به نظر مي رسد يك نوع شتابزدگي مفرط در فيلم «شرط اول» وجود دارد كه باعث شده سازنده آن نتواند آن طور كه بايد و شايد نسبت به شاخصه ها و عناصر حتي مهم اثرش حساسيت، دقت و وسواس لازم را از خود نشان دهد.
اين شتابزدگي در سكانس هاي زيادي از فيلم به چشم مي خورد كه البته خود فيلمنامه مجموعه اي از اين چينش هاي شتابزده و بدون فكر دقيق است.
فكر اوليه فيلم كه بازتاب طنازانه موضوع جدي و مهمي است، در گرداب كليشه ها و سمبل كاري ها در حوزه هاي مختلف، منجر به اثري شده است كه نسبت به كار قبلي كارگردانش يك عقبگرد كامل محسوب مي شود.
همين امر هم باعث شده است كه در طول فيلم «شرط اول» شاهد رخ دادن وقايع و آمد و شد شخصيت ها و به عبارت بهتر تيپ هايي باشيم كه نه باورپذيرند، نه همزادپندارانه و نه اساسا از چفت و بست درستي برخوردارند؛ بدون اينكه مقدمه ها و زمينه هاي لازم براي هر يك از آنها پيش بيني و فراهم شده باشد.
متاسفانه «شرط اول» برخلاف فيلم قبلي كارگردانش اثري سست و غير قابل دفاع از كار درآمده كه تنها مي توان اميدوار بود كه حاصل يك اتفاق باشد و نه نشانه روند سقوطي سازنده اش./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰