مثل شهاب ثاقبي در دل شب
کد خبر:۱۲۸۵۵۵
تحليلي بر تجلي منويات امام در سينما - بخش اول؛

مثل شهاب ثاقبي در دل شب

براستي در طول 30 سال گذشته سينماگران ما تا چه حد توانسته‌اند و اساسا خواستند نسبت به انديشه ها و آرمان‌هاي امام از خود تلاشي نشان دهند و به راستي تجلي منويات والاي رهبر عاليقدر انقلاب در سينماي ايران چگونه بوده است و تا چه اندازه.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ امام خميني رهبر فقيد انقلاب اسلامي به راستي نقش بزرگي بر گردن هنر و بويژه سينماي ايران دارد.

شايد يكي از تجليات مهم و موثر و از جمله جذاب ترين اين نشانه ها تعبيري باشد كه ايشان در يكي از مهمترين فرازهاي انقلاب به يكي از جدي ترين و پر اهميت ترين سخنراني هايشان درباره سينما ابراز داشتند.

همان جمله معروفي كه امام پس از بازگشت به وطن در روز 12 بهمن سال 57 در اثناي سخنراني به ياد ماندني شان درباره سينما به ابراز عقيده پرداختند و با آن عبارت راهگشا و روشنشان تدبيري عالي و وافي از موضع يك رهبر جامع الشرايط و البته انقلابي و در يكي از خطيرترين برهه هاي تاريخ ايران نسبت سينما و اصحابش بر زبان راندند و فرمودند: «ما با سينما مخالف نيستيم ما با فحشا مخالفيم.»
 
اين جمله امام در آن نقطه طلايي نشان از اين داشت كه امام به خوبي بر اهميت سينما و نقش آن در تفكر و حيات بشر امروز واقفند.

امام در آن بيان تاريخي با هوشمندي و ظرافت راه هنر والا و ارزشمند سينما را از بيراهه ابتذال و نادرستي ها و پوچي ها و پلشتي ها جدا كردند و قوت قلبي شدند براي اهالي حرفه اي و صديق سينما.

اين البته تنها ابراز نظر امام درباره سينما نبود و ايشان پيش و پس از آن هم با جديت، قاطعيت و البته آگاهي و اشراف قابل توجهي نسبت به سينما به ابراز عقيده پرداخته بودند.

همچون اين جملات كه امام آن را در گفت وگو با گاردين به تاريخ 10/5/57 اعلام كردند: «‌مخالفت با برنامه هاي فاسد كننده اخلاق جوان و مخرب فرهنگي اسلامي نبايد مخالفت با سينما به حساب آيد ما با برنامه هايي كه تربيت كننده و به نفع رشد سالم اخلاقي و علمي جامعه باشد موافق هستيم.»

امام در گفت و گوي ديگري با اشپيگل همين مضمون را به بيان ديگري بازگويي مي كنند: «شما يك سينماي اخلاقي و علمي بياوريد، ببينيد كسي با آن مخالفت مي كند!» تمام اين بيانات با اين وضوح و روشني و با‌ آن قاطعيت و جديت وقتي از جانب شخصيتي همچون امام خميني بيان مي شود مي تواند نقش موثري در پيشبرد و ارتقاي سينماي يك جامعه ايفا كند و كمك شاياني باشد براي اصحاب سينما براي تلاش و تكاپوي زنده و پويا.

اما براستي در طول 30 سال گذشته سينماگران ما تا چه حد توانسته اند و اساسا خواستند نسبت به انديشه ها و آرمان هاي امام از خود تلاشي و سعي و كوششي نشان دهند و به راستي تجلي منويات والاي رهبر عاليقدر انقلاب در سينماي ايران چگونه بوده است و تا چه اندازه و چرا.

حقيقت تلخ آن است كه امروز با نگاهي به گذشته به اين نتيجه مي رسيم كه فقدان تاثيرات جدي و خلا تجليات موثر از منويات و آرمان هاي امام بيش و پيش از هرچيز ديگر و هر زمان ديگري در سينماي ايران احساس مي شود.

حقيقت آن است كه انديشه ها و آرمان هاي امام در هياهوي كر كننده ابتذال، تكسب و تعيوش تجارت پيشگانه سينماي ايران گمشده است و امام و انديشه هايش در سينماي ايران تنها در عكس هاي روي ديوار و ظواهر كوچك ديگري خلاصه شده كه حالا ديگر به چشم هم نمي آيند در حالي كه قرار بر اين بود كه امام و انديشه هاي ژرف و شگرفش نه فقط در ظواهر بلكه در مضامين و مفاهيم و كاركردهاي سينماورزانه نيز حضور جدي و معتبر و موثر داشته باشد.

آرمان هاي امام همچون عدالت، مبارزه با سرمايه داري زالو صفتانه، كمك به مظلومان عالم و توجه به محرومين و پابرهنه ها چه نماد و نمودي در سينماي امروز ما دارد سينمايي كه پس از سه دهه وقتي از مردم و انقلاب آرمان هاي والاي امام دور شد يا به دام ابتذال و فيلم فارسي افتاد يا به دره جشنواره زدگي روشن فكر مابي سقوط كرد.

سينمايي كه اين روزها بيش از هر زمان و زمانه ديگري دچار خلا انديشه و فقدان تلاش هاي ناب بر سر ايده ها و سوژه هاي بكر و جذاب شده است.

امروز و در مصاف ارزش ها و آرمان هاي امام و امت با عمله تفكرات بيگانه از دين و آيين اين مردم بيش و پيش از هر چيز جاي خالي هنرمندان خودساخته و دلباخته اي احساس مي شود كه به تجلي آرمان هاي سترگي دست يازند كه سال هاست غبار غفلت و انكار و اغفال و روي و ريا به خود گرفته است.

به راستي پس از گذشت سه دهه از انقلاب آيا سينما گران ما خواستند و توانستند ذره اي از بزرگي ها و رشادت هاي مردم و امام را در روزهاي انقلاب يا روزهاي جنگ به نمايش بگذارند.

سينما گراني كه حتي حاضر نيستند نگاهي به تابلو سبز و سرخ روزهاي رنج اين ملت بيندازند و تورقي بر كتاب خونين جنگ و جهاد بكنند و اين همه در حالي است كه ميدان هنر انقلاب بيش از هرزمان ديگري نيازمند نفس حق و مرشدي حقمدار و خدا محور است تا دلبستگان اين هنر گرد شمع وجود او جمع آيند و از نور حقيقت و اصالت او براي نگارگري آرمان هاي امام و امت بهره گيرند.

سهم اين ارزش ها از بيش از يكصد فيلمي كه بطور متوسط هر سال توليد مي شود چيست؟ چقدر است؟ و چرا؟

به جرات مي توان گفت اندك اگر نگوييم هيچ نمونه اخيرش كه با هزينه هاي گزاف و صرف زماني طولاني و حمايت هاي منحصر به فرد نهايتا منتهي به توليد فيلمي رقت آور، توهين آميز،‌ چندش آور و زننده شد به نام «فرزند صبح» اثر كارگردان پر ادعا و تهي به نام بهروز افخمي.
 
فيلمي كه بدترين و زننده ترين تصوير را از سال هاي مهمي از حيات امام به تصوير كشيد و شيفتگان و علاقه مندان به امام و حتي مخاطبان عادي را نيز حيرت زده كرد. به راستي اينان به چه حقي اينچنين بر گنجينه هاي اصيل و ذخاير معنوي و ملي يك سرزمين و بلكه جهان اسلام اينچنين چوب هراج مي زنند و به خود اجازه مي دهند به چنين شكل وقيحي با حثيت، شرافت و گذشته نوراني يك ملت اينچنين بازي كند.

اين مختصر شرح كوچكي از درد جانكاه و زخم بي بهبود سه دهه گذشته سينماي ايران است و شايد شقه شقه اي از زبان دردمندان اين حوزه. اي كاش شاهد باشيم روزي را كه سينماي ايران تبديل به يكي از اصلي ترين ميدان هاي تجلي منويات،‌ آمال، ‌آلام و آرمان هاي منحصر به فرد امام راحلمان باشد./انتهاي پيام/ 
پربازدیدترین آخرین اخبار